احمد محيطي اردكاني
زود و منظم به بازار رفتن
در روايات آمده است انسان نبايد زودتر از همه وارد بازار شود و ديرتر از همه از آن خارج گردد؛(1) ولي دير به بازار رفتن نيز مورد نكوهش اسلام است.
معلّي بن خُنيس مي‏گويد: در حالي‏كه دير به بازار مي‏رفتم،امام صادق عليه‏السلام مرا ديد و فرمود: زود به بازار رو كه موجب عزّت تو است.(2)
در روايتي ديگر امام صادق عليه‏السلام به خالد بن نجيع مي‏فرمايد: سلام مرا به اصحابتان برسانيد و به ايشان بگوييد جعفر بن محمد به شما سلام مي‏رساند و مي‏گويد: برشماباد تقواي الهي و آنچه باعث مي‏شود شما به آنچه نزد خدا است، دست يابيد؛ به خدا سوگند، امر نمي‏كنم به شما مگر آنچه را كه خودمان را به آن امر مي‏كنيم. برشماباد به كوشش و جدّيت. وقتي نماز صبح گزارديد، زود براي كسب روزي حركت كنيد و حلال بخواهيد. خداوند شما را كمك مي‏كند و روزي مي‏دهد.(3)
ولي سفارش شده بين طلوع فجر و طلوع خورشيد تجارت نكنيد. پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ازتجارت بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد، نهي كرد.(4)
البته خوابيدن در اين موقع نيز نكوهش شده است. اين هنگام، بهترين فرصت براي تلاوت قرآن و كسب فضايل و معارف است كه بايد مغتنم شمرده شود. بسياري از صالحان اين زمان را غنيمت شمرده، در مغازه‏هاي خويش به تلاوت قرآن مي‏پرداختند.
دعا و داد و ستد
اگر كسي دست از كار بشويد و شب و روز به دعا و عبادت و نماز و روزه پردازد، از مسيرحق خارج گرديده، خداوند متعال روزي‏اش را تضمين نكرده است.
علي بن عبدالعزيز مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام فرمود: عمربن مسلم چه مي‏كند؟
گفتم: فدايت گردم، از تجارت روي گردانده و مشغول عبادت شده است.
حضرت فرمود: واي براو، آيا مي‏داند كسي كه پي كسب نرود، دعايش مستجاب نمي‏شود؟
در سوره طلاق چنين مي‏خوانيم:
«
مَنْ يَتَّق اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبْ»(5)
كسي كه تقواي الهي پيشه كند، خداوند متعال برايش راه نجات قرار مي‏دهد و از جايي كه گمان ندارد روزي‏اش مي‏دهد.
گروهي از اصحاب پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، پس از نزول اين آيه، درهاي خانه‏هايشان را به روي خود بستند، مشغول عبادت شدند و گفتند: همين كلام خداوند براي ما كافي است.
وقتي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آگاه شد، به آنها فرمود: چرا چنين مي‏كنيد؟
گفتند: خداوند روزي ما را تضمين كرده، ما به عبادت وي روي آورده‏ايم.
پيامبراكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: هركه چنين كند، خدا دعايش را اجابت نمي‏كند. بايد در پي كسب باشيد.(6)
دعا هرگز جاي كسب را نمي‏گيرد؛ ولي سفارش شده هنگام داد و ستد بسيار خدا را ياد كنيد. امام صادق عليه‏السلام بازاريان را به ذكر خدا سفارش مي‏كند و مي‏فرمايد: كسي كه در بازارها به ياد خدا باشد، به تعداد افراد آن بازار گناهانش آمرزيده مي‏شود.(7)
دعاهاي گوناگوني رسيده كه اگر هنگام داد و ستد خوانده شود، بركات بسيار دارد. امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: هنگامي كه خواستيد چيزي بخريد، اين دعا را بخوانيد:
امام صادق عليه‏السلام بازاريان را به ذكر خدا سفارش مي‏كند
و مي‏فرمايد:
كسي كه در بازارها
به ياد خدا باشد، به
تعداد افراد آن
بازار گناهانش آمرزيده مي‏شود.
«
يا حَيُّ يا قَيُّومُ، يا دائِمُ، يا رَؤُوفُ، يارَحيمُ، اَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ اَنْ تُقَسِّمَ لي مِنَ التِّجارَةِ الْيَوْمَ اَعْظَمُها رِزْقاً وَ اَوْسَعُها فَضْلاً وَ خَيْرُها عاقِبَةً فَاِنَّهُ لاخَيرَ فيما لاعاقِبَةَ لَهُ
پيرايه‏هاي تجارت و داد و ستد
هرقدر ارزش مادّي تجارت زياد باشد، تا وقتي اهداف معنوي‏اش مورد توجه نباشد و به اجتماع و اخلاق و مصالح عموم زيان رساند، از نظر اسلام بي‏ارزش است. بدين سبب، تحصيل مال از راه ربا، احتكار، غش در معامله، كم فروشي، بي‏انصافي، دروغ و امثال آن ـ كه موجب ركود چرخهاي اقتصادي است.ـ در اسلام ممنوع است.
خريد و فروش مشروبات الكلي، آلات قمار و انگور براي تهيه شراب در اسلام جايز نيست؛ زيرا به مصالح و اخلاق عمومي زيان مي‏رساند.
بعضي از راههاي ممنوع كسب در آمد به اختصار عبارت است از:
1
ـ ربا
يكي از راههاي نامشروع كسب در آمد، رباخواري است كه در آيات و روايات بسيار مورد نكوهش قرار گرفته، از گناهان بزرگ شمرده شده است. خداوند متعال مي‏فرمايد:
«...
فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَاْذَنُوا بِحَرْبِ مِنَ اللّه وَ رَسُولِهِ...»(8) ...پس اگر اين عمل (ربا) را ترك نكنيد، (معنايش) اعلام جنگ با خدا و رسول او است... امام صادق عليه‏السلام در تفسير اين آيه فرمود:
رباخوار، بعد از آنكه حجّت و آيات الهي بر او تمام شد و معلوم گرديد او رباخوار است، بار اوّل بايد ادب شود؛ اگر تكرار كرد، دوباره بايد تأيب گردد و براي بار سوم بايد كشته شود.(9)
به امام صادق عليه‏السلام اطلاع دادند: مردي رباخوار است. حضرت فرمود: اگر خداوند به من قدرت مي‏داد (و حكومتي داشتم)، او را گردن مي‏زدم.(10)
آن حضرت در حديثي ديگر فرمود: (گناه) يك درهم‏ربا نزد خداوند از (گناه) هفتاد بار زنا با محارم در مسجدالحرام بزرگتر است.(11)
2
ـ احتكار
اسلام براي استوار كردن مصالح مردم و برقرار ساختن توازن اجتماعي ـ اقتصادي و تضمين حقوق مستمندان و درهم كوبيدن انواع سودجويي‏هاي فردي و گروهي پيش‏بيني‏هاي لازم راكرده، احتكار و ربا و امثال آن را ممنوع ساخته است. پيامبراكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: تاجر و كسي كه براي رونق بازار كالاهاي مورد نياز را وارد مي‏كند، كامياب است؛ ولي احتكار كننده مورد لعن و نفرين است.(12)
در روايتي ديگر فرمود: اگر بنده‏اي به عنوان دزد در پيشگاه خدا حاضر شود، بهتر است از اين كه طعامي را چهل روز احتكار كرده باشد.(13)
آن حضرت همچنين فرمود: خوراكيها را جز گناهكار احتكار نمي‏كند.(14)
اميرمؤمنان در نامه‏اي به مالك‏اشتر چنين نوشت: اي مالك! از احتكار جلوگيري كن؛ زيرا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آن را منع فرمود. خريد و فروش بايد طبق موازين عدالت رواج يابد، كه به خريدار و فروشنده ستم نشود. بنابراين، اگرـ پس از نهي توـ كسي مرتكب عمل زشت احتكار شد، از عفوش بپرهيز و به سختي مجازاتش كن تا مورد عبرت ديگران گردد.(15)
درباره حكم و شرايط احتكار و كالاهايي كه احتكار آنها ممنوع است، بايد به رساله‏هاي عمليه و كتب فقهي علماي بزرگ اسلام مراجعه شود.
در موقع كمبود ارزاق عمومي
كمبود ارزاق عمومي، يكي از مشكلاتي است كه گاه دامنگير جوامع مي‏شود. اگر به دستور عدل گستر اسلام عمل شود، مشكل به خوبي پشت سر گذاشته مي‏شود و به كسي آسيب نمي‏رسد.
مُعتّب، خادم و وكيل مورد اطمينان امام صادق عليه‏السلام ، مي‏گويد: در حالي كه نرخ گندم و نان در مدينه هر روز بالا مي‏رفت و نگراني و وحشت بر مردم چيره شده بود، امام صادق عليه‏السلام از مخارج خانه خود پرسيد: عرض كردم: به اندازه چندين ماه غذا داريم.
حضرت فرمود: آن را به بازار ببر و در معرض فروش بگذار.
گفتم: گندم در مدينه ناياب است؛ اگر بفروشيم، ديگر خريدن آن ممكن نيست.
حضرت فرمود: همين كه گفتم، همه را بفروش.
امر امام عليه‏السلام را امتثال كردم. نتيجه را به امام گزارش دادم. امام فرمود: از اين پس، نان خانه را روز به روز خريداري كن تا در تهيه نان با ديگران تفاوتي نداشته باشيم.... از اين به بعد، بايد نان ما نيمي از گندم و نيمي از جو باشد تا در پيشگاه الهي اندازه‏گيري در زندگي را رعايت كرده باشم.(16)
آيا ما نيز هنگام كمبود ارزاق چنين مي‏كنيم؟! يا اين كه هرگاه احتمال كمبود كالايي را دهيم با ذخيره سازي آن مشكل را چندين برابر مي‏سازيم؟!
3
ـ غِش در معامله
غش يعني مخلوط كردن جنس خوب و با جنس نامرغوب و مجموع را به نام جنس خوب به قيمت آن فروختن؛ براي مثال مخلوط كردن شير و آب و فروختن آن به قيمت شيرخالص.
رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: از مانيست آن كه به ديگران غش و خيانت كند.(17)
آن حضرت همچنين فرمود: هركس در خريد و فروش با مسلماني غش كند، از ما نيست. و در روز قيامت با يهود محشور خواهد شد؛ زيرا يهوديان بيش از همه با مسلمانان نيرنگ مي‏ورزند.(18)
امام باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبرخدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در بازار مدينه گندم فروشي‏اي را ديد و به او فرمود: غذاي خوبي مي‏بينم.
آنگاه بهاي آن را پرسيد: در اين هنگام، از طرف خداوند متعال چنان پيام رسيد كه دست در جنس فروبر. حضرت چنين كرد و گندمهاي نامرغوب آشكار شد. پس به فروشنده فرمود: كارتو خيانت و فريب مسلمانان است.(19)
اگر مكان يا زمان باعث دگرگوني جنس شود و هويّت آن را از چشم مشتري پنهان سازد، نبايد در آن مكان و زمان معامله كرد تا مشتري دچار «غش» نشود. هشام ابن حكم مي‏گويد: امام كاظم عليه‏السلام مرا ديد كه در سايه لباس مي‏فروشم. فرمود: هشام! معامله كردن در سايه غش است و غش حلال نيست.(20)
همزمان نبودن با شعائر مذهبي
وقت كار نبايد با زمان شعائر ديني مانند نماز جمعه، نمازهاي واجب روزانه و عزاداري تاسوعا و عاشورا همزمان باشد؛ زيرا كار در اين زمانها بي توجهي به شعائرالهي شمرده مي‏شود. خداوند مي‏فرمايد:
«
وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَاللّهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوب.»(21)
كسي كه شعائر الهي را بزرگ بشمارد پس (بزرگداشت) اين شعائر از تقواي قلب‏ها است.
حسين بن يسار، يار امام هفتم عليه‏السلام ، از آن حضرت در باره آيه «رجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارِةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِاللّه»(22) پرسيد: حضرت فرمود: آنان كسبه‏اي هستند كه تجارتشان باعث غفلت آنها از ياد خدا نمي‏شود. چون وقت نماز فرا رسد، كار را رها كرده، سراغ نماز مي‏روند.(23)
تجارتِ سعد و نماز اوّل وقت
امام محمدباقر عليه‏السلام فرمود: سعد، از پيروان حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، بسيار مستمند بود و از اصحاب «صُفّه»(24) شمرده مي‏شد. او پشت سر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نماز مي‏گزارد و حضرت از تنگدستي‏اش متأثّر بود. روزي به او چنان وعده داد كه اگر مالي به دست آورد، بي‏نيازش مي‏سازد. مدّتي گذشت، چيزي به دست حضرت نيامد و افسردگي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بيشتر شد. در اين هنگام، جبرئيل فرود آمد، دو درهم به وي داد و عرض كرد: خداوند مي‏فرمايد: ما از اندوه تو درباره سعد آگاهيم. اگر مي‏خواهي از اين حالت بيرون آيد، اين دو درهم را به او بده و بگو خريد و فروش كند.
چون حضرت براي نماز ظهر از منزل خارج شد، سعد را مشاهده كرد كه به انتظار وي بر در يكي از حجره‏ها ايستاده است. به او فرمود: آيا مي‏تواني تجارت كني؟
عرض كرد: سوگند به خدا، سرمايه ندارم.
حضرت درهمها را به او داد و فرمود: با همين خريد و فروش كن.
سعد پول را گرفت و براي گزاردن نماز در خدمت حضرت به مسجد رفت. وقتي نماز ظهر و عصر گزارد، حضرت به او فرمود: حركت كن براي طلب روزي.
سعد بيرون رفت و معامله را شروع كرد. بتدريج وضع مالي‏اش رونق يافت، به طوري كه در جنب مسجد مغازه‏اي باز كرد و اموال و اجناس خود را در آنجا در معرض فروش قرار داد. رفته رفته كارش بسيار شد تا آنجا كه وقتي بلال اذان مي‏گفت و حضرت براي نماز بيرون مي‏آمد، سعد را مي‏ديد كه هنوز خود را براي نماز آماده نكرده است.
يك روز پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: اي سعد! دنيا تو را مشغول كرده، از نماز اوّل وقت باز داشته است.
عرض كرد: چه كنم؟ اموال را بگذارم تا ضايع شود؟ به كسي جنسي فروخته‏ام، مي‏خواهم بهاي آن را بگيرم و از ديگري جنسي خريده‏ام، بايد تحويل بگيرم و بهايش را بپردازم.
پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از مشاهده كثرت اشتغال سعد و فزوني مال و بازماندنش از عبادت و بندگي خدا بيش از زمان تنگدستي‏اش افسرده گشت.
روزي جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند مي‏فرمايد: من از ناراحتي تو برسعد آگاهم، اينك كدام حال را برايش مي‏پسندي، وضع قبلي يا اشتغال كنوني‏اش؟
حضرت فرمود: تنگدستي سابقش را برايش بهتر مي‏دانم؛ زيرا دنياي او آخرتش را بر باد مي‏دهد.
جبرئيل گفت: آري، علاقه به دنيا و ثروت انسان را از ياد آخرت غافل مي‏كند. اگر وضع گذشته‏اش را مي‏خواهي، آن دو درهمي كه به او داده بودي پس بگير.
حضرت از منزل خارج شده، به سعد فرمود: نمي‏خواهي آن دو درهمي كه به تو دادم، پس دهي؟
عرض كرد: اگر دويست درهم بخواهي، مي‏دهم.
حضرت فرمود: همان دو درهم كافي است.
چيزي نگذشت كه وضع سعد به حالت اول برگشت.(25)
پاورقيها:
11
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص 427.
1
ـ رسول خدا(ص) از جبرئيل پرسيد: كدام نقطه از زمين نزد خداوند متعال محبوبتر است؟ جبرئيل جواب داد: مساجد و محبوبترين مردم نزد خدا كسي است كه زودتر ار ديگران به مسجد وارد و ديرتر از ديگران خارج گردد. بعد پرسيد: كدام نقطه زمين نزد خداوند متعال مبغوضتر است؟ پاسخ داد: بازارها و مبغوضترين مردم كسي است كه زودتر ار همه به بازار آيد و ديرتر از همه از آن خارج شود. (وسائل الشيعه، ج 12، ص 345).
13
ـ سفينة‏البحار، ج 1، ص 291.
16
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص 321.
19
ـ همان، ص 209 و 210.
12
ـ همان، ص 313.
14
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص 314.
15
ـ نهج البلاغه، نامه حضرت علي(ع) به مالك اشتر؛ وسايل الشيعه، ج 12، ص 315.
18
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص .21.
10
ـ اخلاق در بازار، حسن صنعتكار، ص 105.
17
ـ اخلاق در بازار، ص 97.
25
ـ اخلاق در بازار، ص 116 و 115.
24
ـ گروهي كه به سبب نداشتن منزل در يكي از غرفه‏هاي مسجد زندگي مي‏كردند.
23
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص 297؛ الفروع من الكافي، ج 5، ص 154.
20
ـ الفروع من الكافي، ج 5، ص 161.
22
ـ نور، آيه 37.
2
ـ همان، ص 3، ح 2.
21
ـ حج، آيه 32.
3
ـ همان، ص 12.
4
ـ همان، ص 295.
5
ـ سوره طلاق، آيه 2 و 3.
6
ـ وسايل الشيعه، ج 12، ص 15.
7
ـ همان، ص 303.
8
ـ بقره، آيه 279.
9
ـ مجمع البيان، طبرسي، ج 2، ص 392.
نشريه :فرهنگ كوثر
صفحه : 13-15 و 19
زبان : فارسي
پياپي :37
سال :1379
ماه :فروردين