تجربه ساليان گذشته , عدم
كارائي نظام قضائي كشور را در حل و فصل صحيح و سريع اختلاف مردم به اثبات
رسانيده است . تلاش محاكم براي پايان دادن به منازعات به علت كثرت مراجعين
, كمبود كادر قضائي و تجهيزات ضروري , عملاً در بسياري موارد , جز
نارضايتي ثمري نداشته است . حتي آنان كه پس از مدتها تلاش و مراجعه به
دادگاههاي بدوي , تجديد نظر و احياناً طي مراحل رسيدگي هاي استثنايي موفق
به احقاق حقوق خود مي شوند به دليل اطاله دادرسي چنداتن رضايتي از نظام
قضائي كشور ندارند .
در سالهاي اخير توسعه سريع و بي قاعده زندگي شهري ,
افزايش قابل توجه جمعيت ويژه در شهرهاي بزرگ و مشكلات مالي فراگير و
گرايش عده اي به كسب درآمدهاي قابل توجه از طريق نامشروع و… موجب تزايد
اختلافات مردم و در نتيجه تشكيل هزاران پرونده حقوقي و كيفري در محاكم
دادگستري شده است .