بزه‌ديده‌شناسي و تحقيق درخصوص بزه‌ديدگان يـکـي از زيـرمـجـمـوعه‌هاي جرم‌شناسي در حوزه واکنش‌هاي اجتماعي است که در جوامع مختلف توجه بسياري از جرم‌شناسان را به خود جلب کرده است. البته به نظر مي‌رسد برخي جوامع هنوز ميزان اهميت و توجه به پژوهش‌هاي کيفي و ريشه‌اي در اين زمـيـنـه را درک نـکـرده‌انـد و بـه ايـن موضوع که بزه‌ديده‌شناسي مي‌تواند منجر به موفقيت بيشتر در حوزه پيشگيري از وقوع جرم شود، نگاه ويژه‌اي ندارند.

نقش قرباني‌شناسي در کنترل جرم
به گفته يک استاد دانشگاه، در کشور ما مطالعه جامعي درخصوص علت‌شناسي جرم براساس نقش بزه‌ديده صورت نگرفته؛ اما حمايت از بزه‌ديده به صورت عمومي‌در لوايح و قوانين مورد توجه واقع شده است.
حسين نجفي ابرندآبادي معتقد است: آثار جنبش بزه‌ديده‌شناسي در کنترل جرم قابل بحث است و در بحث نظريه‌هاي جرم، مـطـالـعات نشان داده است که بزه‌ديده و بزهکار از گرفتاري‌هاي مشابهي رنج مي‌برند و اغلب از يک طبقه هستند.
اين حقوق‌دان تأکيد دارد: در مورد علت‌شناسي جرم بايد درباره موقعيت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي افراد بزه‌ديده و بزهکار تحقيق صورت گيرد.
هنگام تمرکز بر پيشگيري از وقوع جرم واژگان و و تحقيق پيرامون چنان آشنا هستند که از نتايج تحقيقات و پژوهش‌هاي علمي‌ در اين خصوص براي درمان و حل مشکلات مبتلابه جوامع، برنامه‌ريزي‌و سياست‌گذاري‌در زمينه‌هايي نظير پيشگيري از وقوع جرم استفاده مي‌شود؛ اما واژگان ديگري در اين زمينه وجود دارند که حداقل در جامعه امروز ما غريب‌ترند. ‌ و کلماتي از اين گونه‌اند که در همان ابتدا معاني مـتـفـــاوتـــي را بـــه اذهــان مـتـبــادر مـــي‌کــنــنـــد: قـــربـــانــيـــان خــطــرات اجتماعي، صنعتي، زيست محيطي و بـه صـورت جـزئـي‌تر قربانيان بلاياي طبيعي، حوادث ورزشي، تصادفات و ... .
امـــــا خـــــود قــــربــــانــــي‌کــــردن (خودکشي، خودزني، اعتياد و ...) و يا قرباني جرم واقع شدن نيز صورت ديگري از آن است.
ابرندآبادي با اشاره به اين که در دنياي حقوق به جاي واژه ، مورد استفاده قرار مي‌گيرد، قربانيان را به دو بخش و جرم تقسيم کرده و عنوان مي‌کند: فرد قرباني يا به صورت مستقيم مورد جرم واقع شده‌يا افراد تحت تکفل او از جرم ارتکاب يافته متضرر شده‌اند.
او با اشاره به ماده 22 قانون مجازات اسلامي‌ مي‌گويد: براساس اين ماده به قاضي اجازه داده شده است مجازات‌هاي مناسب‌تر به حال متهم را در دادنامه تنظيم کند و به عبارت ديگر، مجازات‌ها را فردي نمايد.
به گفته اين استاد دانشگاه، ‌در يکي از بند‌هاي اين ماده آمده است: چنانچه اين جرم در نتيجه رفتار و گفتار قرباني اتفاق افتاده باشد، بـزهکار مستحق تخفيف در مجازات است.
اين حقوق‌دان معتقد است: در قانون مجازات اسلامي ‌مقصر بودن قرباني در وقوع جرم لحاظ شده است.
وي چنين ادامه مي‌دهد: ‌اصطلاح در حقوق داراي معناي متفاوتي است. تقصير با خود مسئوليت به همراه دارد. مسئوليت در وادي حقوق کيفري به معناي مجازات و در وادي حقوق مدني به معناي پرداخت خسارت است. در قبال شاکي يا قرباني با تسامح مي‌توان تقصير را به کار برد؛ چراکه مسئوليتي متوجه قرباني مقصر نيست؛ اما صرف اختيار قاضي در ماده 22 قانون مجازات اسلامي، حمايت کيفري را از او کم کرده است.
به گفته ابرندآبادي، در جرايم تعزيري (جرايمي ‌که لزوماً شرعي نيستند و قانون‌گذار آنها را ابداع کرده) قاضي اختيار امکان تعديل مجازات را دارد. در جرايم شرعي در مبحث ديات مواردي وجود دارد که اگر مجروح و مضروب در وقوع جرم نقش داشته باشد، ميزان ديه کم مي‌شود.
وي چنين ادامه مي‌دهد: در پيش‌نويس آيين دادرسي کيفري به تبعيت از اسناد بين‌المللي، حقوق شاکي در مراحل مختلف فرآيند کيفري در نظر گرفته شده و آيين دادرسي به سمت بزه‌ديده‌مداري سوق يافته است. در پيش‌نويس مذکور دو نوع حمايت حقوقي و غير حقوقي پيش‌بيني شده است؛ اول اين‌که شاکي مانند متهم حق داشتن وکيل - حتي به صورت تسخيري- يا حق تجديد نظر را خواهد داشت، و ديگر اين که شـاکـي يـا بـزه‌ديـده از حـمـايت‌هايي که براي بازپروري به‌خصوص در جرايم خشونت‌بار نياز است، برخوردار شود.
به گفته ابرندآبادي، قرباني‌شناسي سبب تحول در کنترل جرم شده است.
نقش بزه‌ديده در خلق جرم
برخي جرم‌شناسان قرباني واقع شدن را نشانه عدم تعادل در وضعيت فيزيکي و قدرت فرد مي‌دانند. به عقيده آنان، قرباني شدن نوعي رويارويي است که در آن يک طرف بر طرف ديگر غلبه يافته و به وي لطمه وارد مي‌کند.
"
هنتينگ"، جرم‌شناس آلماني معتقد است: در بررسي جرم هيچ ملاحظه‌اي بهتر از مطالعه دقيق بزه‌ديده نيست و هر جا به حقوق کسي خدشه وارد شده باشد، بايد بلافاصله درجه مـجـرمـيـت را ارزيـابـي کرد. سـيـــاســت جـنــايــي مـبــارزه و پيشگيري از وقوع جرم نيز همواره بايد با توجه به نقش بزه‌ديده در تکوين جرم مورد توجه قرار گيرد.
وي تـوجـه جـرم‌شناسان ديـگـر را بـه رابطه کنش و واکنش متقابل ميان بزهکار و بزه‌ديده جلب کرده و اعلام مي‌نمايد: ما در رابطه ميان بزهکار و بزه‌ديده يک نوع هـمدلي و شراکت احساس مي‌کنيم؛ اما هيچ‌گاه نقش بزه‌ديده را در خلق جرم مورد مطالعه قرار نداده‌ايم.
جــــــرم‌شـــنـــــاســـــان ديـــگـــــر مـعـتـقـدنـد "هـنـتينگ" نخستين کسي است که به طور منظم نقش بزه‌ديده را به عنوان عامل مؤثر در ارتکاب جرم مورد توجه قرار داده است.
"
هـنتينگ" به مفهوم‌هاي ، و و ارتباط خاص ميان بزهکار و بزه ديده اشاره مي‌کند.
"
ولف گنگ"، يک محقق جرم‌شناس ديگر نيز با انجام پـژوهشي دريافت که در 26 درصـد از جـرايـم، قربانيان با اعمال و رفتار خود بر فضاي خشونت‌بار دامن زده‌اند.
در اين ميان طبقه‌بندي قربانيان نيز بسيار حائز اهميت اسـت. کـارشـنـاسـان معتقدند قرباني شدن ممکن است براساس معيارهاي مختلفي همچون آثار، درجه، سطح، ماهيت، شکل و يا قلمرو طبقه‌بندي شود؛ اما اين معيارها اجازه مي‌دهند قربانيان جرم از قربانيان ساير عوامل به صورت کلي تفکيک شوند. تبيين رابطه جرم‌شناسي و قرباني‌شناسي نيز مـي‌تـوانـد راه را بـراي جـرم‌شناسان هموار گرداند.
به عقيده دکتر صادقي استاد دانشگاه، در ‌جرم‌شناسي متقدم که در آثار افرادي همچون "دورکهايم" مورد اشاره قرار گرفته، عمدتاً مجرم محور بوده و طي آن همواره تلاش شده است انگيزه‌هاي مجرمان در مثلثي شامل ، و مورد بررسي قرار گيرد.
وي درخصوص ورود بحث قرباني‌شناسي به حوزه مطالعات جرم‌شناسي گفت: چنان‌که از آمارها ‌بر‌مي‌آيد، اين نظريه‌ها عموماً در تبيين مسائل اجتماعي و کنترل آن چندان مـؤثـر نـبـوده‌انـد. بـه همين دليل به‌تدريج با ورود بحث قرباني‌شناسي به حوزه مطالعات جرم‌شناسي ساختار مثلث قديمي ‌به هم ريخته است؛ چراکه از سوي ديگر در آمارها ديده مي‌شود تنها 10 درصد مردم ممکن است دست به ارتکاب جرم بزنند؛ در حالي که عده زيادي قرباني شده و آسيب مي‌بينند.
اين استاد دانشگاه تصريح کرد: قرباني‌شناسي عمدتاً مفهوم قرباني و مواردي از قبيل سبک زندگي روزمره فرد و الگوهاي مربوط به آن را که فراهم‌آورنده زمينه‌هايي براي آسيب‌پذيري بيشتر وي است، دربرمي‌گيرد.
به گفته وي، علل قرباني شدن از جمله علل نهادين، فرهنگي و ساختاري است و تبعات قرباني شدن نه تنها فرد قرباني؛ بلکه گروهي که وي در آن عضو اسـت و جــامـعـه‌اي کـه در آن زنــــدگــــي مــــي‌کـــنـــد را تـحـت‌الشعاع قرار مي‌دهد.
‌وي در ارائـــــــه کـــــــاربــــــرد قـــربـــانـــي‌شـنــاســي عـنــوان کــرد: ‌قرباني‌شناسي نياز قربانيان براي بازگشت به زندگي عادي، ترس از جـرم و تأثير آن بر سبک زنــدگــي، جــايـگـاه قـربـانـيـان در سيستم عدالت کيفري و روش‌هاي جلوگيري از وقوع جرم را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
به عقيده اين جامعه‌شناس، جرم‌شناسان انتقادي، وکلا و گروه‌هاي ذي‌نـفـع مانند گروه‌هاي حـمــايــت از قــربــانـيــان يــا حـتـي سياست‌مداران، سازمان‌هاي ملي و بـيــن‌الـمـلـلــي و ســازمــان‌هــاي مــــــــردم‌نــــهــــــــاد بــــــــه تــــــــوضــــيــــــــح قرباني‌شناسي علاقه‌مند هستند.
‌‌وي درخـصـــــوص نــحــــوه شـکـل‌گـيري حوزه قرباني‌شناسي، دو نوع قرباني‌شناسي ‌و را مورد اشاره قرار داده و تــــــأکـــيـــــد کـــــرد: بــــحــــــث قـرباني‌شناسي يک موضوع بين رشته‌اي است.
اين استاد دانشگاه تاريخچه قرباني‌شناسي را چنين تشريح کرد: اين مفهوم اولين بار توسط "اف. ورتام" در سال 1949 مطرح ‌شد و "هـنتينگ" در سال 1948 اولين کتاب را در اين باره با عنوان نوشت. او در ايــن کـتــاب تــوضـيـح مي‌دهد که چگونه جرم در يک فـضـاي کـنـش مـتـقـابل به وقـوع مـي‌پيوندد و سهم مجرم و قرباني در اين زمينه چه اندازه است. ‌"مندلسون" نيز در سال 1956 با تأکيد بر جرايم خشن سعي مي‌کند نقش قرباني را در اين جرايم بسنجد؛ اما با قضاوت و نگرش اخلاقي در مورد قربانيان تقسيم‌بندي ارزشي را در اين زمينه ارائه مي‌دهد.
‌‌به گفته اين استاد دانشگاه، ‌همين نوع نگرش باعث شد که اين پژوهشگر بحث از بي‌ملاحظگي قربانيان به ميان آورد و در اين رابطه، با وجود آن‌که به نظر مي‌رسد "مندلسون" نمي‌خواهد مجرم را تبرئه کند و هدف او جلوگيري از وقوع جرم با کاهش ريسک قرباني شدن اسـت، انتقادهاي زيادي نسبت بـه او وارد شـده است.
وي در تشريح نتايج برخي تحقيقات انجام شده در اين زمينه به مطالعه‌اي اشاره کرد که در سال 1971 در مورد تجاوز عمدي در "فيلادلفيا" انجام شد و طي آن، اين نتيجه به دست آمد که 19 درصد قربانيان اين تجاوزها به نوعي در قرباني شدن خود مقصر بوده‌اند.
‌وي در واقع با ذکر اين مثال نشان داد که چگونه در مطالعات نسل اول قرباني‌شناسان و يا همان پـايـه‌گـذاران قرباني‌شناسي کيفري به جاي مطالعه کنش متقابل مجرم و قرباني، فرد يا گــروه قــربــانـي مـورد سـرزنـش قـرار گرفته‌اند که اين رويکرد با انتقاد بـسـيـــاري از صــاحــب‌نـظــران مسائل اجتماعي روبه‌رو شده است.
اين استاد دانشگاه از جمله مـهــم‌تــريــن ويـژگـي‌هـاي قـربـانـي‌شناسي کيفري را ، ، ، ، ، و معرفي کرد.
وي بــرخــي از مـهــم‌تــريـن انـتـقـادهـاي وارد شـده بـه قرباني‌شناسي کيفري را چنين برشمرد: به عقيده بـسياري از منتقدان اين نظريات، سرزنش قـربـانـي در مـوارد بسياري مي‌تواند زمينه‌سوء‌استفاده و دفاع از مـجــرم فــراهـم آورد. در ايـن خـصـوص انـتـقـادهـاي برخي جرم‌شناسان مبني بر عدم تـسـاوي‌هاي قدرتي منزلتي مـجـرمـان و قـربـانـيان که باعث مــي‌شــود آنـهــا بـه طـور مـسـاوي و مشخص سزاوار توجهات انساني نباشند، مطرح است.
وي هــمــچــنــيـــن در بــحــث قــربــانـي‌شـنـاسـي عـمـومـي "مندلسون" را پدر معنوي جنبش قربانيان معرفي کرد و گفت: او پس از جنگ جهاني دوم به عنوان فردي که خود قرباني جنگ بوده، بحث حمايت از قربانيان را با هدف کاهش ميزان قرباني شدن مطرح کرد. در اين نظريه، قرباني به طور عام - از قربانيان جنگ گرفته تا قربانيان بلاياي طبيعي- و بحث حمايت از آنها مورد توجه قرار گرفته است. در اين ديدگاه، قرباني‌شناسي act به قرباني‌شناسي action تـبـديل شده و به حمايت‌هاي عملي از قربانيان توجه شده است.
بـه گفته اين استاد دانشگاه، در نـقـد ديــدگــاه قــربـانـي‌شناسي عـمومي ‌نيز گفته مي‌شود که تـأکـيـد بـيـش از حـد بر حقوق قــربـانـي مـوجـب ادعاي منزلت قـربـانـيـان، سـلـب مـسئوليت‌هاي شخصي، ترويج فرهنگ حمايت از قــربــانـيــان و تـشــديـد تـنـبـيـه مجرمان خواهد شد.
وي در ادامه سخنان خود درخصوص تعاريف قرباني‌شناسي در جامعه جهاني اظهار داشت: قرباني شناسي مطالعه عـملي ماهيت و علل بسط و تــوسـعــه قـربـانـي شـدن در مـقـــابــل جــرم بــوده و دربرگيرنده عواقب جرم براي افـراد درگـيـر و واکـنـش جـامـعه بــه‌خـصــوص پـلـيـس، قـوه قـضـايـيـه و داوطلبان و کمک‌هاي حرفه‌اي نسبت به آن است.
اين جامعه‌شناس همچنين نتايج حاصل از تـحـقـيـقـات پـيـمـايـشي و توسعه آن را از مهم‌ترين عواملي دانست که موجب گرايش جرم‌شناسان به مطالعات درباره قربانيان شده است و از جمله اين نتايج را ، ، ، ، و معرفي کرد.
وي همچنين در بيان ايرادهاي وارد شده به تحقيقات پـيـمـايـشـي در ايـن زمـيـنـه گفت: متأسفانه در اين‌گونه پژوهش‌ها فقط حوادثي مورد بررسي قرار مي‌گيرند که در آنها افراد حاضرند خود را به عنوان قرباني در معرض مطالعه قرار دهند. اين تحقيقات همچنين جرايم عليه کودکان زير 16 سال و جرايم عليه کمپاني‌ها را دربرنگرفته است و در جرايمي ‌که قربانيان در وقوع آنها شريک جرم هستند؛ مانند جرايم معتادان، الکلي‌ها، قماربازان، زن‌هاي خياباني و جـرايـم فـاقد قرباني احتمال کمتري دارد که به پرسشگر پاسخ داده شود. علاوه بر اين، در ايــــــن گـــــونـــــه پــــژوهــــش‌هــــا جرايمي‌ که مجرم و قرباني يکديگر را مي‌شناسند، کمتر گزارش مي‌شود.
بـه گـفـتـه وي، پـس از گذشت مدت زماني از وقوع جـرم، يـادآوري و بـازگويي جزئيات آن براي قرباني با مـشکلاتي همراه است. در کنار همه اين موارد، خطاي پرسشگران نيز در اين گونه مطالعات موضوع قابل طرحي است.
اين استاد دانشگاه قرباني‌شناسي را ميدان جديدي معرفي کرد که مي‌توان با استفاده از آن، بسياري از تحقيقات را مورد بررسي قرار داد.
وي واقعه پاکدشت را از جمله مواردي برشمرد که از اين زاويه مورد بررسي قرار گرفته است.

 

منبع: ماوی