سيدعباس‏ پورهاشمي
زندان در دنياي امروز از سوژه‏هايي است كه توجه بسياري از انديش‏مندان و پژوهش‏گران علوم اجتماعي را به خود جلب كرده است. زايش و كار ويژه‏اي زندانيان در نظام سياسي كشور، سوژه‏ي انبوهي از مطالعات و بررسي‏هاي اجتماعي و سياسي جهان معاصر شده است. در گفتمان‏هاي گوناگون، تعريف و تفسيرهاي متفاوتي از مسئله‏ي زندان شده است كه آگاهي از آن مي‏تواند كمك شاياني به حل معضلات و مسايل زندان نمايد.
اسلام به عنوان يكي از فرهنگ‏هاي اصيل و پايدار، كه بر شالوده‏ي وحي، تفكر و تعقل بنا گرديده است، ديدگاه‏هاي ارزش‏مندي درباره‏ي حبس و زندان دارد كه برخي از متفكران اسلاميِ معاصر به آن پرداخته‏اند. يكي از انديش‏مندان اسلامي كه به مقوله‏ي زندان و ساختار آن توجهي خاص داشته است، آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي است كه از منظر و نگاهي فقهي و با افقي روشن‏گرانه، به بررسي و نقد زندان و خاستگاه آن پرداخته است.
مقوله‏ي زندان در مغرب زمين نيز همواره، توجه پژوهش‏گران و محققان علوم اجتماعي را به خود معطوف داشته است، به طوري كه دانش‏مندان غربي، مطالعات جديدي در زمينه‏ي زندان و زنداني دارند. از دهه‏ي 1950 با رشد و گسترش انديشه‏هاي پست مدرنيسم در غرب، نگاه و رويكرد جديدي نسبت به زندان ارايه گرديده است كه مي‏توان آن را بازتابي از رهيافت‏هاي فلسفيِ دوره‏ي معاصر دانست.
در اين ميان، ميشل فوكو، دانش‏مند فرانسوي (1986ـ1926) درباره‏ي زندان و جايگاه آن در نظام سياسي غرب، مطالعات و نوشته‏هاي باارزشي از خود بر جاي گذاشته است كه در اين نوشته ابتدا سعي مي‏كنيم به برخي از اين مطالعات و نوشته‏ها اشاره نماييم و سپس ديدگاه‏هاي آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي را بررسي، و با انديشه‏ها و نظريات يكي از بزرگ‏ترين منتقدان مدرنيته مقايسه نماييم.
تولدوزايش‏زندان
زندان در شكلِ فراگير كنوني، از موضوعات و مسايل جديد دنياي امروز است. در خشن‏ترين و خودكامه‏ترين دولت‏ها و فرمانروايي‏هاي دوره‏هاي پيشين، زندان به شكل و شمايل كنوني وجود نداشته است. به اعتراف بسياري از پژوهش‏گران علوم اجتماعي «زندان» با ويژگي‏هاي فراگير كنوني‏اش زاييده‏ي فرهنگ و تمدن دوره‏ي مدرن غرب است.
ميشل فوكو در كتاب «مراقبت و تنبيه، تولد زندان» با بيان ديرينه‏شناسي زندان، به بررسي ابعاد گوناگون مجازات و تنبيه در مغرب زمين مي‏پردازد. وي بر اين اعتقاد است كه قدرت سياسي در دوره‏ي پيش از مدرنيته براي كيفر و مجازات انسان‏ها، شكنجه و تعذيب بدني مجرمان را در دستور كار خود نهاده بود و تلاش مي‏كرد از طريق اعمال خشونت و شكنجه بر بدن مجرمان، اعمال قدرت كند.
نمونه‏هاي تاريخي شكنجه و اعمال خشونت از سوي فرمانروايان سياسي در جهان، به اندازه‏اي است كه ذكر آن در اين مقال كوتاه نمي‏گنجد، اما در دوره‏ي جديد و مدرنِ غرب، تكنولوژي سياسي اِعمال قدرت، از شكنجه و تعذيب، به سمت و سوي «زندان و حبس» تمايل پيدا كرده است.
البته فوكو اين تحول تكنولوژيِ سياسي را بيش‏تر در تغيير استراتژي اِعمال قدرت مي‏داند؛ زيرا در گذشته، اِعمال قدرت، شفاف و برهنه بود و نمايش تعذيب و شكنجه، در زمره‏ي تكنيكِ ضروري اِعمال قدرت سياسي قرار داشت، اما در دنياي مدرنيته، قدرتِ شفاف و آشكار، جاي خود را به قدرت پيچيده، پنهان و نامرئي داده است. فوكو منشاي اين تغيير را اين گونه توضيح مي‏دهد:
«
در نيمه‏ي دوم سده‏ي هيجدهم، اعتراض عليه تعذيب، در همه جا ديده مي‏شود: در ميان فيلسوفان و نظريه‏پردازان حقوق، در ميان حقوق‏دانان و قانون‏دانان و نمايندگان مجلس، در عرض حال‏ها و در ميان قانون‏گذاران مجلس شيوه‏ي ديگري از تنبيه و مجازات ضروري شد: بايد به رويارويي جسمي پادشاه با محكوم پايان داده مي‏شد.»1
از اين رو زندان جاي شكنجه و تغذيب آشكار را گرفت و اصل «جار نزدن كيفر» در متن تكنولوژي سياسي اِعمال قدرت قرار گرفت، گرچه محكوميت و علت آن بايد بر همه‏ي مردم آشكار مي‏بود، اما در عوض اجراي كيفر بايد در خفا و پنهان صورت مي‏گرفت.
از اين تاريخ به بعد، براي محكومان زندان‏هايي با سلول‏هاي متراكم و ساختمان‏هاي بلند و با نظارت شديد، ساخته شد. به بيان ديگر، تا اين زمان «بدن» فردِ محكوم تحت تنبيه و شكنجه‏ي قدرت سياسي قرار داشت، اما از اين پس ديگر «روح» او با محروميت از آزادي رو به رو مي‏شد و اين ارمغان تكنولوژي سياسي جديد بود.
فوكو با نگرش تبارشناسيِ قدرت، ميان دانش و قدرت، رابطه ايجاد مي‏كند، به طوري كه قدرت را مولد دانش و حقيقت مي‏داند و بر آن است كه قدرت سياسي در هر زماني و در هر گفتماني، دانش مناسب خود را ايجاد خواهد كرد.
اما آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي از منظر و نگاه اسلامي زندان را نقد و بازخواني مي‏كند. از نظر او «انسان» در فرهنگ اسلامي جايگاهي بلند و رفيع داشته و حفظ كرامت و ارزش‏هاي انساني در كانون توجه دستورات اسلامي قرار دارد. از اين رو زندان به شكل و شمايل كنوني آن، هرگز مورد قبول اسلام نيست، بلكه زندان در شكل گسترده و فراگير كنوني زاييده‏ي فرهنگ و تفكر مغرب زمين است. وي تصريح مي‏كند: «تعريف انسان در مكتب اسلام با ساير مكاتب، تفاوت اساسي دارد. از اين رو زندان در فقهِ اسلام، خيلي محدود است و به دو يا سه مورد بيش‏تر خلاصه نمي‏شود و حالت استثنايي و ضروري دارد و جايگاهي كه امروزه از آن به عنوان زندان ياد مي‏كنند، در فرهنگ اسلامي جايي ندارد.»2
گرچه انسان محوري يا اومانيسم يكي از شالوده‏هاي اساسي عصر مدرنيته است، ولي توجه به انسان، در گفتمان مدرنيته، و تعريف انسان در فرهنگ اسلامي، با يك‏ديگر متفاوت است. از همين جا در دنياي مدرنيته، به انسان به عنوان انسانِ اقتصادي يا انسانِ سود آور توجه مي‏شود، ولي در اسلام، انسان «حامل امانت الاهي» تعريف گرديده است.
زنداني كردن يك فرد، علاوه بر آثار و عوامل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، راه تكامل و تعالي را از او مي‏گيرد. به اعتقاد هاشمي شاهرودي گرچه فرد مجرم لازم است به مجازاتي كه قانون براي او تعيين كرده است برسد، اما اين جرم او را از انسانيت و ماهيت انساني خارج نكرده است تا بتوان هر حكم ضد انساني را بر او تحميل كرد. وي درباره‏ي فلسفه و جايگاه زندان در اسلام مي‏گويد:
«
در اسلام جنبه‏ي مجازاتي زندان بسيار كم‏رنگ بوده و در اصل، ضرورت زندان، براي پيش‏گيري است»3
ايشان به عنوان رئيس قوه‏ي قضاييه به مسئولان و دست‏اندركاران قضايي كشور توصيه مي‏كند از دادن حكم زندان به مجرمان، حتي المقدور خودداري نمايند. وي معتقد است: «بايد حق انساني و كرامت انسان محفوظ بماند و اين بينش بايد مبناي قانون‏گذاري و تنظيم مصوباتِ مربوط به زندان و جرم و جزا باشد. بايد مجازات‏هاي زندان كاهش داده شود و كاهش زندان و زنداني بايستي به عنوان يك اصل، در تدوين قوانين دنبال شود.»4
بنابر اين، رويكرد هاشمي شاهرودي به زندان، مخالفت و رد آن است، مگر در موارد ضروري و استثنايي.
گرچه هاشمي شاهرودي و ميشل فوكو هر دو زادگاه زندان را عقلانيت حاكم در عرصه‏ي مدرنيته و زاييده‏ي فرهنگ و تفكر مدرنيته‏ي غرب مي‏دانند، اما ميشل فوكو به عنوان انديش‏مند و روشنفكر پست مدرن، راه حلي را براي جايگزيني زندان ارايه نمي‏كند؛ گر چه برخي معتقدند انديشه‏هاي پست مدرني، انديشه‏ي انتقادي است و از همين رو هم نسخه‏اي براي بهبود مشكلات و معضلات جامعه‏ي خود ندارد؛ اما آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي با بهره‏گيري از مفاهيم اسلامي و به عنوان حكيمي كه بر عالي‏ترين مسند قضايي كشور تكيه زده است، راه حل‏هايي را براي بهبود و اصلاح وضعيت زندان‏ها و كاهش زنداني در كشور ارايه كرده است، كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي‏كنيم:
1
ـ اصلاح‏قانون‏وسياست‏هاي كيفري‏درراستاي‏كاهش‏زندانيان
آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي بر اين عقيده است قوانين موجود در كشور، داراي ضعف‏ها و نقايص فراواني است. از اين جهت بايد گرايش وضع قوانين هم در سياست‏هاي كلانِ مجمع تشخيص مصلحت نظام، و هم در قوه‏ي مقننه به سمت كاهش مجازات زندانيان باشد.
2
ـ اجتناب‏قضات‏و دست‏اندركاران‏قضاي‏درصدور احكام‏زندان
به اعتقاد ايشان، زندان آخرين راه مجازات است. در صورتي كه تمام راه‏ها براي مجازات مجرمان بسته باشد و از طرفي بيم تباني و گسترش فساد و جرم در جامعه مطرح باشد، در حالت ضرورت و اضطرار، حكم زندان به زنداني مي‏دهند. اين نگرش مسئولان قضايي به جرم و مجرم، مي‏تواند راه حل مناسبي براي معضل زندان در كشور باشد.
3
ـ ايجادنگرش‏اصلاحي‏و تربيتيِ‏دست‏اندركاران‏امور زندان‏هاي‏كشور
از آن جا كه مديران و كاركنان زندان‏ها مي‏توانند نقش موثري را در اصلاح و بهبود زندانيان داشته باشند ايجاد نگرش اصلاحي در ميان آنان، گام مؤثري در جرم زدايي و پيش‏گيري از وقوع جرايم در كشور است.
زندان از ديدگاه ايشان، نبايد محل انتقام جويي و مجازات مجرمان قرار گيرد، بلكه بايد مكاني براي اصلاح و تربيت مجرمان و سوق دادن آنان به سمت كمال باشد.
4
ـ بازنگري‏درمفهوم‏جرم
به اعتقاد آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي، بسياري از جرايم كه به زنداني شدن افراد جامعه منجر مي‏شود، ناشي از برداشت نادرست از جرم و مجرم است؛ به عنوان مثال با بازنگري مجدد به معتاد، مي‏توان بسياري از زندانيان را كه به علت استعمال مواد مخدر در زندان به سر مي‏برند، رهايي بخشيد؛ زيرا از ديدگاه ايشان معتاد، مجرم نيست، بلكه بيمار و مريض است و نياز به مداوا دارد، نه زندان.
هم‏چنين درباره‏ي جنبه‏ي كيفري قانون چك نيز هاشمي شاهرودي بر آن است كه با بازنگري در اين قانون، مي‏توان بسياري از زندانيان را از قيدِ بند رهايي بخشيد.
البته ايشان راه‏هاي ديگري نيز براي بهبود وضعيت زندان‏ها در كشور ارايه مي‏دهند كه در جاي خود محل تامل و دقت نظر است. بنابر اين، بازنگري و بازخواني دوباره‏ي بسياري از نهادها و سازمان‏هايِ مستقر در نظام سياسي كشور ـ كه برخي ميراث ناخودآگاه فرهنگ و تمدن دوران مدرنيته است ـ ضروري به نظر مي‏رسد. با نقد و بررسي انديشه‏ها و پشتوانه‏هاي فكري بسياري از اين نهادها، مي‏توان رهيافت‏هاي جديدي را براي پيشرفت و تكامل جامعه‏ي انساني، فراروي مديران و دست‏اندركاران اداره‏ي جامعه قرار داد.
پاورقيها:
1.
ميشل فوكو، مراقبت و تنبيه؛ تولد زندان. ترجمه‏ي نيكو سرخوش و افشين جهان‏ديده. (تهران: نشر ني، 1378) ص، 93.
2.
ديدار نماينده‏ي يونيسف با آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي، 12/7/79.
3.
ديدار رئيس و معاونين سازمان زندان‏هاي كشور با آيت اللّه‏ هاشمي شاهرودي، 3/3/79.
4.
همان.

 

منبع: سایت القضا