رناته وينتر
قاضي دادگاه وين
ايران كشورفوق العاده جواني است ودرحال حاضرمشغول تدوين نظام دادرسي نوجوانان برمبناي معاهدات بين المللي ازقبيل پيمان نامه جهاني حقوق كودك) ومباني فقهي اسلام است سخنران معتقد است دردادرسي ويژه كودكان ممكن است باسه گروه ازكودكان برخورد كنيم.اولين گروه كودكاني هستند كه معارض قانون هستند- دومين گروه كودكاني هستند كه درشرايط مشكل وناهنجاربسرمي برند- سومين گروه كودكاني هستند
كه آسيب ديده اند وبه زبان ساده ترقرباني شده اند ويا شاهد يك آسيبي بوده اند.
هرسه گروه كودكان بايد توسط قاضي نوجوان مورد بررسي قرارگيرند واين بررسي ازدوقسمت تشكيل مي شود بخش مدني وبخش كيفري سخنران ضمن تشريح اين تفسيمات به مطالعه وبيان ضرورت هاي نظام دادرسي نوجوانان مي پردازد ايران كشورفوق العاده جواني است جمعيت جوان اين كشوربسيارزياد است مسلما سروكارداشتن بامسائل جوانان كارسختي است.
دراتريش نظام دادرسي خاص نوجوانان مطرح است وضرب المثلي وجوددارد كه پيشگيريرابايد درگهواره شروع كرد نه ازقبر.الان ايران هم مشغول تدوين نظام دادرسي نوجوانان است كه برمبناي معاهدات بين المللي (ازقبيل پيمان نامه جهاني حقوق كودك) وبراساس مباني فقهي اسلام است.
دادگاهي مسلما نيازمند قضاتي هستند كه كارشان فقط درمورد بزهكاري نوجوانان باشد افرادي كه درآينده به سمت قضاوت دادگاه نوجوانان منصوب مي شوند حتما بايد ازروند يافته هاي جديد بين المللي آگاه باشند.
ماقصد داريم درمورد كودك ياطفل صحبت كنيم واژه كودك واژه بسيارمناقشه آميزي درنظامهاي قضاي دنيا است اما بايد به  اطربسپاريم كه دربحث ما منظورازكودك آن است كه درمعاهدات بين المللي بهداشت جهاني عمومي كودك مطرح است درپيمانهاي بين المللي كودك به فردي كه زير سن 18 سال است اطلاق مي شود بنابراين دراين بحث منظورازكودك ( Child زيرسن 18 سال است دردادرسي ويژه كودكان به 3 مورد ممكن است برخورد كنيم
اولين گروه ازكودكان ، كساني هستند كه معارض قانون هستند كودكان معارض قانون تنها آن دسته ازكودكاني هستند كه بايد يك نظام جزايي يا كيفري براي آنها    درنظرگرفته شود.
گروه بعدي كودكاني هستند كه درشرايط مشكل وناهنجاربه سرمي برند براي اين دسته
ازكودكان بايد ازراه پيشگيري استفاده كنيم دربسياري ازكشورهاي دنيا شاهد هستيم
كه اين دودسته باهم تركيب شده اند به شكلي كه كودكان معارض قانون وكودكاني كه
درشرايط دشواربه سرمي برند دريك جا به سرمي برند درحالي كه بين اين دوگروه
تفاوت بسيارزيادي است وآنها هيچ ربطي به هم ندارندزنداني وحبس كردن كودكي كه
درشرايط دشوار به سرمي برد خلاف كليه اصول حقوق بشراست به خاطراينكه كودك را
نه براي اينكه كاري انجام داده بلكه براي اينكه احتمال دارد درآينده كاري
انجام بدهد حبس كرده وازآزادي محرومش كرده ايم .
سومين گروه كودكاني هستند كه آسيب ديده اند وبه زبان ساده ترقرباني شده اند
ويا شاهد يك آسيبي بوده اند هرسه گروه كودك بايدتوسط قاضي نوجوانان مورد بررسي
قرارگيرند اين بررسي ازدوقسمت تشكيل مي شود بخش مدني وبخش كيفري ياجزايي.
دوروش كلي براي دوروند دادرسي هست يكي ازآنها روش كلاسيك ياسنتي است وروش
ديگري روش نسبتا نويي است اما به خاطراينكه ريشه روش نوين درفرهنگ كشورهاي
مختلف وجوددارد مي توان گفت كه تاحدودي سنتي است مادراينجادرمورد روشهاي
كلاسيك بحثي نمي كنيم بلكه ازروشهناي نوين كه به عنوان جايگزين دردادرسي جديد
مطرح مي شود صحبت مي كنيم براي روشن ترشدن موضوع مثالي مي زنم كه براي من پيش
آمد من ازطرف سازمان ملل به كشورهاي زيادي سفركردم كه وضعيت دادرسي رادرآن
كشورهابررسي كنم دريكي ازاين سفرها به كشور بسياردوري رفتم يك مورد كه باآن
برخورد كردم مرد27 ساله اي كه متاهل وداراي 6 فرزند بود يك مرد 35 ساله متاهل
داراي 10 فرزند راعمدا به قتل رسانده بود من باتمام ريش سفيد هاي آن قوم
وقبيله به بحث وگفت وگوپرداختيم كه چه اشد مجازات اعدام بود آن دهكده ازپايتخت
فاصله زيادي داشت وبه همين خاطرداراي فرهنگ متفاوت بود وازشيوه قانوني هم خبري
نبود ازريش سفيد قبيله پرسيدم دراين مورد چه كارمي خواهيد بكنيد؟
وحشت سرتاسروجودم رافراگرفت وفكر كردم آنهامي خواهند مرد 27 ساله راداربزنند
ريش سفيد قبيله مرد قاتل وخانواده اش وخانواده مقتول رافراخواند وهمه
دربازارشهرجمع شدند آنها به بحث وگفت وگو بايگديگر پرداختند وحكم صادركردند
نتيجه اين شد كه مرد قاتل 27 ساله بايد سرپرستي دوزن(زن خودش وزن مقتول) و16
فرزند(6فرزند خودش و10فرزند مقتول) رابه عهده بگيرد واين سرپرستي راتاآنجا
ادامه دهد كه كوچكترين فرزند هم بتواند خود كفا شود.
به نظرمي رسد دارزدن ساده تربود سئوالي برايم پيش آمد ازريش سفيد پرسيدم تكليف
عدالت چه مي شود؟ اگر اين قتلي انجام دهد چه طورمي توانيد ازقبيله تان دفاع
كنيد؟ اوگفت اين عدالت است وشما مطمئن باشيد اوديگر فرصت نمي كند اين عمل



صفحه:

--------------------------------------------------------------------------------

رامرتكب شود اين يك اقدام جايگزين است فرض كنيد مابراي مجازات فردرااعدام مي
كرديم ويا اصلا به زندان مي فرستاديم چه فايده اي براي خانواده زيان ديده
داشت؟
اقدامات جايگزين چيست؟ اين اقدامات روشي براي حل وفصل كشمكشمهاست حل وفصل دعوا
برعهده طرفين است ونقش قاضي دراين مورد اين است كه فقط نظارت داشته باشد
تصميمي كه گرفته مي شود درچارچوب نظام قضايي باشد ومغايرباقانون نباشد اگر
قاضي بتواند بدون توسل به روشهايي كه در واقع خود زمينه ساز جرم وجنايت هستند
اين مسئله را حل كند در واقع توانسته است صلح وآرامش واقعي را به جامعه وآن
جامعه وآن خانواده برگرداند.
در چارچوب مباحث اسلامي اين گونه برخورد اصلا چيز بدي نيست ودر قوانين وسنت
اسلامي هم گنجانده شده است فقط كاري كه بايد انجام شود اين است كه اين روش را
به صورت قانون در آورد واقتباس كرد.در چه صورتها ودر چه مواقعي مي توان از روش
جايگزيني استفاده كرد؟ از ((اقدامات جايگزين))قبل از دادرسي وقبل از دادگاه به
عنوان جايگزين مراحل دادرسي استفاده مي كنند.در قانون مدني هم اين روش اعمال
مي شود معمولا تلاش براين است كه بايك توافق ونه الزاما به يك قضاوت برسيم در
نظام جزايي هم به همين صورت عمل مي شودكه وقتي يك فرد بزهكار ويك فرد آسيب
ديده در كنار يكديگر قرار مي گيرند به يك راه حل راي فرد آسيب ديده مي رسد.
اين راهبرد اصطلاحا پرهيز ازنامراديها،انصراف يا واگرد مي گويند مادر اينجا از
اصطلاح ((واگرد)) يا پرهيز ودور شدن از دستگاه قضايي را استفاده مي كنيم واگر
يك بزهكار مزاياي بسيار زيادي دارد اولين مزيتش براي قضاوت است واگر باعث مي
شود اكثر كار از شانه قاضي برداشته وبه عهده مددكار اجتماعي گذاشته شود.مددكار
اجتماعي سعي مي كند به يك حل وفصل برسد وقاضي نقش نظارتي دارد اين در نهايت به
نفع قاضي است زيرا كار اصلي قاضي كم وكيف پرونده نيست دشواريها حجم زياد كار
يك قاضي است كه در طي روز باآن سروكار دارد.بنابراين بزرگترين مزيت ((واگرد))
اين است كه جرايم سبك كه بسيار هم زياد است به جاي اينكه قاضي را مشغول كند به
عهده مددكار اجتماعي گذاشته شود البته بااين شرط كه خدماتي كه مددكاران
اجتماعي مي توانند ارائه بدهند به شكل قانون آيين دادرسي مدون شود.مثالي
خدمتتان عرضه مي كنيم در كشوري 3پسر جوان 5 شيريني دزديدند دادگاهي مجبور به
بررسي سرقت پسران شد نتيجه اين شد كه يك گزارش پزشكي تخصصي داده شود كه آيا
اين پسر بچه ها به تشخيص رسيده اند يا نه؟ جواب منفي بود اين پرونده به دادگاه
عالي تر ارجاع شد اين قضيه چهار سال طول كشيد وپول ووقت زيادي هم صرف اين كار
شد آنها مي توانستند خيلي راحت از همان اول به نتيجه برسند.اگر در كشور من اين
دعوي مطرح مي شد ومن قاضي بودم خيلي ساده به پسرها مي گفتم حاضر هستند يك صبح



صفحه:

--------------------------------------------------------------------------------

دوشنبه برويم در اين مغازه وآن را تميز كنيم بعد صاحب مغازه هم بنويسد كه آنجا
را تميز كرده ايد؟به احتمال زياد آنها راضي مي شدند ومن هم دادستان را راضي مي
كردم كه پرونده بسته شود من فكر مي كنم همه استانهاي يك كشور اين توانايي را
دارند كه روي اينگونه مسائل كار كنند وبه راحتي آنها را حل كنند.
گاهي در حين محاكمه يك كودك به اين نتيجه مي رسيم كه كودك متوجه اشتباهش شده
وحاضر است كاري انجام بدهد كه خسارت وارده را جبران كند موارد بسيار زيادي
سراغ دارم به خصوص در سن 15 الي 18 سال در ميان پسرها ومردهاي جوان كه مي
گويند هر كاري بخواهيد انجام مي دهيم اما از مانخواهيد با فرد آسيب ديده مواجه
شويم ومعذرت بخواهيم.تفاوت عمده افراد بزرگسال وافراد جوان همين است فرد
بزرگسال فكر مي كند حالا كه قضيه بايك معذرت خواهي تمام مي شود معذرت خواهي مي
كنم اما جوان اين كار را به راحتي انجام نمي دهد.
پس اگر در حين محاكمه باشخصي مواجه شويم كه هرگونه مجازاتي را مي پذيرد
ميتوانيم دادگاه را معلق كنيم ودادرسي را به تعويق بيندازم واز مددكار اجتماعي
بخواهيم بررسي كند آيا او تعهداتش را عملي كرده وآن را برايمان گزارش كند ودر
صورت رضايت ختم دادرسي را اعلام كنيم يا اينكه به جاي آن اعلام كنيم ماشما را
مجرم مي شناسيم اما صدور حكم را به تعويق بيندازيم تامطمئن شويم تعداتش را
درست انجام مي دهد(تقريبا شبيه همان حكم تعليقي است)اگر او تعهداتش رادرست
انجام داد از طريق اعمال كردن اقدام جايگزين حكم منحل مي شود.
حال اگر كودك ناسازگار بود حكم را به اواعلام مي كنيم منتهي يك فرصت ديگر به
اومي دهيم تااينجا ماچهار روش اعمال كرده ايم روش اول((واگرد)) است كه دعوي
قبل از تشكيل پرونده حل وفصل مي شود.
روش دوم در حين دادرسي است.
روش سوم آنها را مجرم مي شناسيم واز آنها مي خواهيم تعهداتي را انجام
بدهند(تعليق حكم)
روش چهارم آنها را محكوم مي كنيم ويك حكم تعليقي مي دهيم(تعليق مجازات)
بااين چهار روش بسياري از كودكان از نظام قضائي واگرد مي شوند وكار سبكتر
وراحت تر مي شود.تعداد كودكاني كه عملا حبس وزنداني مي شوند به حداقل مي رسد
مزيت آن اين است كه كاركنان زندان كه افرادي هستند كه خودشان تخصص وسواد كافي
براي تربيت بچه ها دارند عملا مي توانند شروع به كاري كنند كه اساس وفلسفه
زندان بوده وزندانيان را آموزش بدهند هم آموزش تئوري وهم آموزش حرفه اي كه
فرصت ديگري براي آنها ايجاد شود وبتواند در جامعه مفيد واقع شوند.
ابزارهاي بين المللي در اين زمينه متعدد است يك فرضش قتلي كه در ابتدا مثال
زدم وحل وفصل كشمكش بين فردي كه خسارت را به وجود آورده وفردي كه آسيب ديده



صفحه:

--------------------------------------------------------------------------------

است.
((
نشستهاي خانوادگي))است باارتباط بيشتري بايكديگر داشته باشند.
((
كار عام المنفعه))كار در عرصه اجتماعي است كودكي كه در واقع محكوم ره جبران
خسارت مي شود كار اجتماعي انجام مي دهد تاآنجا كه مي دانم اين يك سنت خيلي
ديرينه در قوانين اسلامي است كسي كه محكوم شده متعهد مي شود كار كند ودر مقابل
آن پولي دريافت مي كند وبعد آن حق الزحمه را به موسسه خيريه يا عام المنفعه
پرداخت نمايد.
بااستفاده ازاين روشها كودكان داراي سابقه وسوپيشينه كيفري نخواهد شد اين يك
بحث فشرده از اقدامات جايگزين بود كه من اميداوارم بزودي در نظام دادرسي ايران
مدون شود.
فهرست
خانم رناته وينتر قاضي دادگاه وين.تاريخ سخنراني:4/12/78 تالار شهيد بهشتي دانشكده علوم
قضايي وخدمات اداري

 

نبع :   فصلنامه ديدگاههاي حقوقي  1379/04/00   18