بزهكاري، علل بروز و راههاي پيشگيري و درمان(2)
ليلا - صمدي
خانواده نخستين محيطي است كه كودك درآن پرورش مييابد و در رفتارهاي بعدي او فوقالعاده موثر است، به گونهاي كه گروهي از جرم شناسان آن را عامل سلامت يا بيماري آينده فرد ذكر كردهاند و بويژه بر ظهور آثار آن در دوره جواني، بسيار تاكيد دارند.
مهرعلي گفت: روابط ناسالم والدين، فوت، طلاق و ... نيز از عواملي است كه عوارض ناهنجار بسياري براي افراد در پي دارد.
تحقيقات جامعه شناختي نشان ميدهد كه ۸۰الي ۹۰درصد كودكان منحرف متعلق به خانوادههايي هستند كه وضعيت خانوادگي مشوش و نابسامان دارند يا شيرازه آن از هم گسسته شده است.
مهدي جوانمرد، جامعه شناس در اين مورد توضيح داد: اختلال شخصيت كه ريشههاي عميقي در روابط كودك و خانواده دارد، ميتواند يكي از عوامل جرم باشد.
وي با تاكيد بر نقش خانوادههاي آشفته، در ايجاد انواع انحرافهاي اجتماعي در كودكان، گفت: هرگونه روابط ناخوشايند و رويدادهاي خانوادگي ناروا كه ميان پدر، مادر و فرزندان برقرار ميشود، در واقع كودك را به انواع انحرافهاي اجتماعي ميكشاند.
اين جامعه شناس افزود: خانهاي كه پرورشدهنده خوي بزهكاري است، مكانياست كه در آن مناسبات انساني صحيح بين افراد به هيچ وجه وجود ندارد و جايي است كه "انضباط" يا به چشم نميخورد يا به طور خشني حاكم بر همه مناسبات افراد است.
وي گفت: در اين خانوادهها، خانه مكاني است كه تضاد ارزشها بين پدر و مادر يا بين افراد خانواده از يك طرف و ساير انسانهاي موجود در محيط اجتماعي پيرامون خانواده از سوي ديگر، به شدت وجود دارد.
وي افزود: اساس اين گونه خانوادهها در بيشتر موارد بر اثر طلاق يا فرار مرد يا زن خانواده، از هم پاشيده ميشود.
به گفته آسيب شناساناجتماعي، برخي از انحرافهاي اجتماعي نيز از مدرسه به كودكان منتقل ميشود.
خانوادههاي بسياري هستند كه فرزندان خود را بر اساس شرايط مناسبي تربيت ميكنند، ولي كودك پس از ورود به مدرسه دچار انحراف يا لغزش ميشود.
مهرعلي، بر اين باور است كه مربيان و والدين بايد آگاهباشند كه فرصتهاي محدود به بيشتر جوانان اجازه نميدهد كه احساس "مهم بودن يا باارزش بودن" كنند.
وي افزود: پسر بچهاي كه در مدرسه موفقيت كمي دارد، در دو دلي زايد الوصفي به سر ميبرد، به اين معني كه او در مدرسه انسان موفقي نيست، در خارج از مدرسه هم براي افراد همسن او به هيچ وجه امكان كار كردن و اثبات شخصيت وجود ندارد و در خانه هم كه كار مهمي از او ساخته نيست.
اين آسيب شناس اجتماعي گفت: براي كودكي كه در چنين شرايطي قرار ميگيرد تنها يك راه باقي ميماند و آن رو آوردن به ولگردي و شركت در فعاليتهاي كاذب گروهي يا دست زدن به بزهكاري است.
دزدي، دروغگويي، فرار، مزاحمت، پرخاشگري، تخريب، نافرماني، مسايل جنسي و ... به طور معمول از انحرافاتي است كه كودكان مستعد بزهكاري، در محيط مدرسه با آنها مواجه هستند.
جوانمرد، معتقد است: براي تامين سلامت جامعه، بايد با بزهكاري مبارزه كرد، ولي به هيچ وجه نبايد منحرفان را مورد نفرت و خصومت قرارداد و در صدد آزار يا نابودي آنان برآمد، زيرا بزهكاران خود قربانيان ستمديده جامعه هستند.
منحرف كسي است كه نتوانستهاست موافق هنجارهاي اجتماعي رفتار كند.از نظر جامعه شناسان اين شخص گناهي ندارد، بلكه تقصير از جامعهاي است كه نتوانسته است فاصله طبقاتي فرهنگ و اقتصاد خود را متعادل كند.
جوانمرد گفت: در جوامع صنعتي امروزي، انسان ناگزيراز قبول بيماري رواني است، زيرا به هر سو رو ميكند، خود را در برابر شرايط متناقض مييابد، از طرفي جامعه وي را به انسان دوستي و محبت كردن به همنوع دعوت ميكند و از طرف ديگر به فرد گرايي و خود پرستي شديد ميكشاند.
وي افزود: جامعه ميخواهد او را واقع بين و روشن انديش كند، امابه وسيله تبليغات دروغين گوناگون او را از روشن بيني و واقع گرايي باز ميدارد.
اين جامعه شناس گفت: جامعه به اقتضاي توليد اقتصادي روز افزون خود، نيازها و خواستهاي افراد را افزايش ميدهد، ولي وسايل كافي براي برآوردن نيازها و خواستههايش را در اختيارش نميگذارد و اين يكي از مشكلات بزرگ انسان امروزي است كه حتي نميداند درجست وجوي كدام هدف كوشاباشد و چه بخواهد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكند؟
به اعتقاد جوانمرد، مبارزه با انحرافهاي اجتماعي مانند مبارزه با بيماريها، از دو ميسر پيشگيري و يا درمان قابل تحقق است.
وي با اظهار اين كه "براي مبارزه باكجرويها بايد زمينه اجتماعي آنها را از ميان برداشت"، گفت: دراين مبارزه قبل از هر چيزي بايد دو اصل توجه داشت كه اولي سالم كردن محيط اجتماعي كودكان يعني خانواده و اصل دوم، سالم كردن محيط اجتماعي يعني جامعه است.
او سالمسازي محيط خانواده را مستلزم انجام دو كار دانست و افزود: كار اول اين كه خانواده بويژه مادر بايد بامراقبت خردمندانه و دوستانه خود، احساس ايمني و اطمينان را در كودك به وجود آورد.
جوانمرد با بيان اين كه "دستورهاي ماشين وار بچهداري يا مهر ورزي و نوازش مبرم يا جلوگيري از شيطنت كودك و ... كار درستي نيست، اظهارداشت:
خانواده بايد فرزند دوستي را با مصلحت بيني پيوند دهد و در عين حال كه نيازها و خواستهاي كودك را بر ميآورد، انضباط را نيز به او بياموزد.
وي افزود: كار دوم اين است كه خانواده بايد در جريان پرورش كودك، خودش وضعيت مستحكمي داشته باشد، احساس ايمني و اطمينان كند و بتواند با فرصت و وسايل كافي كودك را پرورش دهد.
اين جامعه شناس گفت: اين خانوادهها، با تصحيح روشهاي تربيتي، ميتوانند فرزنداني كارآمد و جامعه گرا، باوجدان و منضبط تحويل جامعه دهند.
جوانمرد معتقد است: ازدواجهاي مناسب يعني ازدواجيهايي كه افراد از نظر شخصيتي و فرهنگي براي زندگي مشترك هماهنگي داشته باشند، ايجاد توانايي لازم براي رفع مشكلات خانوادگي بين همسران با شركت در كلاسهاي آموزش خانواده يا مشاوره خانوادگي و آموزش روشهاي صحيح تربيتي كودكان از جمله روشهاي تربيتي است كه از بروز انحرافهاي اجتماعي جلوگيري ميكند.
وي افزود: همچنين جلوگيري از هر گونه ارعاب، تنبيه بدني، تحقير والدين نسبت به يكديگر يافرزندان، تحسين و مقبوليت اجتماعي در ترقي دادن استانداردهاي خوب، بيشتر از سرزنش ، توبيخ و تنبيه در جلوگيري از انحرافات موثر است.
اين جامعه شناس بر اين باور است كه بدون سلامت جامعه، سلامت خانواده و هيچ سازمان اجتماعي ديگري ميسر نميشود.
وي افزود: يكي روشهاي مهم فقرزدايي نيز كنترل و مهار تورم است، علاوه بر ابزارهاي بيروني مهار تورم و كاهش هزينهها، وجدان كاري هم ميتواند انسانها را از درون متحول و آماده ارايه فعاليتها و خدمات كند.
منبع: خبرگزاری - ایرنا - تاريخ شمسی نشر 23/02/1386
خانواده نخستين محيطي است كه كودك درآن پرورش مييابد و در رفتارهاي بعدي او فوقالعاده موثر است، به گونهاي كه گروهي از جرم شناسان آن را عامل سلامت يا بيماري آينده فرد ذكر كردهاند و بويژه بر ظهور آثار آن در دوره جواني، بسيار تاكيد دارند.
مهرعلي گفت: روابط ناسالم والدين، فوت، طلاق و ... نيز از عواملي است كه عوارض ناهنجار بسياري براي افراد در پي دارد.
تحقيقات جامعه شناختي نشان ميدهد كه ۸۰الي ۹۰درصد كودكان منحرف متعلق به خانوادههايي هستند كه وضعيت خانوادگي مشوش و نابسامان دارند يا شيرازه آن از هم گسسته شده است.
مهدي جوانمرد، جامعه شناس در اين مورد توضيح داد: اختلال شخصيت كه ريشههاي عميقي در روابط كودك و خانواده دارد، ميتواند يكي از عوامل جرم باشد.
وي با تاكيد بر نقش خانوادههاي آشفته، در ايجاد انواع انحرافهاي اجتماعي در كودكان، گفت: هرگونه روابط ناخوشايند و رويدادهاي خانوادگي ناروا كه ميان پدر، مادر و فرزندان برقرار ميشود، در واقع كودك را به انواع انحرافهاي اجتماعي ميكشاند.
اين جامعه شناس افزود: خانهاي كه پرورشدهنده خوي بزهكاري است، مكانياست كه در آن مناسبات انساني صحيح بين افراد به هيچ وجه وجود ندارد و جايي است كه "انضباط" يا به چشم نميخورد يا به طور خشني حاكم بر همه مناسبات افراد است.
وي گفت: در اين خانوادهها، خانه مكاني است كه تضاد ارزشها بين پدر و مادر يا بين افراد خانواده از يك طرف و ساير انسانهاي موجود در محيط اجتماعي پيرامون خانواده از سوي ديگر، به شدت وجود دارد.
وي افزود: اساس اين گونه خانوادهها در بيشتر موارد بر اثر طلاق يا فرار مرد يا زن خانواده، از هم پاشيده ميشود.
به گفته آسيب شناساناجتماعي، برخي از انحرافهاي اجتماعي نيز از مدرسه به كودكان منتقل ميشود.
خانوادههاي بسياري هستند كه فرزندان خود را بر اساس شرايط مناسبي تربيت ميكنند، ولي كودك پس از ورود به مدرسه دچار انحراف يا لغزش ميشود.
مهرعلي، بر اين باور است كه مربيان و والدين بايد آگاهباشند كه فرصتهاي محدود به بيشتر جوانان اجازه نميدهد كه احساس "مهم بودن يا باارزش بودن" كنند.
وي افزود: پسر بچهاي كه در مدرسه موفقيت كمي دارد، در دو دلي زايد الوصفي به سر ميبرد، به اين معني كه او در مدرسه انسان موفقي نيست، در خارج از مدرسه هم براي افراد همسن او به هيچ وجه امكان كار كردن و اثبات شخصيت وجود ندارد و در خانه هم كه كار مهمي از او ساخته نيست.
اين آسيب شناس اجتماعي گفت: براي كودكي كه در چنين شرايطي قرار ميگيرد تنها يك راه باقي ميماند و آن رو آوردن به ولگردي و شركت در فعاليتهاي كاذب گروهي يا دست زدن به بزهكاري است.
دزدي، دروغگويي، فرار، مزاحمت، پرخاشگري، تخريب، نافرماني، مسايل جنسي و ... به طور معمول از انحرافاتي است كه كودكان مستعد بزهكاري، در محيط مدرسه با آنها مواجه هستند.
جوانمرد، معتقد است: براي تامين سلامت جامعه، بايد با بزهكاري مبارزه كرد، ولي به هيچ وجه نبايد منحرفان را مورد نفرت و خصومت قرارداد و در صدد آزار يا نابودي آنان برآمد، زيرا بزهكاران خود قربانيان ستمديده جامعه هستند.
منحرف كسي است كه نتوانستهاست موافق هنجارهاي اجتماعي رفتار كند.از نظر جامعه شناسان اين شخص گناهي ندارد، بلكه تقصير از جامعهاي است كه نتوانسته است فاصله طبقاتي فرهنگ و اقتصاد خود را متعادل كند.
جوانمرد گفت: در جوامع صنعتي امروزي، انسان ناگزيراز قبول بيماري رواني است، زيرا به هر سو رو ميكند، خود را در برابر شرايط متناقض مييابد، از طرفي جامعه وي را به انسان دوستي و محبت كردن به همنوع دعوت ميكند و از طرف ديگر به فرد گرايي و خود پرستي شديد ميكشاند.
وي افزود: جامعه ميخواهد او را واقع بين و روشن انديش كند، امابه وسيله تبليغات دروغين گوناگون او را از روشن بيني و واقع گرايي باز ميدارد.
اين جامعه شناس گفت: جامعه به اقتضاي توليد اقتصادي روز افزون خود، نيازها و خواستهاي افراد را افزايش ميدهد، ولي وسايل كافي براي برآوردن نيازها و خواستههايش را در اختيارش نميگذارد و اين يكي از مشكلات بزرگ انسان امروزي است كه حتي نميداند درجست وجوي كدام هدف كوشاباشد و چه بخواهد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكند؟
به اعتقاد جوانمرد، مبارزه با انحرافهاي اجتماعي مانند مبارزه با بيماريها، از دو ميسر پيشگيري و يا درمان قابل تحقق است.
وي با اظهار اين كه "براي مبارزه باكجرويها بايد زمينه اجتماعي آنها را از ميان برداشت"، گفت: دراين مبارزه قبل از هر چيزي بايد دو اصل توجه داشت كه اولي سالم كردن محيط اجتماعي كودكان يعني خانواده و اصل دوم، سالم كردن محيط اجتماعي يعني جامعه است.
او سالمسازي محيط خانواده را مستلزم انجام دو كار دانست و افزود: كار اول اين كه خانواده بويژه مادر بايد بامراقبت خردمندانه و دوستانه خود، احساس ايمني و اطمينان را در كودك به وجود آورد.
جوانمرد با بيان اين كه "دستورهاي ماشين وار بچهداري يا مهر ورزي و نوازش مبرم يا جلوگيري از شيطنت كودك و ... كار درستي نيست، اظهارداشت:
خانواده بايد فرزند دوستي را با مصلحت بيني پيوند دهد و در عين حال كه نيازها و خواستهاي كودك را بر ميآورد، انضباط را نيز به او بياموزد.
وي افزود: كار دوم اين است كه خانواده بايد در جريان پرورش كودك، خودش وضعيت مستحكمي داشته باشد، احساس ايمني و اطمينان كند و بتواند با فرصت و وسايل كافي كودك را پرورش دهد.
اين جامعه شناس گفت: اين خانوادهها، با تصحيح روشهاي تربيتي، ميتوانند فرزنداني كارآمد و جامعه گرا، باوجدان و منضبط تحويل جامعه دهند.
جوانمرد معتقد است: ازدواجهاي مناسب يعني ازدواجيهايي كه افراد از نظر شخصيتي و فرهنگي براي زندگي مشترك هماهنگي داشته باشند، ايجاد توانايي لازم براي رفع مشكلات خانوادگي بين همسران با شركت در كلاسهاي آموزش خانواده يا مشاوره خانوادگي و آموزش روشهاي صحيح تربيتي كودكان از جمله روشهاي تربيتي است كه از بروز انحرافهاي اجتماعي جلوگيري ميكند.
وي افزود: همچنين جلوگيري از هر گونه ارعاب، تنبيه بدني، تحقير والدين نسبت به يكديگر يافرزندان، تحسين و مقبوليت اجتماعي در ترقي دادن استانداردهاي خوب، بيشتر از سرزنش ، توبيخ و تنبيه در جلوگيري از انحرافات موثر است.
اين جامعه شناس بر اين باور است كه بدون سلامت جامعه، سلامت خانواده و هيچ سازمان اجتماعي ديگري ميسر نميشود.
وي افزود: يكي روشهاي مهم فقرزدايي نيز كنترل و مهار تورم است، علاوه بر ابزارهاي بيروني مهار تورم و كاهش هزينهها، وجدان كاري هم ميتواند انسانها را از درون متحول و آماده ارايه فعاليتها و خدمات كند.
منبع: خبرگزاری - ایرنا - تاريخ شمسی نشر 23/02/1386
+ نوشته شده در ساعت توسط احمد خزایی
|