جرایم اطفال ونوجوانان
قسمت دوم
جرايم بر ضد اشخاص
در زمره جرايم بر ضد اشخاص، ارتكابي توسط اطفال و نوجوانان مجرم
ميتوان به اعمال منافي عفت ايراد ضرب و جرع عمدي و يا غير عمدي اشاره نمود.
جرايم بر ضد اموال
موضوع ديگري كه در كليه اجتماعات گذشته و در حال به طور نسبي وجود
دارد جرايم بر ضد اموال است كه با توجه به محيط زندگي مردم ، ميزان و نوع آن در هر
اجتماعي نسبت به اجتماع ديگر متفاوت ميباشد به طور كلي تعداد سرقت اطفال و
نوجوانان تسبت به ساير جرايم به اندازه اي زياد است كه ميتوان حتي جرايم اطفال و
نوجوانان را به سرقتهاي ارتكابي آنان اختصاص داد.
جرايم بر ضد نظم عمومي جامعه
هر اجتماعي طبق آداب و سنن ، رسوم ومعتقدات اخلاق و ديني ،وضع
اقتصاديو سياسي داراي اصول و قواعدي است و اگر فردي در جامعه اصول و قواعد مزبور
را مراعات ننمود و بخواهد نظم عمومي جامعه رامختل نمايد جرم محسوب و قابل تعقيب و
مجازات ميباشد از جمله اعمالي كه از نظر اجتماع ناپسنديده بوده و مخل نظم عمومي
محسوب ميشوند عبارتند از:
الف: اعتياد به مواد مخدر و توزيع آن
ب: ولگردي که موجب آزارواذیت مردم گردد.
ج : جرايم منكراتي:
1- بيحجابي و بد حجابي خصوصا درکشورعزیزماافغانستان(اگرچندبد حجابی دراین
اواخرمدشده وزنان ودختران آنرا جز حق وآذادی خود میدانند.
2- برگذاري و شركت در مجالس لهو لعب
عوامل ارتکاب جرایم اطفال و نوجوانان
شناسایی شخصیت اطفال و نوجوانان و پي بردن به عوامل ارتکاب جرم از
مهمترین وظایف هر پولیس جنایی ، خارنوال وقاضی محکمه است تنها توجه به عملی که از
مجرم سرزده بدون توجه به شخصیت او کاری است عبث و بیهوده، که برای جلوگیری ازجرم
اثرات چندان مفید خود را ندارد.
در امور جزائی کوشش می شود که بیش از صدور رای محکمه ، علل ارتکاب جرم
روشن شود و اقدام نامعینی متناسب به عمل آید به نحوی که از وقوع نظایر آن جرم در
آینده جلوگیری شود و این نکته به خوبی می رساند که توجه حقوق جزا بلاخص در مورد
اطفال و نوجوانان به آینده است نه گذشته و مجازات جنبه انتظامی ندارد. بلکه
جلوگیری از وقوع و تکرار جرم مشابه است. مجرم را برای آن تحت یک سلسله رژیم
اقدامات تامینی قرار می دهند که در آینده از میزان جرم کاسته شود.
همانطوریکه قبلا درمقاله تحت عنوان نقش والدین درمجرمیت اطفال که
درهفته قبلی روزنامه افغانستان نشر شدتذکر به عمل آمده بودپس از تولد، محیط
خانواده مهمترین عامل موثر در تکوین و تحویل شخصیت کودکان است. اگر محیط خانواده
سالم و مناسب باشد، در کودک اعتماد به نفس و مهر و محبّت، همسازی، قدرت پذیرش
مسولیت و بالاخره شخصیت سالم به وجود می آید برعکس در خانواده ناسالم رشد طبیعی
شخصیت کودک، کند صورت می گیرد و او را آماده مجرمیت می سازد.
شخصیت کودک از زمان تولد تحت تاثیر رفتار پدر و مادر و دیگر اعضاء
خانواده قرار می گیرد و در واقع پایه های شخصیت در خانواده گذاشته می شود. اما
عوامل دیگری نیز مانند رفتار همسایه ها، دوستان کودک، محیط مکتب و مراکزآموزشی در
شخصیت کودک اثر می گذارد.(مکتب می تواند رابطه صمیمی با کودک برقرار کرده و او را
آماده پذیرش مسولیت، تصمیم گیری و حل مسائل زندگی سازد بنابراین آموزگاران نیز
مانند پدر و مادر در شکل دادن شخصیت تاثیر دارند.)
فرهنگ جامعه نیز بر شخصیت افراد تاثیر می گذارد. شخص پس از مرحله
کودکی و نوجوانی در مسیر جدید فرهنگی قرار می گیرد و با فرهنگ غیر مادی جامعه خود
آشنا می شود و از آنها متاثر می شود. او ناگزیر است که در اجتماع زندگی کند. بامبانی
دینی و امور مذهبی آشنا شود. معیارهای اخلاقی را بپذیرد ودر روشنی تکامل خود از
همه جنبه های فرهنگی جامعه برخوردار شود. به این ترتیب نفوذ فرهنگ و جامعه و به
عبارت دیگر کلیه جنبه های فرهنگی و نیرو های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی در تغییر و
تحول شخصیت اثر می گذارد و سبب رفتار بهنجار و یا ناهنجار شخصیت می شوند. بنابراین
تکامل شخصیت انسان در اجتماع تحقق می یابد شرایط نامناسب اجتماع نیز سبب پریشانی
فرد شده و با ایجاد عقده های روانی وکشمکش وتضاد درونی واحساس محرومیت فعالیت های
شخصی را از مسیر طبيعی خارج میکند.با توجه به مطالب فوق وبه منظور تسهیل در مطالعه
علل جرایم اطفال ونوجوانان، عوامل مزبور را در دو گروه مورد بررسی قرار می دهیم (
یکی علل مربوط به شخص مجرم ودیگری مربوط به جامعه ، فرهنگ وتعلیم وتربیت که در
خارج از شخص مجرم وجود دارد.گروه اول که به عوامل جرمزا داخلی ) شامل کلیه عوامل
انسانی وروانی اعم از ساختمان بدن،طرز کار غدد داخلی ،ناراحتی های روانی ،بیماری
های جسمی وعفونی ومغزی می باشد(درصورتی که عوامل خارجی در خارج از شخص انسان قرار
داشته باشد.)وشامل کلیه تاثیرات ناشی از محیط اعم از محیط خانوادگی ،وضع
اجتماعی،وضع اقتصادی وغیره می باشد.