آزاده معصومى

يكى از پارامترهاى مورد مداقه و پذيرفته‏شده در جوامع بشرى، «حريم خصوصى‏» يا همان «حريم شخصى‏» افراد جامعه است . جوامع انسانى فارغ از نو و كهنه بودن، پيشرفته يا در حال توسعه، پادشاهى يا جمهورى ... . اين حق را براى شهروندان خود قائلند كه آنان در چارچوب ضوابطى، در حريم خصوصى و شخصى خود كاملا احساس آزادى و امنيت كنند .

اساسا مفهوم مترتب بر واژه تركيبى «حريم شخصى‏» نيز مؤيد اين نكته است كه اين فضاى خاص كاملا فردى و خصوصى بوده، جز در مواردى بسيار خاص و ويژه، هيچ كس حق ورود به آن و شكستن حرمت، امنيت وخلوت اين حريم را ندارد .

اين حق در دين مبين اسلام كه بر حقوق فردى و انسانى اشخاص تاكيدى ويژه دارد، بيش از پيش مورد توجه و نظر قرار گرفته است . در حكومتى كه بر پايه مبانى دينى بنا شده است، حريم شخصى افراد مورد احترام همه دست اندركاران امور اداره كشور است و بارها ديده شده است كه زمانى كه حريم شخصى فرد يا افرادى توسط فرد يا افراد ديگرى مورد تعرض قرار گرفته، متعرضان به شديدترين شكل ممكن مجازات شده‏اند; زيرا حافظان و مجريان قانون و نيز نيروهاى انتظامى كه پاسدار حريم شخصى افراد جامعه هستند، خود نيز به اين موضوع اعتقاد كامل دارند .

اما چندى است كه در خبرهاى منتشره در مطبوعات و ديگر رسانه‏هاى گروهى از شكسته شدن حريم شخصى افراد به ويژه جوانان سخن به ميان مى‏آيد . تا جايى كه دور هم جمع شدن چند دختر جوان، در قالب فيلم ويدئويى در سطح جامعه پخش مى‏شود كه نتيجه آن چيزى نيست جز خودكشى چند تن از شركت كنندگان دراين جمع دوستانه و البته كاملا شرعى، اخلاقى و قانونى .

از سوى ديگر جمعى مشابه كه در خوابگاه دختران يكى از دانشگاه‏ها تشكيل شده است، تبديل مى‏شوند به قهرمانان اين فيلم داستانى كه البته اين فيلم نيز نتيجه‏اى بهتر از فيلم قبلى ندارد .

پس از اين دو رويداد ناخوشايند، بسيارى از صاحب‏نظران به عرصه اظهار نظر قدم مى‏گذارند و خواستار برخورد جدى با عاملان شكسته شدن اين دو حريم مى‏شوند .

يكى از رده‏هاى ارشد نيروى انتظامى نيز در اظهارنظرى كوتاه - كه در يكى از روزنامه‏هاى صبح به چاپ مى‏رسيد - تنها به ذكر هشدار به خانواده‏ها مبنى بر جلوگيرى از حضور فرزندانشان در ميهمانى‏هاى اين‏چنينى بسنده مى‏كند كه البته واضح است چنين توقعى چندان منطقى به نظر نمى‏رسد; هر چند كه در اين اظهار نظر برخورد با عاملان شكسته شدن اين حريم نيز مورد توجه قرار گرفت . به هر حال اين دو مورد تنها گوشه‏هايى از حريم‏هاى شخصى بودند كه در اين مدت شكسته شدند .

در يك تعريف كلى، افشاگرى و افشاى مسائل حريم خصوصى افراد، يعنى آشكار كردن هر نوع رفتار، كردار، پندار، نوشتار و گفتارى كه حامل يا عامل آن به هر انگيزه و انگيخته‏اى سعى در نهان داشتن آن دارد . بر همين اساس مى‏توان به جهات گوناگون، اين كنش را تقسيم‏بندى و طبقه بندى كرد . براى نمونه به اعتبار ماهيت آن مى‏توان افشاگرى را به افشاگرى صادق و افشاگرى كاذب تقسيم كرد . افشاگرى صادق، متضمن بر گرفتن حجاب از روى حقيقت و واقعيت است; در صورتى كه افشاگرى كاذب اين گونه نيست . به اعتبار انگيزه و انگيخته نيز مى‏توان افشاگرى را به سازنده و تخريبى تقسيم كرد . به اعتبار هدف نيز مى‏توان دو نوع افشاگرى يعنى افشاگرى با هدف به دست آوردن قدرت يا از بين بردن فردى و افشاگرى با هدف تصحيح و تلطيف قدرت و يا افشاگرى با هدف دفاع از حيثيت و امنيت ملى و يا افشاگرى به منظور هجمه به حيثيت و امنيت ملى را از يكديگر تفكيك كرد .
پيامدهاى ورود به حريم خصوصى افراد

ورود به حريم خصوصى افراد و افشاى مطالب خصوصى زندگى آنها قطعا پيامدهايى وسيع و منفى در جامعه به دنبال دارد .

آن چنان كه احمد پورنجاتى رئيس كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى مى‏گويد: يكى از مهم‏ترين پيامدهاى اين پديده اين است كه يك حلقه معيوب در جامعه پديد مى‏آورد . با اين توضيح كه افشاگرى بدون واكنش نمى‏ماند و خود به خود ديگران را وادار به واكنش مى‏كند . (1) نتيجه و محصول ورود به حريم خصوصى افراد و افشاى آن حريم نيز منجر به از بين رفتن حرمت افراد، بى اعتبار شدن مصالح جامعه و به خطر افتادن آينده يك جامعه مى‏شود .

همچنين «افشاگرى همانند يك ويروس، پاكيزگى اخلاقى فرد را مخدوش مى‏كند و افشاگران بى پروا رعايت‏حدود قانون و اخلاق را نمى‏كنند ... . اگر مرجعى باشد كه بخواهد بر اساس موازين شرعى، اخلاقى و قانونى پديده افشاگرى را بررسى كند و عملكرد توليدكنندگان موضوعات افشاگرى و پيگيرى كنندگان آن را زير ذره‏بين نظاره كند، متوجه مى‏شود، ريشه بسيارى از نابسامانى‏ها در پديده افشاگرى نهفته است .» (2)

از سوى ديگر ورود به حريم خصوصى افراد، مانند ويروس شيوع‏پذيرى است كه هيچ جسم و روحى را از گزند خود مصون نمى‏دارد و مى‏تواند مانند آلت‏برنده‏اى در دست هر فردى قرار گيرد . افزون بر اين، گسترش اين نوع رفتار در جامعه، بنيان‏هاى اعتماد جامعه را فرو مى‏پاشد، ريشه‏هاى مقبوليت و مشروعيت جامعه را مى‏خشكاند، باورهاى مردم را تخريب مى‏كند، بستر روانى و اجتماعى را براى تاثيرگذارى شايعات گوناگون مهيا مى‏كند، جامعه را مستعد انفعال و اعتراض مى‏گرداند، شكاف بين مردم را تعميق مى‏كند و امنيت معنوى و شخصيت روانى را در همگان سلب مى‏كند .
راه حل رفع آثار افشاى حريم خصوصى افراد

يكى از راه حل‏هاى اين امر، بى اثر كردن فعاليت افشاگران است; به گونه‏اى كه آنها را به تحويل مدارك و مستنداتشان به مراجع قانونى واداشت و در نهايت نيز به آنها بى اعتنايى كرد . در همين راستا دكتر طه هاشمى نماينده پيشين مجلس معتقد است: «بايد راهكارهاى اجرايى رفع اين معضل، به‏ويژه در جلسه سران به صورت جدى تهيه شود تا از دستگاه‏هاى مسئول خواسته شود كه نه تنها خودشان اين رويه‏ها را با سكوت يا هماوايى تقويت نكنند، بلكه با آن قاطعانه برخورد كنند ... . اگر مسئولان به اين اراده برسند كه آفت افشاگرى مثل موريانه به جان مردم افتاده، قطعا عزم برخورد با اين پديده را هم پيدا خواهند كرد . به نظر من به محض اينكه يك رسانه، حزب، گروه يا قبيله‏اى به سمت تخريبگرى و با نام افشاگرى رفت، بايد ايستاد و با او بدون مسامحه برخورد كرد . (3)

 

 

پى‏نوشت:

1 .
روزنامه ايران . 18 دى ماه‏1381 .

2 .
همان .

3 .
روزنامه ايران، 16 دى ماه‏1381 .

منبع:پگاه حوزه،شماره 94