نویسنده : اصغری، رضا

رضا اصغری(کارشناس و مدرس دانشگاه پیام نور)
مقدمه:
مسئولیت مدنی را می‏توان به الزام قانونی شخص بر جبران خسارت وارد شده به دیگری‏ تعریف کرد و آن را در واقع مکافات عملی که موجب ورود زیان شده است،قلمداد کرد.این‏ مسئولیت در مواردی که تحقق تقصیر مسلم باشد براحتی قابل درک است؛اما در مواردی که‏ تقصیری صورت نپذیرفته و شخص به صرف انجام عمل موجد زیان،ملزم به جبران آن دانسته‏ می‏شود،ممکن است مخالف موازین عادلانه به نظر رسیده و این سؤال را به ذهن متباتدر کند که‏ چرا شخصی که در ورود خسارت به دیگری هیچ گونه عمد یا مسامحه‏ای نداشته،قانون،اصل و فرض مسئولیت وی را مقرر می‏کند؟و اینکه اساسا مفهوم و شرایط مسئولیت بدون تقصیر و مصادیق قانونی آن در نظام حقوقی ایران کدام است؟در مباحث ذیل و در پاسخ به سؤالات‏ فوق،این مسئولیت مورد تحلیل و بررسی قرار می‏گیرد.

گفتار اول:تحلیل حقوقی مسئولیت‏ بدون تقصیر:

مسئولیت بدون تقصیر،چنانکه از نام آن‏ پیداست،الزام قانونی عامل زبان به جبران خسارت‏ بدون لحاظ بی‏تقصیری اوست و در مواردی که‏ چنین مسئولیتی مقرر است،صرف انجام فعل‏ زیانبار و احراز رابطه سببیت میان آن و خسارت‏ وارد شده کفایت می‏کند.این نوع مسئولیت که‏ مسئولیت عینی نیز نامیده می‏شود،در راستای‏ حفظ منافع و مصالح اجتماعی و رعایت حقوق‏ متقابل افراد پیش بینی شده و فلسفه وضع آن‏ در نظام‏های حقوقی چیزی جز آن نیست. "ژوسران‏"حقوقدان فرانسوی،در دفاع از وجود این مسئولیت می نویسد:«هر جا فاعل فعل‏ زیانبار بی‏تقصیر است،تحمیل زیانها بر متضرر و زیان دیده که هیچ گونه نقشی در پدید آمدن‏ آن نداشته،یک نوع بی‏عدالتی است و زیان‏ زننده باید جبران آن را به عهده بگیرد».1

مسئولیت بدون تقصیر که به دلیل توجه‏ خاص به زیان دیده،در اکثر نظام‏های حقوقی، استثنایی بر اصل احراز و اثبات تقصیر است؛ در عین حال،خود نیز متضمن استثنایی مبتنی‏ بر رفع مسئولیت کسی است که وجود قوه قاهره‏ اعم از پدیده‏های طبیعی و سماوی و نیز تقصیر ثالث یا زیان دیده را ثابت نماید.

البته در صورتی که ثابت شود مصادیق فوق، علت منحصر در وقوع حادثه بوده،رافع ضمان‏ خواهد بوده،والاّ مسئولیت عامل زیان همچنان‏ باقی است و تنها متضمن این فایده است که‏ دخالت دو عامل در تحقق خسارت را ثابت نموده‏ و موجب تقسیم مسئولیت میان طرفین‏ می‏شود.فرضا اگر راننده بتواند تا این حد را ثابت‏ کند که عابر زیان دیده ناگهان به وسط خیابان پریده‏ و در وقوع تصادف مؤثر و مقصر بوده است،با وی در تحمل خسارت سهیم و شریک خواهد گردید.

مسئولیت بدون تقصیر در راستای نظریه‏ای‏ است که اساسا تقصیر را در زمره ارکان ایجاد مسئولیت نمی‏داند و عامل را به صرف انجام
(
صفحه 92)

فعل موجد زیان،ملزم به جبران آن می‏شمرد. به موجب این نظریه که به«ایجاد»خطر معروف‏ است،هر کس که فعالیتی می‏کند محیط خطرناکی را برای دیگران به وجود می‏آورد و کسی که از این محیط بهره می‏برد می‏باید ضررهای ناشی از آن را جبران نماید؛نه کسی‏ که هیچ نکرده و نفعی نبرده است؛پس مبنای‏ مسئولیت مدنی مکافات،تقصیر نیست،بلکه‏ عوض سودی است که شخص از ایجاد آن‏ محیط دردناک برده است.2این نظریه که‏ برخی حقوقدانان عرب آن را تحت عنوان«نظریه‏ تحمل التبعه»مورد بررسی قرار داده‏اند،3در اواخر قرن نوزدهم و در جهت کاهش خطرهای‏ ناشی از تحولات صنعتی و اقتصادی شکل‏ گرفت و در فرانسه،حقوقدانانی چون‏"سالی‏"و "ژوسران‏"در ایجاد آن نقشی اساسی داشتند. به نظر آنان،تقصیر که مبنای فرضیه مسئولیت‏ مدنی است،برای پاسخگویی به نیازهای جامعه‏ کافی نبوده و در شرایط رو به رشد اقتصادی و صنعتی،اثبات آن،کار دشواری است که نوعا زیان دیده از انجام آن عاجز و ناتوان است.بنابراین، تحمل خسارت از ناحیه وی،ناقص انصاف و موازین عادلانه خواهد بود.همچنین،وجود این‏ مسئولیت موجب کاهش سوانح کار یا سوانح‏ زندگی نیز می‏گردد؛با این توضیح که اگر هر کس‏ خود را مسئول جبران خسارات‏های بداند که ازخ‏ عمل او(ولو بدون تقصیر)حادث شده،ناگزیر به رعایت احتیاط و دقت در رفتار شغلی و اجتماعی خود می‏شود و این طریق،نتیجه‏ پیشگیرانه‏ای نیز خواهد داشت.4

در این خصوص باید گفت،مفاد نظریه ایجاد خطر،به دلیل بی‏توجهی محض به عنصر تقصیر و قائل شدن به حکومت مطلق این‏ مسئولیت،نه به آن شکل،بلکه صورت‏ محدودی در نظام حقوقی ایران پذیرفته شده و چنان که پیش‏تر اشاره شد،اصل،مسئولیت‏ مبتنی بر تقصیر است و استثنائا در مواردی بنا به‏ ملاحظات خاص،شرط بودن عنصر تقصیر نادیده گرفته می‏شود.

گفتار دوم،مصادیق قانونی مسئولیت‏ بدون تقصیر در نظام حقوقی ایران:

یکی از مصادیق بارز وجود مسئولیت بدون‏ تقصیر در قوانین ایران،قانون مدنی است که در موارد اتلاف،غصب و سایر ایادی ضمانی،بدون‏ اشاره‏ای به تقصیر،تلف شدن مال دیگری را موجب ضمان و مسئولیت عامل آن دانسته و توجهی به عمد یا غیر عمد بودن فعل زیانبار نکرده است.

ماده(328)قانون مدنی در این خصوص‏ مقرر می‏دارد:«هر کس مال غیر را تلف کند یکی از مصادیق بارز وجود مسئولیت‏ بدون تقصیر در قوانین ایران،قانون‏ مدنی است که در موارد اتلاف،غصب و سایر ایادی ضمانی، بدون اشاره‏ای به‏ تقصیر،تلف شدن مال‏ دیگری را موجب‏ ضمان و مسئولیت‏ عامل آن دانسته و توجهی به عمد یا غیر عمد بودن فعل‏ زیانبار نکرده است

ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد، اعم از این که از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص‏ قیمت آن است.»لذا در اتلاف صرف،احراز رابطه سببیت میان فعل و نتیجه حاصل شده در ایجاد مسئولیت فاعل کفایت می‏کند و در همین‏ راستاست که صغیر و مجنون،ملزم به جبران‏ خسارت‏هایی هستند که از فعل آنان حاصل‏ شده باشد.

اتلاف در قانون مدنی بر مبنای قاعده فقهی‏ «من اتلف مال الغیر فهو له ضامن»بنا شده و به‏ تعبیر اصولیین،قاعده‏ای است‏"اصطیادی‏"که از مضمون آیات و روایات به دست آمده است.5 این قاعده که در مسئولیت به جبران خسارت‏ اطلاق دارد،علاوه بر فقد تأثیر تقصیر یا عدم‏ آن،علم متلف به زیانبار بودن و یا ضمان آور بودن‏ عمل را نیز شرط نمی‏داند؛لذا اتلاف خواه با علم‏ به حکم و موضوع و یا جهل نسبت به هر دو یا هر کدام از آنها صورت پذیرد،تأثیری در رفع و یا کاهش مسئولیت نخواهد داشت.

مورد دیگر پذیرش مسئولیت بدون تقصیر در قانون مدنی،جایی است که قانون به نوعی‏ سختگیری نسبت به افرادی که متعرض حقوق‏ و اموال دیگران شده و یا به گونه‏ای به تضییع‏ حق آنان اقدام کرده‏اند،متوسل می‏شود.یکی‏ از این موارد،غصب است که در ماده(308) این گونه تجلی یافته:«غصب،استیلا بر حق‏ غیر است به نحو عدوان.اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است

همچنین ماده(315)نیز مقرر می‏دارد: «غاصب،مسئول هر نقص و عیبی است‏ که..»لذا در غصب،استیلا بر حق غیر از راه‏ نامشروع و بدون رضای مالک،منتج به‏ مسئولیت غاصب می‏گردد و مبنای آن نیز تجاوز و تعرض به حق دیگری است.مسئولیت‏ مقرر در این ماده حتی از حکم ماده(315)در اتلاف نیز سنگین‏تر و به عبارتی کاملا غیر قابل‏ رد است؛چرا که در اتلاف و اکثر مصادیق قانونی‏ مسئولیت بدون تقصیر.چنان که پیش‏تر اشاره‏ شد.استثنائا یک راه گریز متصور بوده و آن، اثبات وجعود قوه قاهره(در فرض علت منحصر ورود خسارت)است؛لیکن در غصب و در اجرای‏ عبارت مشهور«الغاصب یؤخذ باشدّ الاحوال»، چنین گشایشی نیست و شق آخر ماده(315) قانون مدنی که مقرر می‏دارد:«..اگر چه مستند به فعل او نباشد»،جای بحثی در این خصوص‏ باقی نخواهد گذاشت.

موارد دیگر ید ضمانی در قانون مدنی نیز
(
صفحه 93)

مبتنی بر مسئولیت بدون تقصیر است؛مانند ماده(616)قانون مدنی که حکمی مشابه ماده‏ (315)داشته و از مسئولیت‏های بدون تقصیر و در عین حال غیر قابل رد است.به موجب این‏ ماده:«هرگاه رد مال ودیعه مطالبه شود و امین‏ از رد آن امتناع کند،از تاریخ امتناع،احکام امین‏ بر او مترتب نشده و ضامن تلف و هر نقص و عیبی است که بر مال ودیعه حاصل شود؛اگر چه‏ تلف یا نقص مستند به فعل او نباشد».ماده(493) نیز که مقرر می‏دارد:«اگر مستأجر نسبت به عین‏ مستأجره تعدی و تفریط نماید ضامن است؛اگر چه‏ نقص در نتیجه تعدی و تفریط حاصل نشده‏ است»،مثال دیگری از مصادیق قانونی این نوع‏ مسئولیت در دوره ید ضمانی است؛با این تفاوت‏ که در این ماده ذکری از بی‏تأثیری استناد یا عدم‏ استناد زیان به فعل فاعل به میان نیامده؛و نقش‏ و تأثیر اثبات قوه قاهره در آن منتفی نیست.

از آنجا که تعدی و تفریط و نیز امتناع از رد مال امانی،یکی از مصادیق اعمال تقصیری‏ است،ممکن است این اشکال را به ذهن متبادر کند که عنصر تقصیر در این مسئولیت‏ها وجود دارد و نمی‏توان آن را نادیده گرفت.پاسخی که‏ در این خصوص می‏توان داد،این است که تقصیر در مثال‏های فوق و نیز در تمامی مواردی که‏ یدامانی به ضمانی مبدل می‏گردد،زمینه‏ساز و بسترساز مسئولیت‏پذیری است،نه موجب و موجد آن.بنابراین،قانونگذار،امنیت مفروض‏ مستأجر،مستودع و مانند آن را در صدمات‏ احتمالی وارد شده به شی‏ء،زایل کرده و با یک‏ تدبیر تنبیه آمیز،آنها را در شرایط خاصی از نظر تحمل مسئولیت قرار می‏دهد؛پس آنچه که‏ شرط تحقق این مسئولیت است،تقصیر نیست؛ بلکه مانند مورد عصب،هر فعلی است که موجب‏ زیان شود،حتی اگر شخص ثالث یا قوه قاهره، علت و عامل آن باشند.

در تشریح این نصوص قانونی همچنین‏ می‏توان گفت،اموال و حقوق مالی افراد محترم‏ است و کسی حق ندارد متعرض آن گردد و یا از رد آن به صاحبش خودداری ورزد.این معیار و اصل مهم اخلاقی دارای اهمیت زاید الوصفی در سطح روابط متقابل مردم و نیز ضامن حفظ و ثبات انتظام اجتماعی است؛بنابراین،در جهت‏ تحقق این هدف،قانونگذار قانون مدنی استثنائا در مواردی شخص را مسئول جبران هرگونه‏ زیانی می‏داند که در دوره تصرف ضمانی مال بر آن وارد شود؛ولو این که مستند به تقصیر و یا حتی فعل او نیز نبوده باشد.

مصداق قانونی دیگر پذیرش مسئولیت‏ بدون تقصیر در نظام حقوقی ایران،قانون بیمه‏ اجباری دارندگان وسایل نقلیه موتورنی زمینی‏ مسئولیت بدون تقصیر، چنانکه از نام آن‏ پیداست،الزام قانونی‏ عامل زیان به جبران‏ خسارت بدون لحاظ بی‏تقصیری اوست و در مواردی که چنین‏ مسئولیتی مقرر است، صرف انجام فعل زیانبار و احراز رابطه سببیت‏ میان آن و خسارت‏ وارد شده کفایت می‏کند

مصوب 1347 است که مقرر می‏دارد:«کلیه‏ دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی و انواع‏ یدک و تریلر متصل به وسایل مزبور،مسئول‏ جبران خسارت‏های بدنی و مالی هستند که در اثر حوادث وسایل نقلیه مزبور و یا محمولات‏ آنها به اشخاص ثالث وارد شود...»

این قانون،هشت سال پس از وضع قانون‏ مسئولیت مدنی(مصوب 1339)که متضمن‏ مسئولیت مبتنی بر اثبات تقصیر بود،در جهت‏ اعمال دقت و احتیاط بیشتر و در نتیجه،کاهش‏ حوادث رانندگی وضع گردید؛زیرا ماده(1)و دیگر مواد قانون مسئولیت مدنی به دلیل‏ محور بودن تقصیر در تحقق ضمان،پاسخگوی‏ این نیاز اجتماعی نبوده و خسارات جانی و مالی‏ بی‏شماری به واسطه عدم توانایی و با امکان اثبات‏ تقصیر عامل زیان،بلاجبران می‏ماند؛زیرا به موجب این ماده:«هر کس بدون مجوز قانونی‏ عمدا یا در نتیجه بی‏احتیاطی به جان یا سلامتی‏ یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به‏ هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده است،لطمه‏ای وارد نماید که موجب‏ ضرر مادی یا معنوی دیگری شود،مسئول جبران‏ خسارت ناشی از عمل خود می‏باشد»بنابراین، قانونگذار با وضع قانون بیمه اجباری...درصدد برآمد که ترمیم زیان‏های ناشی از حوادث رانندگی‏ را تضمین و دعاوی ناشی از آن را تسهیل کند؛ و دارنده اتومبیل را(به لحاظ ایجاد محیط خطرناک)مسئول شمرده و اثبات بی‏تقصیری‏ را در رهایی وی از مسئولیت مؤثر ندانسته است. تنها استثنایی که بر حکم مقرر در این قانون نیز می‏توان وارد دانست موردی است که نقش قوه‏ قاهره به عنوان علت منحصر و قاطع رابطه‏ سببیت میان فعل زیانبار و ورود خسارت ثابت‏ شود؛که این امر،رافع مسئولیت دارنده و مبین‏ این حقیقت خواهد بود که قانون،داشتن وسیله‏ نقلیه موتوری را نوعی اماره مسئولیت قلمداد نموده است.6

یکی از نکاتی که ذکر آن ضروری می‏نماید، مقایسه ماده(328)قانون مدنی(مبتنی بر مسئولیت بدون تقصیر)و ماده(1)قانون‏ مسئولیت مدنی(متضمن مبتنی بر تقصیر) است؛چنان که پیش‏تر بیان گردید،ماده(328) قانون مدنی در باب اتلاف،انجام عمل زیانبار را موجب ضمان دانسته و اثبات تقصیر را شرط ننموده؛در حالی که ماده(1)قانون مسئولیت‏ مدنی به صراحت،صدمات و لطمات ناشی از عمد یا مسامحه را ضمان‏آور و موجب مسئولیت‏ دانسته است.در این خصوص،برخی حقوقدانان‏ قایل به نسخ ماده(328)قانون مدنی(قانون

منبع: مجله دادرسی ؛ آذر و دی 1382 - شماره 41