بزهكاري از خانه تا مدرسه
يك خانم معلم به عنوان خاطره اي از دوران كارياش از مواجهه با
نوجواني صحبت مي كند كه به هر شرارتي حتي دزدي دست مي زد. اين معلم با ريشه يابي
مشكل نوجوان به اين نتيجه رسيد كه او آرزو دارد به اين وسيله از مدرسه اخراج شود
تا مانند برادرش به آهنگري بپردازد و پولدار شود. به اين ترتيب خانم معلم با
هماهنگي مدرسه و برادر اين نوجوان برنامه اي ترتيب داد تا وي به صورت صوري از
مدرسه اخراج شود و در آهنگري برادرش مشغول به كار شود. پس از چند روز كه نوجوان با
سختي كار آهنگري دست و پنجه نرم كرد با خواهش خودش به مدرسه بازگشت و دست از شرارت
برداشت.