وقف و نقش آن در فقرزدايي
به مناسبت هفته وقف
نسترن - فلسفي
براي وقف، علما و فقها تعاريف گوناگوني نموده اند اما تعريف مشهور وقف
عبارت است از «تحبيس الاصل و اطلاق المنفعه.” بعضي اشخاص، آن را به صدقه جاريه نيز
تعريف نموده اند. اما بررسي متون ديني و پژوهش در قرآن و سنت نشان مي دهد که مفهوم
وقف بسي گسترده تر و فني تر از آن «ه که در تعريف مذکور آمده است مي باشد، زيرا
وقف در فرهنگ اسلامي مترادف با کلمه انفاق و صدقه است. انفاق و صدقه به مفهوم عام
آن هر نوع هبه، هديه و بخشش را شامل مي شود که به خاطر مصالح خلق خدا اهدا مي
گردد. لذا مي توان گفت وقف عبارت است از هر هديه و تحفه اي که به خاطر مصالح خلق و
رضايت خدا اهدا گردد، انفاقي است عاري از منت و احساني است خالي از اذيت و به دور
از تحقير شخصيت ديگران، تصدقي است دائمي، مستمر و بدون ريا.
براي شناخت عميقتر و دقيقتر جايگاه وقف در فرهنگ اسلامي، «ند آيه و
روايت از پيامبر اکرم (ص)، فهرست گونه ذکر مي شود؛
1- قرآن کريم در موارد متعددي از انفاق به عنوان جهاد مالي در کنار جهاد
جان ياد کرده است؛ مومناني که بدون عذر از جهاد بازنشسته اند با آنان که با مال و
جان خود در راه خدا جهاد
مي کنند برابر نيستند، خدا مجاهدان به مال و جان را بر نشستگان برتري
بخشيده است... (نساء95/)
2- در بسياري از آيات قرآن کريم به دنبال واژه انفاق، واژه في سبيل الله
ذکر گرديده است؛ آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند و در پي آن منتي نگذارند
و آزاري نکنند، آنها را پاداش نيکو نزد خدا خواهد بود. (بقره262/)
3- در آياتي از قرآن کريم هدف روشن انفاق و گرفتن صدقه، تزکيه نفس و
رسيدن به بر و نيکي ذکر شده است؛ هرگز به مقام نيکوکاران نخواهيد رسيد، مگر آنکه
از آن «ه دوست مي داريد انفاق کنيد. (آل عمران92/) شان نزول اين آيه، وقف و صدقه
است. با نزول اين آيه کساني «ون ابوطلحه انصاري به فکر صدقه دادن و وقف کردن
بهترين اموال خود افتادند.
4- پيامبر اسلام (ص) فرمودند: بهترين يادگار و ميراثي که انسان از خود بر جاي مي گذارد سه «يز است؛
صدقه جاريه (وقف) که اجرش و مزدش به او مي رسد، دانشي که پس از او مورد استفاده
واقع شود و فرزند شايسته اي که خيري در بر داشته باشد.
بايد در نظر داشت آيات فوق و حديث مذکور، صرفا جزئي از آن «ه در متون
تعاليم ديني ما آمده است مي باشند. اين نکته به خوبي روشن است که وقف جايگاه بسيار
مهم و ارزنده اي در اسلام دارد. وقف مي تواند به عنوان يک سيستم پويا و بازوي
نيرومند با ايجاد و حفاظت و بهره برداري مناسب در جهت تحقق عدالت اجتماعي، اقتصادي
و فرهنگي به کار آيد و هدف عمده آن نشر فرهنگ وقف، گسترش معنويت، خيرخواهي، غير
خواهي، ايثار و فداکاري است. زيرا گسترش فرهنگ وقف يکي از راهکارهايي است که فقر
را در جامعه اسلامي ريشه کن مي کند. فقر يکي از موثرترين عوامل انحطاط جامعه محسوب
مي شود، زيرا فقر، جامعه انساني را به زوال مادي و معنوي سوق مي دهد، زيربناي
توحيدي جامعه را فلج مي سازد، مانع رشد هماهنگ جامعه مي شود. فقر با ربودن امکانات
مادي و رفاهي از قشر وسيع جامعه، زمينه رشد تفکر را نابود مي سازد و نمي گذارد که
بستر مناسب براي رشد ارزشهاي الهي و معنوي در جامعه فراهم شود. دقيقا با توجه به
تاثير عميق و گسترده فقر، در فرهنگ ديني مترادف با کفر تلقي شده است. جامعه اي که
زيربناي اعتقادي در آن با توحيد بنا شده باشد، نمي تواند با کفر بسازد. پس همان
گونه که ريشه زدايي کفر از جامعه از اولويت برخوردار است، ريشه کن نمودن فقر نيز
از اولويت برخوردار مي باشد و بر همين اساس است که خداوند، بندگانش را بيش از هر
«يز ديگر به وقف و انفاق فرامي خواند تا پديده فقر را از ميان جامعه اسلامي ريشه
کن نمايد.
با گسترش فرهنگ وقف يقينا ميزان فقر و محروميت در جامعه کاهش مي يابد،
زيرا وقف يکي از راههاي کنترل تراکم ثروت محسوب مي شود که با از بين رفتن تراکم
ثروت، سرمايه جامعه در اختيار همگان قرار مي گيرد و با
بهره مند شدن همگان از امکانات رفاهي و اقتصادي، زمينه تکامل در ابعاد
فرهنگي، سياسي و اجتماعي نيز فراهم مي شود. توسعه فرهنگ وقف و انفاق موجب ايجاد
تعادل اقتصادي و مادي در جامعه مي گردد. با به وجود آمدن اين تعادل، زمينه فعليت
پيدا کردن توانمنديها و پتانسيلهاي بالقوه در جامعه به وجود مي آيد. بدين ترتيب،
حرکت رو به رشد جامعه در مسير تکامل مادي و معنوي آغاز مي شود. پس، سرنوشت جامعه
با دستان توانمند خود جامعه تغيير مي کند. دقيقا به همين لحاظ است که ايجاد
نهادهاي خيريه بر مبناي اوقاف و انفاق در جوامع ضروري مي باشد.
از متون اسلامي به خوبي روشن است که اسلام، خواهان زدودن همه جوانب و
زواياي فقر در جامعه، و به دنبال رفاه عمومي در حد معقول و مشروع مي باشد. شهيد
صدر در اين باره مي گويد: مسئوليت دولت و نظام اسلامي به جز تامين نيازهاي حياتي و
ضروري افراد، اين است که يک سطح زندگي متناسب با شرايط و مقتضيات روز را براي
افراد تضمين نمايد و آنها را به يک حد واحد از رفاه عمومي برساند. وي يکي از
ابزارهاي مهم دولت اسلامي را براي تحقق اين هدف، کفالت همگاني مسلمانان در برابر
يکديگر ذکر مي کند.
از اين رو، اولا فقرزدايي تنها در حد قوت لايموت به نيازمندان کفايت
نمي کند و ثانيا مسلمانان در برابر يکديگر مسئولند و کفالت همگاني دارند. کليني در
اصول کافي از امام صادق (ع) نقل کرده است؛ خداوند براي فقرا در اموال ثروتمندان به
قدر کفايت قرار داده است و اگر اين مقدار آنها را کفايت نمي کرد، بيشتر قرار مي
داد و اين مشکلات فقرا از ناحيه کساني است که آنها را از حقشان باز مي دارند. در
حديث ديگري امام صادق(ع) مي فرمايد: خداوند همه نيازهاي فقرا را در نظر گرفته است،
از هزينه هاي غذا، پوشاک و ازدواج گرفته تا هزينه هاي صدقات مستحبي و حتي هزينه
انجام حج آنان.
وقف از دو راه مي تواند در اين مورد موثر باشد؛
1- نفس استقلال و رشد و توسعه اقتصادي مبتني بر موازين اسلامي و شرعي که
به طور طبيعي موجب رفاه عمومي، زدودن و دستکم کاهش «شمگير فقر، محروميت و آثار شوم
آن در جامعه خواهد شد.
2- بخش عمده موارد مصرفي که واقفان دورنگر و نيکوکار در طول تاريخ وقف در
نظر گرفته اند، به رفاه عمومي فقرزدايي و عدالت اجتماعي مربوط مي شود.
اگر نگاهي هر «ند گذرا به تاريخ وقف و مضمون وقفنامه ها بيندازيم، به
خوبي درمي يابيم که واقفان خير انديش، تمام زوايا و جوانب نيازها را در نظر گرفته
اند، و جهت و سمت اصلي مورد نظر آنان فقرزدايي و در مرحله بعدي تحقق رفاه عمومي در
سطح معقول بوده است. يادآوري اين نکته نيز خالي از فايده نيست که نيازهاي عمومي و
خصوصي مردم نسبت به زمانها و مکانهاي مختلف، متفاوت است. اما در روزگار ما تاسيس و
مديريت فضاهاي آموزشي، درماني، مسکن، جاده و... از اولويت بيشتري برخوردارند. از
اين رو از راههاي گوناگون و با آگاهي دادن و تلاش در معرفي بيشتر وقف و مفهوم آن
به عموم مردم، مي توان در جهت اولويتهاي جامعه، کمک شايان و درخور توجهي شود.
منبع: روزنامه - رسالت - تاريخ شمسی نشر 21/11/1388