يك خانم معلم به عنوان خاطره اي از دوران كاري‌اش از مواجهه با نوجواني صحبت مي كند كه به هر شرارتي حتي دزدي دست مي زد. اين معلم با ريشه يابي مشكل نوجوان به اين نتيجه رسيد كه او آرزو دارد به اين وسيله از مدرسه اخراج شود تا مانند برادرش به آهنگري بپردازد و پولدار شود. به اين ترتيب خانم معلم با هماهنگي مدرسه و برادر اين نوجوان برنامه اي ترتيب داد تا وي به صورت صوري از مدرسه اخراج شود و در آهنگري برادرش مشغول به كار شود. پس از چند روز كه نوجوان با سختي كار آهنگري دست و پنجه نرم كرد با خواهش خودش به مدرسه بازگشت و دست از شرارت برداشت.

يك كارشناس آموزشي نيز از دختر نوجواني صحبت مي كند كه با وجود برخورداري از زندگي مرفه از خانه فرار مي‌كند. خوشبختانه خانواده اين دختر نوجوان با بازگشت او به خانه با او رفتار مناسبي در پيش گرفتند و از بازگشتش به خانه استقبال كردند. والدين اين نوجوان با كمك گرفتن از اين كارشناس آموزشي دريافتند كه اين نوجوان فكر مي‌كند كه هيچ كس درخانه به او اهميت نمي دهد. در هردوي اين موارد اگر مدرسه و والدين رفتار درستي در قبال اين نوجوانان در پيش نمي‌گرفتند، شايد آنها تا آخر عمر به افرادي بزهكار تبديل مي شدند و آينده خود و جامعه را به خطر مي انداختند.

اما متأسفانه همه نوجوانان مانند اين دو نمونه خوش شانس نيستند كه از سوي مدرسه و والدين مورد حمايت قرار گيرند. هميشه نمي توان تضمين كرد كه نوجواني كه پشتش از شلاق پدر كبود است يا دختري كه در كلاس دائم چرت مي زند و جاي سوزن‌هاي بي شمار بر بازويش وجود دارد مورد توجه قرار مي گيرد و به فردي بزهكار و مجرم تبديل نمي شود. گفته هاي اخير رئيس انجمن مبارزه با آسيب‌هاي رفتاري هم وقتي نسبت به آهنگ صعودي بزهكاري در نوجوانان هشدار مي دهد تأييدي بر اين مدعا است.

دكتر بهرام يگانه در كنار فقر مالي، به عوامل خانوادگي بزهكاري در نوجوانان اشاره مي كند و تبعيض، خشونت، نامتوازن بودن توجه والدين به فرزندان، عقب ماندگي فرهنگي و علمي خانواده و از دست دادن يا جدايي والدين را از عوامل مؤثر در بزهكاري نوجوانان و جوانان معرفي مي‌كند و از والدين مي خواهد كه از به كار بردن برچسب ها و صفاتي كه بي ارزشي را القا مي كند بپرهيزند و با فرزندانشان ارتباط گرم، عاطفي و محبت آميز برقرار كنند. وي بر اين نكته نيز تأكيد مي كند كه نوجوانان بزهكار به جاي سپرده شدن به دستگاه قضايي و زندان به مراكز درماني هدايت شوند. دكتر يگانه مي گويد: «اگر نهادهايي چون آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها نقش خود را در اين زمينه به خوبي ايفا كنند، درصد بزهكاري نوجوانان در جامعه ما به‌طور محسوس كاهش خواهد يافت».

بزهكاري معمولاً در مورد جرايم نوجوانان زير18‌سال به كار مي رود و مختص كشور ما هم نيست. بلكه پديده اي جهاني است. غالباً چاقوكشي، فرار از منزل، دزدي، ضرب و جرح ديگران، ايجاد خرابكاري، مصرف الكل و مواد مخدر، قاچاق، تجاوز و قتل از جمله مهم ترين مواردي محسوب مي شود كه در زمره جرم ها و بزهكاري هاي مربوط به نوجوانان قرار مي‌گيرد. البته بعضي از نوجوانان گاهي چند تا از اين بزه ها را با هم انجام مي دهند. غالباً هم بزهكاري در بين پسران بيش از دختران ديده مي شود. برخي از نوجوانان بزهكار از خانواده هاي مشكل دار هستند يا به نحوي از آنها سوء استفاده شده. والدين بعضي از اين نوجوانان خلافكارند. برخي از نوجوانان هم با وجود داشتن خانواده سالم تحت تأثير افراد بزهكار ديگر قرار مي گيرند و غالباً از سوي آنها به سوي مصرف مواد مخدر كشيده مي شوند و پس از آن هم ممكن است به طرف ساير رفتارهاي بزهكارانه متمايل شوند.

اما چنان كه در مثال ها گفته شد ممكن است كه در واقع هيچ يك از اين عوامل واضح و مشخص موجب بزهكاري نوجوان نشده باشد. به طوركلي دلايل بزهكاري نوجوانان خيلي پيچيده است. نظير اين كه نوجوان از احساس تبعيض يا بي توجهي و تحقير رنج ببرد. نوجوانان بزهكار غالباً يكديگر را هم پيدا مي‌كنند و برخي با هم دسته هاي بزهكارانه تشكيل مي دهند و گاهي برخي از بزرگسالان بزهكار به راحتي آنها را براي اهداف خود دستاويز قرار مي‌دهند. طبيعي است كه ديدگاه بدبينانه و يا بي‌تفاوتي آنها نسبت به اجتماع يا نهادهاي عمومي نظير مدرسه، هم خود آنها و هم جامعه را دچار مشكلات زيادي مي‌كند. در حالي كه به كارگيري رفتار حرفه‌اي و درست با نوجوان در خانه و مدرسه مي‌تواند او را به زندگي سالم اجتماعي برگرداند.

مهارت رفتار صحيح با نوجوانان

طبيعي است كه اكثر مشكلات نوجوانان كه منجر به روي آوردن آنها به بزهكاري مي شود ريشه در خانواده دارد. رفتارهاي والدين در بسياري از موارد از ندانم كاري ريشه مي گيرد. به عنوان مثال اتفاقى كه به وفور در خانواده ها رخ مى دهد اين است كه آنها به محض مشاهده كوچك ترين رفتارى كه ممكن است در دوران بلوغ طبيعى باشد به برخورد خشن متوسل مى شوند. درحالى كه اين نحوه برخورد به پنهان‌كارى مى انجامد و در اين شرايط كاملاً از كنترل خارج مى شود.

به عبارتى اگر والدين و در كنار آنها مدارس نحوه رفتار با نوجوان را ندانند ممكن است نه تنها مشكلات آنها را حل نكنند بلكه به آن دامن هم بزنند. در نتيجه ممكن است مدرسه به مركز ايجاد بحران هاى روحى و مبادله اطلاعات پنهان، تبديل شود. همچنين ممكن است در مدرسه تبادل مواد مخدر و تصاوير و نوارهاى نامناسب صورت بگيرد و كشيدن سيگار و گردش و تفريحات ناسالم باب شود.

سيمين عفيفي روانشناس درباره برخي از رفتارهاي نادرست در خانواده ها مي‌گويد: «وجود تبعيض بين فرزندان، در آنها عقده حقارت و حس بدبيني ايجاد مي كند. همچنين تنبيه بدني كودكان و نوجوانان ريشه بسياري از خشونت ها و حتي جنايت‌هايي است كه از نوجوانان سر مي زند چراكه در آنها عقده هاي رواني ايجاد مي كند. برخي از خانواده‌ها هم به دلايلي از جمله بي سوادي، ايستا بودن و شركت نكردن در فعاليت هاي اجتماعي، كمي اطلاعات، رها كردن فرزندان، دعواهاي خانوادگي، وجود طلاق و سن زياد قادر نيستند به آنها ارزش هاي مورد تأييد جامعه را بياموزند. در نتيجه فرزندان آنها گاهي ارزش هاي اجتماعي و خوب و بد را نمي‌‌آموزند و نمي‌دانند كه لازم است به مقررات احترام بگذارند.

والديني كه خودشان دچار انحرافاتي نظير اعتياد هستند هم غالباً از تربيت فرزندان سالم عاجزند. در اين ميان اگر فقر هم گريبان خانواده را گرفته باشد و نوجوان در محيطي باشد كه امكان پيدا كردن دوستان بزهكار را داشته باشد و كسي هم نوجوان را از ديدن فيلم هاي خشن منع نكند، احتمال اين كه وي به فردي بزهكار تبديل شود زياد است. از طرف ديگر جامعه و به ويژه مراكز آموزشي و تربيتي هم لازم است بپذيرند كه نوجوان بزهكار در درجه اول انسان است و نياز به كمك و چه بسا درمان دارد. پس به جاي برخوردهايي كه منجر به بزهكاري دائمي او مي‌شود، بايد به كمك او شتافت».

مدارس نقش ياور خانواده را بازي كنند

نقشي كه نهادهاي آموزشي به ويژه مدرسه ها مي‌توانند در رفع مشكلات نوجوانان مستعد بزهكاري و يا حتي نوجوانان بزهكار انجام دهند بسيار مهم و تعيين‌كننده است. به خاطر همين است كه نظام هاي آموزشي بسياري از كشورها هدف ايجاد مهارت‌هاي غير درسي نظير افزايش آستانه تحمل و بردباري براي مواجهه با پيچيدگي هاي جوامع امروزي را جدي مي‌گيرند.

محترم شجاعي كارشناس علوم تربيتي مي‌گويد: «بهبود پندار درباره خود، افزايش اعتماد به نفس، كاهش احساس حقارت، توانايي بحث كردن، درست ديدن مسائل و نحوه سازگاري با اجتماع از مهارت‌هايي است كه مي‌توان در مدرسه به دانش آموزان آموخت تا بهتر با مشكلاتشان رودررو شوند». اما گاهي برخي از افراد در كادر مدرسه پيدا مي شوند كه نه تنها كاري در جهت حل مشكلات نوجوان پيدا نمي‌كنند بلكه به آن دامن هم مي زنند. به عنوان مثال نوجواني كه دچار مشكل است را وادار مي‌كنند براي آنها جاسوسي كند تا از تنبيه يا اخراج و... رهايي يابد.

بسيارى از نوجوانان ما از خلأهاى احساسى و عاطفى اى رنج مى برند كه به واكنش هاى غيرقابل پيش بينى در آنها منجر مى شود. بى توجهى به نيازهاى روانى دانش آموزان در سنين نوجوانى ناهنجارى هاى رفتارى و عاطفى و به دنبال خود بزهكاري را به دنبال مى آورد. با اين وجود به نظر مي‌رسد هم و غم مدارس و خانواده ها تنها درس خواندن بچه ها است و كسى چندان به نيازهاى روانى آنها توجه نمى كند. معمولاً مددكارى هم در كنار خانواده ها و در مدارس وجود ندارد و به اين ترتيب نمي توان ناهنجاري ها را كنترل كرد و از به وجود آمدن نوجوانان بزهكار جلوگيري كرد. اين در حالي است كه والدين با توجيه اين كه مدرسه مراقب فرزندانشان است وظيفه حفاظتي خود را نيز بيش از پيش فراموش مي كنند و تلاش هم نمي كنند تا شيوه رفتار درست با فرزندانشان را بياموزند. در اين شرايط نمي‌توان انتظاري جز افزايش تعداد نوجوانان بزهكار داشت.

 

منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 08/06/1388