● نويسنده: ‌امير - شريفي خضارتي 

پديده (‌‌Suicide) از ديدگاه علوم مختلفي چون روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، پزشكي، جرم‌‌شناسي و حقوق‌جزا (كيفري) قابل تحليل و بررسي است. از لحاظ حقوق كيفري، بحث راجع به خودكشي در حاشيه بررسي‌ها قتل‌ها به ميان مي‌آيد. از اين حيث خودكشي يا انتحار عبارت است از قتلي كه فاعل جرم (قاتل)،

مفعول جرم (مقتول) نيز مي‌باشد. به عبارت ديگر، هرگاه مجني عليه (بزه ديده) قتل، خودش قاتل باشد عمل خودكشي تحقق مي‌يابد. در واقع خودكشي نوعي از قتل همراه با وحدت قاتل و مقتول است. براين اساس بايد گفت خودكشي و به تبع آن ، از جمله بارزترين مواردي هستند كه در آنها بزهكار و بزه ديده يك فرد واحد مي‌باشد. بنابراين خودكشي مهمترين نوع خشونت تغيير شكل داده شده است. در اين نوع خشونت، فرد مرتكب به جاي اينكه ديگران را مورد حمله و تعرض قرار دهد، به زندگي و حيات خود حمله كرده و به آن خاتمه مي‌دهد.


عمل خودكشي مختص زمان حاضر نبوده و از دوران‌هاي بسيار قديم تا به حال وجود داشته است؛ اما آنچه كه تازگي دارد گسترش و افزايش تعداد خودكشي‌ها مي‌باشد. آمارهاي انتشار يافته در مورد خودكشي‌ها كامل نبوده و آن طور كه بايد تعداد واقعي خودكشي‌ها را نشان نمي‌دهد. البته علت اين امر آن است كه بيمارستان‌ها، بسياري از خودكشي‌ها را تحت عناوين ديگري قلمداد مي‌كنند و به همين دليل، بسياري از انتحارها در آمارهاي رسمي منعكس نمي‌شوند. نبايد فراموش كرد كه در زمان‌هاي گذشته معمولا خودكشي در نيمه دوم دوران عمر انجام مي‌گرفت، ولي در حال حاضر بيشتر مرتكبان آن جوانان هستند. مقامات ذي‌صلاح معتقدند بعد از مرگ ناشي از تصادفات رانندگي، خودكشي دومين عامل مرگ و مير جوانان است. 1‌


بررسي و مطالعه در مورد خودكشي از ديدگاه فقهي و حقوقي حائز كمال اهميت است، زيرا اين پديده از ديدگاه شرع اسلام و قوانين جزايي داراي احكام خاصي مي‌باشد. در بررسي فقهي خودكشي، بايد آن را از منظر كتاب، سنت و اجماع مورد توجه قرار داد و ضمانت اجراي ممنوعيت اين عمل را در نظام حقوقي اسلام مشخص نمود. براي بررسي خودكشي از ديدگاه حقوق كيفري نيز ابتدا بايد اين عمل را از منظر تاريخ حقوق كيفري و سپس حقوق جزاي تطبيقي مورد مطالعه قرار داد و نهايتا به تحليل آن در حقوق جزاي داخلي (ايران) پرداخت.



مبحث اول: بررسي خودكشي از ديدگاه فقه جزايي‌

هركس بايد ايمان پيدا كند كه حيات وديعه و امانت الهي بوده و نقطه عزيمت اعتلاء و كمال آدمي است. خيانت در اين امانت از نظر عقل و مذهب و البته اخلاق، جنايتي غيرقابل بخشش مي‌باشد. خودكشي اهانت به خداوند متعال است و اسلام نيز به اين دليل، چنين اهانتي را نسبت به خالق تحمل نكرده و آن را گناهي نابخشودني اعلام نموده است. 2 شريعت الهي حقوق افراد را عطيه‌اي از جانب خداوند متعال درباره بندگان مي‌شمارد و هرگونه تصرف و استفاده از اين حقوق را كه منافي و مناقص شريعت و مقاصد شارع انجام گيرد، باطل به حساب مي‌آورد. به همين دليل دين اسلام خودكشي را در عداد گناهان بزرگ قرار داده و مرتكب آن را مستوجب عقاب و كيفر اخروي مي‌داند؛ زيرا حيات از جمله عطايايي است كه خداوند در وجود افراد به وديعه نهاده است و افراد بشر نمي‌توانند اين حق را از خود سلب كنند. 3 جانشين كردن در حفظ و نگهداري مي‌باشد (الوديعه هي استنابه في‌الحفظ). 4 درباره احترام و حمايت از حق حيات و حرمت دماء، آيات متعددي در قرآن كريم وارد شده است و در تعاليم و ارشادهاي پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصوم(ع) نيز اين موضوع مورد عنايت قرار گرفته است.



گفتار اول: خودكشي از ديدگاه قرآن كريم(كتاب)

در قرآن كريم كه در علم از آن به تعبير مي‌شود، آياتي وجود دارند كه حرمت خودكشي از آنها قابل استنباط هستند. صريح‌ترين و متقن‌ترين آيه‌اي كه در زمينه خودكشي مي‌تواند مورد استناد قرار گيرد، ذيل آيه 29 سوره نساء مي‌باشد كه خداوند متعال مي‌فرمايد: يعني: خودتان را نكشيد، به درستي كه خداوند نسبت به شما مهربان است.

در كتاب در مورد اين آيه چنين آمده است: استفاده كرد كه منظور از اين قتل نفسي كه از آن نهي شده است، معنايي عمومي تر باشد به طوري كه هم شامل كشتن غير شود و هم شامل انتحار و هم شامل به خطر انداختن خويش گردد و خلاصه كاري كند كه منجر به كشته شدن او شود، زيرا در ذيل آيه، نهي نام برده را به رحمت خدا تعليل كرده و فرموده : اين كار را مكنيد زيرا خدا به شما مهربان است، و بر كسي پوشيده نيست كه چنين تعليلي با مطلق بودن معنا سازگارتر است. بنابراين تعليل، آيه شريفه (29 سوره نساء) معنايي وسيع پيدا مي‌كند و همين سازگاري مويد آن است كه بگوييم جمله تعليل است براي جمله به تنهايي. 5‌

در در مورد ذيل آيه 29 سوره نساء آمده است: 6 روايات مذكور در تفاسيري همچون تاليف (متوفي 548 ه-. ق) و قابل مشاهده است.

در در مورد جمله چندين نوع تفسير بيان شده است كه در واقع، هر يك احكام خاصي را به وجود آورده‌اند. اين موارد عبارتند از: كشتن مسلمان حرام است، حرمت انتحار و خودكشي، وضو و غسل در هواي سرد با وجود خطر جاني، در حكم خودكشي است زيرا پيامبر(ص) در پاسخ سئوال از وضو و غسل در هواي سرد با وجود خطر جاني فرمود: <ولاتقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما، يورش مسلمانان به تنهايي بر اجتماع دشمن مشرك و خود را در معرض كشته شدن قرار دادن در حكم خودكشي است به دليل روايتي كه از امام صادق(ع) وجود دارد؛ جنگيدن بدون توان و آمادگي براي پايداري، در حكم خودكشي است به دليل روايتي كه از امام صادق(ع) در اين مورد وجود دارد. 7

به هر حال همانطور كه مشاهده شد، يكي از تفاسير قطعي آيه 34 سوره نساء حرمت خودكشي مي‌باشد. البته غير از آيه فوق، آيه 33 سوره اسراء نيز به نوعي دلالت بر حرمت خودكشي دارد. در اين آيه خداوند متعال مي‌فرمايد: يعني: هرگز نفس محترمي را كه خداوند آن را محترم داشته و قتلش را حرام كرده نكشيد مگر آنكه به حق (مستحق كشتن باشد.)

نكته مهم در مورد آيه فوق اين است كه عبارت را هم مي‌توان از ريشه و به معناي معني كرد و هم مي‌شود از ريشه و به معناي دانست. به اين ترتيب آيه فوق را مي‌توان به دو صورت معني نمود: اول - نفسي را كه خداوند ريختن خون او را حرام كرده نكشيد، دوم - نفسي را كه خداوند او را محترم قرار داده نكشيد. 8

نكته مهم ديگري كه در آيه 33 سوره اسراء قابل ذكر است كلمه مي‌باشد. از ادات استثناء بوده و به معني يا مي‌باشد. نيز ناظر به موارد قصاص يا حد است. يعني مواردي كه فرد، به حق مستحق كشتن است مثل زناي محصنه يا قتل عمد. 9 برطبق عموم آيه فوق كسي مجاز نيست نفسي را كه خداوند خون ريختنش را حرام كرده يا آن را محترم‌شمرده است، بكشد. نفس انسان نسبت به خودش نيز محترم بوده و از نظر خداوند داراي احترام شمرده مي‌شود. بنابراين بايد گفت، علاوه براينكه كشتن انسان‌هاي ديگر به ناحق حرام مي‌باشد، خودكشي نيز حرام است، زيرا خودكشي يك عمل ناحق است. البته شبيه مضمون آيه 33 سوره اسراء در آيه 68 سوره فرقان هم آمده است كه خداوند مي‌فرمايد: يعني: نفس محترمي را كه خداوند حرام كرده به قتل نمي‌رسانند مگر به حق. ‌

در مجموع، براساس آيات قرآن كريم، خودكشي و انتحار حرام است.



گفتار دوم: خودكشي از ديدگاه احاديث، اخبار و روايات (سنت)

از نظر شيعه، عبارت از (گفتار) يا (كردار) يا (سكوت و رفتار تاييدآميز) معصوم(ع) در امور ديني است. نقل و حكايت سنت را ، و گويند. 10

در مورد خودكشي روايات و احاديث متعددي وجود دارد كه برخي از آنها عبارتنداز:

-‌ حضرت علي(ع) فرمود: 11

- امام باقر(ع) فرمود: 12

- امام صادق(ع) فرمود: 13

- در تاليف آمده است: حسن بن زيد از پدرش از علي‌بن ابي‌طالب(ع) روايت كرد كه فرمود: 15

همانطور كه مشهود است، براساس روايات و اخبار معصومين(ع) خودكشي جايز نيست.

در كتب روايي، احاديث متعددي وجود دارند كه براساس آنها يك فرد مومن، استوار و محكم و در عين حال انعطاف‌پذير است. در واقع، انسان مومن به هيچ‌وجه در مقابل مشكلات كمر خم نمي‌كند و هرگز در برابر حوادث ناگوار روزگار تن به خودكشي نمي‌دهد. امام صادق(ع) فرمود: يعني: مومن مثل كوه استوار است، هيچ مصيبتي او را تكان نمي‌دهد. در حقيقت، هرچه باران و برف ببارد و هرچه طوفان شديد باشد، كوه از جاي خود تكان نمي‌خورد. مومن نيز همچون كوه پابرجاست و هيچ حادثه و مصيبتي او را دگرگون نمي‌كند. ‌ همچنين امام صادق(ع) در روايت ديگري فرمودند: يعني: مومن مثل شاخه گندم مي‌باشد. بديهي است كه شاخه گندم قابل انعطاف بوده و هر قدر كه باد تند و شديد باشد، نمي‌تواند آن را از ريشه درآورد. 17

جمع بين دو حديث فوق چنين مي‌شود كه مومن درحالي كه مثل شاخه گندم انعطاف‌پذير است، همچون كوه نيز پابرجاست. بنابراين انسان مومن هرگز خودكشي نمي‌كند، زيرا هميشه به رحمت و كمك خداوند متعال اميدوار بوده و همواره در كارها مي‌باشد و همانطور كه خداوند فرموده است: يعني: به درستي كه خداوند توكل‌كنندگان را دوست دارد. (آيه 159 سوره آل‌عمران)



ادامه دارد ...



پي‌نوشتها: ‌

1‌- پرفيت، آلن: پاسخ‌هايي به خشونت، مترجم، مرتضي محسني، تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ اول، 1378، ص 73-. 72‌

2‌- كي‌نيا، مهدي: مباني جرم‌شناسي، ج 1، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هفتم، 1384، ص . 454‌

3‌- اردبيلي، محمدعلي: حقوق جزاي عمومي، ج 1، تهران، نشر ميزان، چاپ اول، 1379، ص . 72‌

4‌- شهيد ثاني، زين‌الدين بن علي: تحريرالروضه في‌شرح اللمعه، گردآوري: عليرضا اميني و محمدرضا آيتي، ج 2، قم: انتشارات طه، چاپ ششم، 1383، ص . 259‌

5‌- طباطبايي، محمدحسين: الميزان في‌تفسيرالقرآن، مترجم: محمدباقر موسوي، ج 4، قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1363، ص 506-. 505‌

6‌- مكارم شيرازي، ناصر و جمعي از محققان: تفسير نمونه، ج 3، قم: دارالكتب الاسلاميه، چاپ بيست و چهارم، 1375، ص . 356‌

7- هاشمي رفسنجاني، اكبر و جمعي از محققان: تفسير راهنما، ج 3، قم: دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1373، ص 353-. 351‌

8- آقايي، محمدعلي: آيات الاحكام حقوقي ، تهران: انتشارات خط سوم، چاپ دوم، 1381، ص . 135‌

9‌- همان منبع، همان صفحه. ‌

10- محمدي، ابوالحسن: مباني استنباط حقوق اسلامي يا اصول فقه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ شانزدهم، 1382، ص . 167 برخي از محققان خبر را اعم از حديث دانسته و معتقدند خبر نقل سنت از پيامبر و غير اوست، اما حديث صرفا مربوط به نقل سنت از پيامبر مي‌باشد. روايت را نيز عمدتا به معناي حديث مي‌دانند. ر. ك. اوليائي، مصطفي: تحول علم حديث، قم: دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوم، 1378، ص 8-. 7‌

11‌- شيخ حرعاملي: وسائل‌الشيعه الي تحصيل المسائل الشرعيه، كتاب القصاص، باب ؛ 5 به نقل از عبدالحسين دستغيب: گناهان كبيره، ج 1، تهران: انتشارات ياسر، بي‌تا، ص . 118‌

12‌- كليني، محمدبن يعقوب: اصول كافي؛ به نقل از عبدالحسين دستغيب: ماخذ پيشين، ص . 119‌

13‌- طباطبايي، محمدحسين: ماخذ پيشين، ص . 509‌

14‌- جبيره باندي است كه روي دست و پاي شكسته يا آسيب ديده مي‌بندند. ‌

15‌- طباطبايي، محمدحسين: ماخذ پيشين، ص 509-. 508‌

16‌- مظاهري، حسين: اخلاق در خانه ، قم: نشر اخلاق، چاپ نهم، 1382، ص 103-. 102‌

17‌- همان، ص . 103‌

● منبع: روزنامه - اطلاعات - تاريخ شمسی نشر 23/10/1387