اصول کلي شرکت هاي تضامني
امروزه در سراسر جهان عمده فعالیت های بخش های مختلف اقتصادی، تجاری، صنعتی، خدماتی و غیره در چارچوب شرکت ها انجام می پذیرد و اشخاص حقیقی (تجار) که به فعالیت های تجاری اشتغال دارند هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی فعالیت هایی تجارتی را انجام می دهند که قابل مقایسه باشرکت های تجارتی نیست. این شرکت تحت عنوان های مختلف و با مسئولیت های متفاوت ایجاد می شوند وبه فعالیت های تجارتی،اقتصادی و صنعتی می پردازند. اگر بخواهیم شرکت ها را از لحاظ کلی تقسیم نمائیم، می توان آنها را در سه کتگوری جمع بندی نمود:
1- شرکت سرمایه که شامل شرکت های سهامی و محدودالمسئولیت می شود.
2- شرکت اشخاص که شامل شرکت های تضامنی و نسبی می شود.
3- شرکت های مختلط که عبارت از شرکت هایی که از دودسته تشکیل می شوند. دسته اول شرکایی که مسئولیت غیر محدود دارند ودسته دوم شرکایی که مسئولیت محدود، مانند شرکت های مختلط غیرسهامی و شرکت های مختلط سهامی می شود.
شرکت تضامني کاملترين نوع شرکت اشخاص مي باشد در اين نوع شرکت سرمايه شرکت نقش عمده ندارد بلکه اعتبار شرکت بستگي به اعتبار شرکاء دارد. شرکاء در نتيجه آشنايي وروابط نزديک واعتمادي که با يکديگر دارند مبادرت به تشکيل شرکت مي نمايند و هرگاه سرمايه اي که در شرکت گذاشته اند جوابگوي تعهدات شرکت نباشد از دارايي شخصي خويش ضامن تعهدات شرکت مي باشد.
ماده 135 قانون تجارت در مورد تعریف شرکت تضامنی صراحت دارد که "شرکت تجارتي شرکتي است که در تحت عنوان معيين براي امور تجارتي بين دو يا چند نفر با مسوليت تضامني تشکيل مي شود. اگر دارايي شرکت براي تاديه تمام قروض کافي نباشد، هر يک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است." سه اصل اساسی از اين تعريف بدست می آيد اول اينکه شرکت تضامنی صرف برای امور تجارتی تشکيل می شود دوم اینکه شرکت تضامنی بین دو یا چند نفر تاسیس می شود بناءً شرکت تضامنی تک نفری طبق قانون تجارت مجاز نمی باشد وسوم اینکه در صورتی که دارایی شرکت کافی باشد طلبکاران شرکت نمی توانند جهت مطالبات خویش به شرکاء مراجعه نمایند چون طبق قانون، شرکت شخصیت حکمی مستقل داشته و دارایی آن از دارایی شرکاء نیز مجزا می باشد.
بطور خلاصه در شرکت تضامني سه اصل زير رعايت مي شود: 1) مسئوليت تضامني شرکاء،2)غير قابل انتقال بودن سهم الشرکه و 3)تصريح به شرکت تضامني در نام شرکت.
1- مسئوليت تضامني شرکاء
همانطوریکه قبلا گفته شد در این نوع شرکت اعتبار شرکاء اهمیت ويژه دارد ومردم با توجه به اعتبار شرکاء سرمایه گذاری می نمایند بنابراین در صورت که بدهی های شرکت به حدی باشد که دارایی آن نتواند بپردازد در این صورت شرکاء مسئول پرداخت دیون طلبکاران می باشند. قسمت آخر ماده 135 ق.ت صراحت دارد که "در صورتي که دارايي شرکت براي تاديه تمام قروض کافي نباشد، هر يک از شرکاء را مسئول پرداخت تمام قروض شرکت مي داند و همچنان طبق ماده 164 ق.ت " شرکاء از ديون وتعهدات شرکت جمعاً وبا تمام دارايي خود مسئول اند. وهر شرطيکه مخالف اين اساس باشد،(در مقابل اشخاص ثالث)معتبر نيست." ماده 165 ق.ت به داين حق اقامه دعوي مي دهد طوريکه" به نسبت دين وتعهدات شرکت اقامه دعوي اولاً برعليه خود شرکت مي شود، اگر شرکت منحل گرديده ويا از تعقيبات قانوني ايکه بر عليه شرکت اجراء شده باشد کدام ثمره حاصل نشود، برعليه شرکاء هم اقامه دعوي مي شود. در عين حال دائن مي تواند ذريعه محکمه ادعاي تحت مراقبت گرفتن اموال شخص شرکاء را بنمايد."
طبق ماده 4 ق.ت " هرفرد که سن هجده را تکميل وبراي تصرفات حقوقي اش از حيث شخصيت ونوع تجارت موانع قانوني موجود نباشد مي تواند تجارت نمايد." باتوجه به اين ماده سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا محجورين مي توانند در شرکت تضامي مشارکت داشته باشند؟ يا در صورتي فوت شريک تضامني، اگر وراث صغير او بخواهند مشارکت خود رادر شرکت ادامه دهند حکم قانون چيست؟ ماده 179 در مقام بيان اين موضوع صراحت دارد که" در صورت وفات يک شريک اگر راجع به دوام شرکت با ورثه متوفي در قرارداد صراحت نباشد، شرکاء مي توانند به اتفاق ورثه متوفي ادامه کار شرکت را تصويب کنند. اگر ورثه از اشتراک آن صرف نظر نمايند، ديگر شرکاء مي توانند سرمايه و حقوق آنها را پرداخته به ادامه شرکت بپرداند." همچنان طبق ماده 180 ق.ت" درصورت وفات يک شريک اگر د وام شرکت بين وارثين متوفي وساير شرکاء در قرار داد تصريح شده باشد، ورثه به دوام وعدم دوام خود به صفت شري تضامني در شرکت مختار اند واگر اشتراک خود را به شرکت قبول کنند، شرکاء ديگر به قبول آن مجبورند. ليکن اگر ورثه متوفي بودن خود را بصفت شريک تضامني در شرکت موافقه ننمايند، مي توانند خواهش نمايند تا به اندازه سرمايه وحقوق مورث خود به صفت شريک محدود المسئوليت قبول شوند. در قبول ورد اين خواهش شرکاء ديگر آزاد هستند." ورثه متوفي مجبورند در ظرف يکماه از تاريخ وفات شمول وعدم شمهول خود را به صفت شريک تضامني در شرکت اظهار نمايند. در ظرف مدت مذکور ورثه به صفت شريک محدود المسئوليت در شرکت شناخته مي شود. بند سوم ماده 181 ق.ت" ورثه صغار متوفي را موقف شريک تضامني محروم نموده است ولي اگر ولي ويا وصي صغير مطالبه ولي ويا وصي صغير و قبولي شرکاء، مي توانند بصفت شريک محدود المسئوليت شامل مي شوند. در مورد محجوريت يکي از شرکاء هم احکام مواد (179الي181) تطبيق مي شود."
سوال ديگر اين است که آيا اشخاص حقوقي مانند شرکت هاي تجارتي مي توانند شريک تضامني باشند يا خير؟ قانون تجارت افغانستان در اين مورد ساکت است ستوده تهراني اظهار نظر مي کند که اشخاص حقوقي هم مي توانند شريک تضامني قرار گيرند وي استدلال مي کند که موضوع مسئوليت تضامني چه براي افراد و چه براي اشخاص حقوقي به اندازه اي تاثير دارد که شريک ضامن دارايي داشته باشد يعني طلبکار شرکت در حدود دارايي شريک ضامن مي تواند طلب خود را وصول کند وبا در نظر گرفتن شرکاء وضامن اشخا با شرکت هاي تضامني معامله مي کنند. بنابر اين همانطور که شريک ضامن در حدود دارايي خود مسئول تعهدات شرکت تضامني است شخص حقوقي نيز داراي دارايي خود مي باشد که تا حدود آن مسئول تعهدات شرکت تضامني است. اگر شخصيت حقوقي که باشد، اعتبار شريک ضامن در شرکت تضامني وارد مي شود اعتبار و دارايي زياد داشته باشد، اعتبار شرکت تضامني نيز به همان نسبت زياد خواهد بود و در غير اين صورت تاثيري ندارد. بنابه مراتب بالا چون طبق ماده 588 قانون تجارت اشخاص حقوقي مي توانند از کليه حقوق وتکاليفي که براي افراد پيش بيني شده است استفاده کنند، بنابر اين شرکت هاي تجارتي به هر صورتي که باشند مي توانند در شرکت تضامني مشارکت کنند.
در نتيجه مسئوليت تضامني شرکاء و وحدت منافع وهمکاري که شرکاء بايد براي پيشرفت امور شرکت معمول دارند کليه قوانين صراحتاً مقرر کرده اند که شريک تضامني نمي تواند وارد عملياتي گردد ياتجارتي بنمايد که متضمن رقابت باشرکت باشد. در اين مورد ماده 134 قانون تجارت ايران مقرر مي داردکه" هيچ شريکي نمي تواند بدون رضايت ساير شرکاء ( حساب شخص خود يا به حساب شخص ثالث) تجارتي از نوع تجارت شرکت نموده ويا به عنوان شريک ضامن يا شريک با مسئوليت محدود در شرکت ديگري که نظير آن تجارت را دارد داخل شود." ماده 158 ق. ت. افغانستان مقرر مي داردکه" شريک نمي تواند معامله جداگانه را از نوع معامله تجاريه شرکتي که عضو آنست (بدون موافقه شرکاء) به حساب خود ويا ديگري اجراء کند."
بطوري که ملاحظه مي شود شريک تضامني حتي به عنوان وکالت از طرف شخص ديگري نيز نمي تواند مبادرت به معاملاتي کند که جنبه رقابت با عمليات شرکت را داشته باشد.
به همين ترتيب جنبه مسئوليت تضامني در شرکت هاي تضامني به قدري قوي است که اگر شريک جديد وارد در شرکت گردد به محض ورود نه تنها مسئول کليه تعهدات در زمان ورد خود خواهد بود که بلکه مسئول کليه تعهدات که شرکت قبلا نموده بوده است نيز مي باشد. طبق ماده 125 قانون تجارت" هر کس به عنوان شريک ضامن در شرکت تضامني موجودي داخل شود متضامناً با ساير شرکاء مسئول قروضي هم خواهند بود که شرکت قبل از ورود او داشته اعم از اينکه در اسم شرکت تغييري داده شده يا نشده باشد. هر قراري که بين شرکاء برخلاف اين ترتيب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث کان لم يکن خواهد بود."
2- غير قابل انتقال بودن سهم الشرکه
شرکت تضامني قائم به اعتبار شرکا است وعمل هر يک از شرکاء ممکن است تعهداتي براي شرکاي ديگر ايجاد کند از اين نظر اشخاص بايد با عمل و بصيرت کافي شرکا خود را انتخاب کنند وقرار داد شرکت و تشکيل آن بستگي به اشخاص معني دارد وشرکاي شرکت تضامني هيچوجه حاضر نخواهند شد با هر کس شرکت کنند و جوابگوي تعهدات حاصلي از معاملات آنها باشند. اين اصل در کله قوانين پيش بيني شده است. ماده 123 قانون تجارت ايران در اين مورد مقرر مي دارد که " در شرکت تضامني هيچ يک از شرکاء نمي توانند سهم خود را به ديگري منتقل کنند مگر به رضايت تمام شرکاء" و ماده 150 قانون تجارت افغانستان در اين مورد مي گويد که" هيچ يکي از شرکاء نمي تواند بدون موافقه شرکاء ديگر حصه خود را به شخص خارج شرکت قسماً و يا کلاً منتقل سازد. در صورت انتقال، در مقابل شرکاء واشخاص ثالث تاثيري ندارد ومسئوليت ناشيه از اين عمل تنها به نقل دهنده راجع است." بنابر اين اصل غير قابل انتقال بودن سهم الشرکه در شرکت هاي تضامني فقط با رضايت کليه شرکاء ممکن است تغيير پيدا کند.
3- نام شرکت
شرکت تضامني داراي نام مخصوصي است که معرف مسئوليت شرکاء و نوع شرکت است ماده 117 ق.ت.ا مقرر مي دارد که در اسم شرکت تضامني بايد عبارت (شرکت تضامني ) ولااقل اسم يک نفر از شرکاء ذکر شود. در صورتي که اسم شرکت مشتمل بر اسامي تمام شرکاء نباشد بايد بعد از استم شريک ياشرکايي که ذکر شده است عبارتي از قبيل ( وشرکاء) يا(وبرادران) قيد شود." ولي متاسفانه قانونگذار افغانستان در اين مورد هيچ توجه ننموده و اين خود يک خلاء در قانون تجارت ما محسوب مي شود.
ذکر نام شرکاء در شرکت تضامني از اين لحاظ اهميت دارد که معرف اشخاصي است که ضامن تعهدات شرکت مي باشند هر قدر اعتبار اشخاص زيادتر باشد اعتبار شرکت نيز به همان نسبت بهتر خواهد بود.
1- اصول نامه تجارت افغانستان، وزارت عدلیه،جریده رسمی،1336.
2- ستوده تهرانی، حسن. حقوق تجارت، جلد اول،تهران:دادگستر،1382.