نقش باورهای دینی در پیشگیری از جرم


مقدمه

با نگاهی به آموزه های دینی می بینیم که آنچه امروزه از آن به عنوان پیشگیری از جرم یاد می شود در تار و پود پیام های آسمانی و رهنمودهای انبیا و اولیا الهی بوده است. و بالاتر از آن از آنجا که رسالت دین رهایی انسان از تباهی و فساد و گمراهی می باشد لذا پیشوایان دینی برای تحقق آن از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند و قبل از مبارزه با معلول با علت و زمینه گناه و جرم مبارزه می کردند و بر این اساس پیشگیری از انحراف و کژی درصدر وظایف رهبران دینی قرار داشته است.

بنابراین با توجه به آموزه های دینی در خصوص پیشگیری از جرم از اهمیت بالایی برای نظام قضایی کشور ما که مبتنی بر احکام اسلامی است برخوردار می باشد   

ادامه نوشته

نقش آموزه‌های دینی در پیشگیری از جرایم اجتماعی



همه مذاهب و ادیان الهی، انسانها را به درستی، راستی و فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی فرا خوانده اند.
به تعبیری شاید بتوان گفت كه علت انتخاب پیامبران الهی و انزال وحی و نیز دستورات دینی، نجات انسانها از رذایل اخلاقی و منع آنها از كارهای زشت و نامناسب و تشویق مردم به ایمان و نیكوكاری بوده است.
تحقیقات انجام شده در جوامع مذهبی نیز این مطلب را ثابت كرده است كه در ایام خاص نظیر ماه مبارك رمضان و... میزان جرم و جنایات كاهش قابل توجهی دارد كه این امر گویای نظریه فوق است.

ادامه نوشته

قتل و ناهنجاری‌های روانی- بخش نخست


سرآغاز: متهمان برخی پرونده‌های قتل مطرح در دادگاه‌ها براساس نظریات پزشکی قانونی دارای سابقه ابتلا به بیماری‌های روانی و معالجات مربوط هستند؛ اما بیماری روانی و عصبی آنها در حد جنون نمی‌باشد. حالات و رفتار و گفتار این دسته از متهمان در دادگاه و سوابق درمانی آنها دلالت بر این می‌نماید که آنان از توانایی ذهنی کاملی برخوردار نبوده و دچار چنان اختلالات روانی و دماغی هستند که به واسطه آن بر رفتار و گفتار و عملکرد خویش تسلط کامل ندارند و نمی‌توانند همچنان که افراد سالم تصمیم‌گیری می‌کنند، در مواقع مهم و اساسی تصمیم‌های متعارف و منطقی اتخاذ نمایند. این اختلالات گاه همانند جنون موجب زوال اراده و قدرت تصمیم‌گیری و در نهایت سبب ارتکاب جرم می‌شوند؛ اما در برخی موارد میزان این اختلالات در حد جنون نبوده و باعث زوال کامل و مطلق اراده نمی‌شود؛ ضمن آن که نمی‌توان آثار این اختلال را در تصمیم‌گیری متهم و ارتکاب جرم نادیده انگاشت.

ادامه نوشته

تکنیک های ابتدایی جرم شناسی


نخستین کالبد شکافی ثبت شده درسال 44 قبل ازمیلاد مسیح ، درمورد جولیوس سزار فرمانروای روم باستان انجام شد؛ سزار جمعی ازاعضای سنای روم، که می خواستند قدرت اورا تصاحب کنند، تاحد مرگ خنجر زده بودند. پس ازآن، پزشکی به نام انتیس تیوس جراحات وصدمه ی ناشی ازضربه های خنجر وارد برپیکرسزار را معاینه کرد. انتیس تیوس، نتیجه گرفت که گرچه 23 ضربه ی خنجر به پیکرسزار زده بودند، تنها یکی از ضربه ها، که مستقیما به قلب اواصابت کرده مرگباربود.
اگرچه کالبدشکافی می توانست علت مرگ را مشخص کند، اما درعهد باستان چنان که باید انجام نمی شد زیرا ، بسیاری ازفرهنگ ها براین باوربودند که برای رسیدن روح شخص به زندگی ابدی باید پیکر اودست نخورده باشد. ازآنجا که کالبد شکافی متضمن جداکردن بخش های بدن است ، دربسیاری ازفرهنگ های باستان ، با وحشت وبدبینی به آن نگریسته می شد.

ادامه نوشته

تضاد ارزشها و کاهش سن جرم


متهماني كه به اتهام آزار سه پسر نوجوان دستگير شده‌اند 18 تا 22 سال بيشتر ندارند. از سويي چهار متهمي نيز كه هفته گذشته به اتهام تعرض دسته‌جمعي در خميني‌شهر اعدام شدند 20 تا 25 سال بودند كه اين دو پرونده و موارد مشابه از كاهش سن ارتكاب جرايم خشن حكايت دارد.يكي از دلايلي كه در اين مورد مي‌توان بيان كرد وجود فرهنگ خشونت و تجاوز است كه در سال‌هاي اخير شيوع پيدا كرده و نمونه‌هاي وحشتناكي از آن را ديده‌ايم. اين خشونت‌ها به صورت برنامه فرهنگي در جامعه انتشار يافته و از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و به نسل‌هاي بعدي نيز مي‌رسد. در سال‌هاي اخير موضوع فرهنگ اجتماعي با موضوعات سياسي و امنيتي مخلوط شده و تعريف و تفسير صحيحي از فرهنگ و رفتار اجتماعي داده نشده است. اين رفتار باعث شده در فرآيند فرهنگ‌پذيري نوجوانان و جوانان اخلال ايجاد شود. از طرفي تضاد ارزش‌ها و تضاد هنجاري سبب شده

ادامه نوشته

بزه دیده شناسی عمل مجرمانه


مقدمه: دانش «جرم‌شناسي» يا «بزه‌شناسي» (Criminology) به صورت علمي در سال 1876 ميلادي با تأليف كتاب «انسان جنايتكار»1 توسط «سزار لمبروزو»2 (1909ـ1835م) به وجود آمد. البته در ابتدا، دانش جرم‌شناسي با عنوان «انسان‌شناسي جنايي» ناميده مي‌شد تا اين كه اصطلاح «جرم‌شناسي» براي نخستين بار در سال 1879 ميلادي توسط «توپيناز»3 به كار برده شد و «رافائل گاروفالو»4 (1934ـ1852م) نيز در سال 1885 ميلادي نخستين كتاب با عنوان «جرم‌شناسي» را تأليف كرد. اما به هر حال غالب مؤلفان، موسس علم جرم‌شناسي را «سزار لمبروزو» مي‌دانند.

جرم‌شناسي در تعريف سنتي و كلاسيك5 عبارت است از دانشي كه به تفسير و تحليل پديده مجرمانه (اعم از جرم و انحراف يا كجروي)،6 مجرم (بزهكار)، علل زيستي ـ اجتماعي ـ رواني به وجود آمدن پديده مجرمانه، پيشگيري از جرم و انحراف و نهايتاً اصلاح، تربيت، درمان و بازسازي مجرم مي‌پردازد. از پايان قرن نوزدهم ميلادي،

ادامه نوشته

بزه ديده شناسي


بزه ديده در حقوق كيفري با عناويني چون مجنی­ُ‌عليه و يا شاكي مورد توجه قانونگذار قرار گرفته و در متون فقهي نيز به زيان ديده از جرم،به­طور كلي، مجنی­‌عليه اطلاق مي‌شود ولي در هر جرم زيان ديده اصطلاح خاص خود را دارد مثل مسروق منه در سرقت و مجروح و مقتول در جرائم عليه اشخاص.

تاريخچه و بنيانگذاران:
تاريخ حقوق كيفري با نقش بزه ديده در وقوع عمل مجرمانه و نيز نقش او در دعاوي كيفري آشنا است بزه ديده از همان بدو تولد حقوق كيفري نقش عمده‌اي در دعاوي كيفري ايفا مي‌كرده و در واقع به تنهايي بازيگر نيمي از اين صحنه بوده است، بسياري از جرم شناسان از جمله عزت فتاح، فون هنتيگ (Von Hentig) را بنيانگذار بزه ديده شناسي نوين مي­دانند و كتاب وي را منشور بزه ديده شناسي به حساب مي‌آورند بنابراين بزه ديده‌شناسي علمي، تقريباٌ هفتاد سال پس از پيدايش جرم‌شناسي علمي ( با انتشار كتاب انسان بزهكار لمبروزو در سال 1876) در نيمه قرن بيستم به وجود آمد.

تعريف بزه ديده‌‌شناسي:

ادامه نوشته

بررسی انگیزه های جرم از دیدگاه روانشناختی


وجود اجتماع به عنوان یك واقعیت با جریان دائمی و تقسیم نقش افراد، ایجاب می كند كه جامعه در صلح و آرامش به سر برد. به عبارت دیگر جامعه باید (احساس ایمنی دائم) را در رگهای خود حس كند. اما این آرامش همیشه امكان پذیر نیست؛ چرا كه حاشیه نشینان اجتماع اعم از تهدید كنندگان امنیت و بزهكاران با یورش به این احساس دائمی ایمنی آن را به طور مداوم به خطر می اندازد.
یكی از جرم شناسان حكایتی دارد با این مضمون هر روز را از خانه برای رفتن به محل كار خود خارج می شدم، پیر زن همسایه را می دیدم كه نفسهایش یارای كشیدن بار سبك تن نحیف او را نداشتند و با این همه با سبدی در دست راه كوتاه خانه خود را تا مغازه نانوایی دور می زد و با طی مسافتی چند برابر بیشتر از راه كوتاه موجود خود را به مغازه نانوایی می رساند. روزی از او سئوال كردند كه چرا راه بسیار كوتاه تری را كه وجود دارد انتخاب نمی كنید. نگاهم كرد و گفت چون نمی خواهم هر روز دیوار زندان را كه در كنار خانه ماست ببینم.

ادامه نوشته