نگاه تطبيقي به موضوع خشونت عليه زنان
نويسنده: زهرا آيت اللهي
گسترش ارتباطات جهاني در بين ملل و اقوام مختلف و سهولت برقراري روابط
بين آنها و نيز دخالت نگرش هاي سياسي حاكم بر جهان با هدف يكپارچه ساختن فرهنگها،
روز به روز موجب كم شدن فواصل ميان فرهنگها و نيز بيرنگ شدن نگرشهاي ملي و ديني و
بومي گرديده است. اگر چه رهآورد اين فعل و انفعالات جهاني منجر به دستيابي اموري
مشترك نسبت به حل برخي مسائل و معضلات انسانها در عرصه بين المللي گرديده است،
ليكن پذيرش بيچون و چراي تمامي راه حل ها و كنوانسيونها، از باب انقياد و تسليم
نسبت به همة تصميمات ولو با نگرشي خوشبينانه، چندان هم به سود تمامي ملتها نيست.
موضوع زنان از جمله مسائل مشتركي است كه به لحاظ مظالم تاريخي و
ديدگاههاي فرونگر و محروميت هاي متعدد نسبت به او، منجر به طرح، بررسي و تدوين
قوانين و كنوانسيونهايي در محافل جهاني گرديده، ليكن به لحاظ مباني انديشه اسلامي
بايستي مفاد آن مورد تجزيه، تحليل و بازبيني قرار گيرد. در اين مجموعه برانيم كه
موضوع «خشونت عليه زنان» را در يك نگاه تطبيقي و بر اساس اصول اعتقادي اسلام، مورد
ارزيابي قرار دهيم.
نفي خشونت عليه زنان در اسناد بين المللي
اولين كنفرانس سازمان ملل متحد در موضوع زنان سال 1972 در مكزيكو
برگزار شد. اين كنفرانس زمينه اي براي طرح مشكلات زنان در ابعاد بين المللي بود و
«اختلاف خانوادگي» به عنوان يكي از موضوعاتي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، در
برنامه اقدام جهان براي اجراي اهداف سال بين المللي زن جاي گرفت.
در كنفرانس دوم زنان كه در سال 1980 در كپنهاك برگزار شد، قطعنامه اي
پيرامون «زنان كتك
خورده و خشونت در خانواده» تصويب شد و شوراي اقتصادي اجتماعي در سالهاي 1982،
1984، 1986 و 1987 در قطعنامه هايي، موضوع خشونت و آزار عليه زنان را مورد توجه
قرار داد. علاوه بر آن در كنفرانس جهاني زن در نايروبي در سال 1985 اين مسئله مورد
بحث قرار گرفت. تا اينكه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1993، اعلاميه «رفع
خشونت نسبت به زنان» را تصويب كرد. اين اعلاميه، خشونت عليه زنان را چنين تعريف نمود:
« . . . هر گونه عمل خشونت آميز مبتني بر جنسيت كه باعث بروز، يا احتمال بروز
صدمات و آسيب هاي جسمي، جنسي و يا رواني و يا رنج و آزار زنان شود، يا موجب تهديد
به انجام آنها گردد كه نتيجه آن محروميت اجباري يا اختياري (در شرايط خاص) از
آزادي در اجتماع و يا زندگي خصوصي ميگردد.»
مصاديق اين خشونت طي ماده 2 اعلاميه چنين ذكر شده است:
1- خشونت هاي جسمي، جنسي و رواني در خانواده شامل كتك زدن، سوء استفاده
جنسي از دختر بچه ها، خشونت هاي مربوط به مسئله جهيزيه، تجاوز به عنف توسط شوهر،
ختنه زنان و ديگر اعمال سنتي خشن و خشونت مربوط به استثمار و بهره كشي جنسي از
زنان توسط غير شوهر.
2- خشونت هاي جسمي، جنسي و رواني در جامعه شامل تجاوز، سوء استفاده، آزار
و تهديد جنسي در محل كار و مؤسسات آموزشي، خريد و فروش زنان و فحشاي اجباري.
3- خشونت جسمي، جنسي و رواني توسط دولت.
در اعلاميه نهايي اين كنفرانس، توصيه شد تا گزارشگر ويژه به جمع آوري
اطلاعات در زمينه خشونت عليه زنان در كشورهاي مختلف و تجزيه و تحليل داده هاي همه
جانبه براي اتخاذ معيارهايي براي محو خشونت در سطح بين المللي، منطقه اي و ملي
بپردازد. اعلامية «وين» موضوعات مختلفي را در ارتباط با خشونت عليه زنان مورد توجه
قرارداد از جمله: پيشداوريهاي فرهنگي و افراط مذهبي.
در سال 1995، يكي از موضوعات مهم كنفرانس پكن مسئله خشونت نسبت به
زنان بود كه اعلاميه نهايي و برنامه اقدام اين كنفرانس بويژه در بخش D اين
موضوعات را مطرح نمود:
1-اتخاذ رهيافت همه جانبه و يكپارچه نسبت به موضوع؛
2- بكارگيري منابع براي مبارزه با خشونت عليه زنان؛
3- ايجاد ارتباط و همكاري با توجه به اشكال مختلف خشونت عليه زنان؛
4- اتخاذ تمهيدات قانوني؛
5- تحقيقات و جمع آوري اطلاعات مربوط؛
6- تغيير نگرشها.
در برنامه عمل پكن از دولتها خواسته شد كه برنامه اقدام ملي خود را در
زمينة رفع خشونت نسبت به زنان بر اساس پيشنهادات سند پكن تنظيم نمايند.
در ژوئن سال 2000 در نيويورك كنفرانسي با عنوان پكن + 5 برگزار شد كه
بر تصويب قوانيني براي از بين بردن خشونت عليه زنان تأكيد ميكرد.
علاوه بر اعلاميه هاي رسمي سازمان ملل يا كنفرانس هاي جهاني زنان،
سازمان ملل اقدام به آموزشي همگاني در سراسر جهان نموده است تا مطابق اعلاميه هاي
مصوب سازمان ملل متحد مردم همة جهان حقوق زنان را بياموزند و تدابير عملي جهت
احقاق اين حقوق را اتخاذ نمايند. اين آموزش «اقدام محلي، تغيير جهاني» نام دارد و
به موضوعات مختلف حقوق زنان از جمله مقابله با خشونت عليه زنان پرداخته است.
حال با توجه به اين نوع از رويكرد بين المللي نسبت به مسائل زنان
جايگاه اين بحث را ابتدا در قوانين اسلامي جويا ميشويم و سپس با نگرشي تطبيقي به
ريز موضوعات اين بحث ميپردازيم.
نگرش اسلام نسبت به مسئله نفي خشونت عليه زنان
از آنجا كه اديان الهي همواره مدافع مظلومين بوده و زنان نيز در طول
تاريخ بدليل وضعيت جسماني خويش آسيب پذيرتر بوده اند لذا:
الف) پيشگيري و تأكيد بر بهداشت رواني
در متون ديني نمونه هاي فراوان ميتوان يافت كه توصيه به خوشرفتاري با
زنان نموده و از خشونت عليه آنان بازداشته است از جمله:
- حضرت علي (ع) هنگام وفات، وصيت فرمود: «مؤمنان را سفارش ميكنم به
شهادت بر يگانگي خدا و اينكه او شريكي ندارد و همانا محمد بنده و فرستادة اوست و . . .. خدا را،
خدا را در مورد زنان و خدمتكاران در نظر بگيريد. همانا آخرين سخن پيامبر(ص) اين
بود كه فرمود: شما را به دو قشر جامعه كه در ضعف نگاه داشته شده اند سفارش ميكنم:
زنان و خدمتكاران.»
- امام باقر(ع)
فرمود: «در دو گروه جامعه كه در ضعف قرار گرفته اند، تقواي الهي را
پيشه خود سازيد. آن دو گروه عبارتند از: زنان و يتيمان.»
- امام كاظم(ع) فرمود: «خداوند بيش از هر چيز، به خاطر (حمايت از) زنان
و كودكان غضب ميكند.»
- پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه مؤمني را بيازارد مرا آزرده است.»
- پيامبر اكرم(ص) فرمود: «تكريم نميكند زنان را مگر فرد كريم و اهانت
روا نميدارد به آنان مگر فرد فرومايه و پست.»
- امام صادق(ع) فرمود: «هركه به فرد مؤمني طوري نگاه كند كه او به واسطة
آن نگاه بترسد، خداوند در روزي كه سايه اي جز ساية رحمت خدا وجود ندارد، او را
خواهد ترساند.»
ب)مقابله با عوامل فرهنگي زمينه ساز خشونت عليه زنان
اسلام به عوامل فرهنگي زمينه ساز خشونت عليه زنان توجه نموده و با آن
به مقابله برخاسته است. اين عوامل فرهنگي متعدد ميباشد، از جمله: اعتقاد به اينكه
وجود پسر بر دختر ترجيح دارد، به اين دليل كه پسران بازده اقتصادي دارند. و دختران
مصرف كننده اقتصاد خانواده اند، يا اينكه پسران امكان رشد و تعالي بيشتري دارند،
لذا سعادتمندي آنان افزونتر است. اسلام جهت روشنگري اذهان در اين زمينه بيان
ميكند:
ـ امام صادق(ع) فرمود: «هر كه آرزوي مرگ دختري را كند از پاداش دختران
محروم ميشود و خداوند را درحالي ملاقات ميكند كه گناهكار است.»
ـ امام صادق (ع) فرمود: « مردي نزد پيامبر(ص) بود. به او خبري دادند
كه رنگ چهره اش تغيير كرد. پيامبر(ص) سؤال كردند چه شده؟ او گفت: خير است. حضرت
فرمود: توضيح بده. آن مرد گفت: هنگام خروج از منزل همسرم درد زايمان داشت، اكنون
به من خبر دادند كه دختري زاييده است. پيامبر(ص) فرمودند: (چرا ناراحت شدي؟) زمين
او را بر روي خود جاي داده، آسمان بر او سايه افكنده وخداوند هم رزق او را
ميرساند. علاوه بر آن، گلي خوشبو است كه از آن لذت ميبري.»
ـ «مردي از اصحاب امام صادق(ع) داراي فرزند دختري شد. اندوهگين و خشم
آلود نزد امام صادق(ع) رفت. آن حضرت از او پرسيد: اگر خداوند بخواهد به تو چيزي ببخشد و از تو
بپرسد كه من براي تو انتخاب كنم يا خودت انتخاب ميكني، چه جواب ميدهي؟ آن مرد
گفت ميگويم: پروردگارا خودت برايم انتخاب كن. حضرت فرمودند: به درستي كه خداوند،
فرزند دختر را برايت انتخاب كرده است. سپس فرمود: در ماجراي موسي(ع) و خضر(ع)
آنگاه كه خداوند اراده كرد كه مرگ پسري فرا رسد و در قرآن فرمود:«و خواستيم كه
پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد.» خداوند به پدر و مادر
آن پسر در عوض او، دختري عطا كرد كه از نسل آن دختر هفتاد پيامبر به دنيا آمد.»
- يحيي بن زكريا در نامه اي براي ابيالحسن(ع) نوشت:
همسر من باردار است دعا كنيد تا خداوند به من پسري عطا فرمايد. آن
حضرت در پاسخ نامة او نوشتند: «چه بسا دختري كه بهتر از پسر است. پس همسر يحيي بن
زكريا دختري بدنيا آورد.»
ج)روش هاي تربيتي زمينه ساز نفي خشونت عليه زنان
براي رفع فرهنگ خشونت عليه زنان، در تعاليم اسلامي تأكيد بر پرورش
اجتماعي مبتني بر عدالت ميان فرزندان شده است:
- پيامبر اكرم(ص) فرمود: «همانا خداوند دوست دارد كه با فرزندان خود
عادلانه رفتار نماييد حتي در بوسيدن فرزندان.»
- پيامبر اكرم(ص) : «در هديه و بخشش به فرزندان خود، بين آنها به مساوات
رفتار نماييد و در صورتي كه ناگزير از ترجيح برخي از آنها بر برخي ديگر باشيد،
دختران را بر پسران ترجيح دهيد.»
اسلام و نفي خشونت خانگي
از عمده ترين اقسام خشونت نسبت به زنان بكارگيري خشونت هاي خانگي است،
كه در اين زمينه اسلام توصيه به خوشرفتاري با دختران نموده و جايگاه ارزشمند زنان
را با عنوان همسر و مادر يادآور شده و سفارش فراوان بر خوشرفتاري با آنها و پرهيز
از خشونت عليه آنان نموده است:
1- دختر
بدليل رواج فرهنگ فروتري جنس مؤنث نسبت به مذكر، اسلام توصيه هاي خاص
در زمينة توجه به ارزش ويژة دختران نموده و خواستار توجه مخصوص به آنان شده است تا
با جبران ضعف تاريخي جايگاه زنان، عدالت بين موقعيت مردان و زنان در جامعه فراهم
آيد.
- پيامبر اكرم(ص): «چقدر فرزند دختر، خوب است. دختران سرشار از لطف
هستند، آمادة كمك و ياري ميباشند و پاكيزه و مباركاند.»
- امام صادق (ع): «يك زن درستكار از هزار مرد ناصالح بهتر است.»
- امام صادق (ع): « بيشترين خير در زنان است.»
- پيامبر اكرم(ص): «هر كه خداوند به او دختري عطا فرمايد و او دختر خود
را آزار ندهد، به او اهانت ننمايد و هرگز پسر خود را بر دختر ترجيح ندهد، خداوند
او را داخل بهشت ميگرداند.
- پيامبر اكرم(ص) فرمود: « بهترين شما كسي است كه براي زن و دختران خود
بهترين باشد.»
2- پيامبر اكرم(ص) فرمود: « هر كه دختري داشته باشد، او را ادب آموزد و
ادب آن دختر را نيكو گرداند و نيز به او دانش آموزد و علم و دانش او را نيكو
گرداند، علاوه بر آن، از نعمات الهي كه بهره مند شده به وفور در اختيار آن دختر
قرار دهد، آن دختر براي او مانع آتش و عذاب الهي خواهد شد.»
2- همسر
- امام صادق (ع):« همين يك گناه براي مرد كافي است كه خانوادة خود را
ضايع سازد.»
- امام باقر (ع):«كسي كه زني را به همسري برگزيند، بايد او را اكرام كند. زنان شما
باعث نشاط شما هستند. هر كه ازدواج ميكند حق ندارد زن خود را ضايع سازد.»
- پيامبر اكرم(ص) در مورد جزاي بدرفتاري شوهر با همسرش در روايتي فرموده
اند:«هر مردي كه با سخنان خود همسرش را آزار دهد، خداوند از او بخشش و صدقه و حسنه
اي را قبول نميكند، تا زن خود را راضي كند. اگر چه آن مرد روزش را روزه بگيرد و
شبها را شب زنده داري كند و در راه خدا برده آزاد نمايد و در راه جهاد با دشمنان
خدا مبارزه كند و چنين شوهري اولين كسي است كه وارد آتش جهنم ميشود.»
- پيامبر اكرم (ص): آگاه باشيد كه خدا و رسول خدا از شوهري كه به زنش
ضرري رساند تا زن، مهريه خود را حلال نمايد و طلاق گيرد، بيزار ميباشند. و خداوند
براي شوهري كه زن خود را مورد آزار قرار دهد تا او حقوق خود را ببخشد، به عذابي
كمتر از آتش رضايت نميدهد. زيرا خداوند در مقابل آزار رسانندة به زن غضب ميكند،
همانگونه كه براي يتيم (و در حمايت از او) غضب ميكند.»
- پيامبر اكرم (ص): «هر مردي كه به صورت همسرش يك سيلي بزند، خداوند
عزوجل به مالك دوزخ فرمان ميدهد او را در جهنم، هفتاد سيلي بزنند.»
- پيامبر اكرم (ص):« من در شگفتم از كسي كه زنش را ميزند، حال آنكه او
به زدن سزاوارتر است.»
- از امام باقر(ع) نقل شده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمود:«چگونه فردي از
شما مردان، همسر خود را ميزند، آنگاه با او هم آغوش ميگردد؟»
- پيامبر اكرم (ص):« هر كه به گونه يا صورت مسلماني بزند خداوند
استخوانهاي او را در روز قيامت پراكنده خواهد ساخت و او را با غل و زنجير وارد
جهنم ميسازد؛ مگر آنكه توبه كند.»
- پيامبر اكرم (ص):« آيا شما را از بدترين مردانتان آگاه كنم؟ گفتيم:
بله يا رسول الله. پيامبر اكرم(ص) :« بدترين مردان شما كسي است كه تهمت زن، بداخلاق و بدزبان است، به
تنهايي ميخورد و بخشش نميكند. . . و ديگران پناه همسرش هستند.»
- «بدرستيكه خداوند مرداني كه فرياد ميزنند را دوست ندارد و صداي ملايم
را دوست دارد.»
- پيامبر اكرم (ص) در خطبه اي فرمود:« … هر كه با مال حلالي با زني
ازدواج نمايد، ولي قصدش آن باشد كه به زن خود فخر بفروشد و ريا نمايد، خداوند
عزوجل خواري را نصيب او خواهد كرد.»
3ـ مادر
- «پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
و اگر يك يا هر دوي آنها سالخورده شوند، آنان را ميازار و به درشتي خطاب مكن و با
آنان به اكرام سخن بگوي. در برابرشان از روي مهرباني سر تواضع فروآور و بگو اي
پروردگار من! هم چنان كه مرا در خُردي پرورش دادند بر آنها رحم آور.»
- امام باقر(ع) در تفسير آيه «ولاتقل لهما افّ» فرمود: «از «اوف» گفتن
كه كمترين آزار است، گرفته تا بالاترين آن را، خداوند نسبت به والدين حرام دانسته
است.»
- ابن مهزم گويد: «شب هنگام از خانه امام صادق(ع) خارج شدم و به خانه ام
(در مدينه) رفتم. مادرم نيز با من بود. پس مشاجره اي بين ما به وجود آمد و من به
او درشتي نمودم. صبح روز بعد كه براي اداي نماز نزد امام (ع) رفتم، ايشان به من
فرمود: اي ابا مهزم! چرا به مادرت درشتي كردي؟ آيا نميداني، شكم او همانجايي است
كه تو در آن آرام گرفتي و آغوش او گهوارة تو بود و سينه هايش منبع تغذيه تو؟ گفتم:
آري. فرمود: پس بر او درشتي نكن.»
- از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:«. . . ملعون است ملعون است كسي كه
پدرش يا مادرش را بزند. ملعون است ملعون است كسي كه پدر يا مادرش را عاق كند. . .»
- امام جواد(ع) فرمود: «عمرو بن عبيد البصري نزد امام صادق(ع) رفت. سلام
كرد و نزد امام صادق نشست و اين آيه را تلاوت كرد:«كساني كه از گناهان كبيره و
فواحش دوري ميگزينند.» سپس از خواندن ادامه آيه امتناع كرد. امام (ع) به او
فرمود: چه چيزي تو را از خواندن بازداشت؟ آن مرد در پاسخ گفت: دوست دارم گناهان
كبيره را از كتاب خدا بشناسم. حضرت فرمود: اي عمرو! آزار دادن والدين از گناهان
كبيره است، زيرا خداوند عزوجل آزار دهنده پدر و مادر را بي رحم و بدبخت ميداند…»
- پيامبر اكرم(ص) فرمود: «سه گناه است كه عقوبت آن در دنيا است و به
آخرت واگذار نميشود: (يكي از آنها) عاق پدر و مادر ميباشد.»
اسلام و نفي خشونتهاي اجتماعي عليه زنان
علاوه بر خشونت خانگي، خشونت در اجتماع نيز چه بسا نسبت به زنان اعمال
ميشود. اين امر
معمولاً در موقعيت هاي ويژه اجتماعي، اقتصادي، سياسي بدليل آسيب پذيري بيشتر زنان
اتفاق ميافتد. اسلام در مقابله با اين امر توصيههاي فراواني دارد از جمله:
1- حمايت از زنان در مناقشات مسلحانه
- امام صادق(ع) فرمود: «پيامبر خدا(ص) هر گاه (جنگي پيش ميآمد) فرماندة
لشگر را فراميخواند، او را در كنار و اصحاب را در مقابل خود مينشاند، سپس
ميفرمود: به سوي جنگ برويد با «بسم الله و بالله و في سبيل الله و علي ملّة رسول
الله(ص)»؛ خيانت و پيمان شكني نكنيد، افراط نكنيد، مثله نكنيد، درختي را قطع نكنيد
مگر آنكه مجبور شويد. پيرمرد از كارافتاده و كودكان و زنان را نكشيد.»
ـ از امام صادق(ع) دربارة زنان يهودي مسيحي و زرتشتي پرسيدم كه چرا
جزيه از اين زنان ساقط شده است؟ امام صادق(ع) فرمود:«براي اينكه رسول خدا(ص) كشتن زنها و كودكان در ميدان جنگ را
نهي كرد، مگر اينكه آنها بجنگند. سپس گفتند: پس اگر جنگيدند تا آنجايي كه امكان
دارد از جنگ با آنها خودداري كن و از چيزي نترس. حال كه رسول خدا كشتن آنها در صحنه
جنگ را نهي كرده پس بهتر است در هنگام صلح و صفا نيز با آنان به مدارا رفتار كرد.
. . همچنين بيماران اهل ذمه و نابينا و پيرمرد از كار افتاده جزيه ندارد. زيرا
نميتوان آنها را كشت چون پيامبر كشتن بيمار نابينا، پيرمرد از كارافتاده و زنان و
كودكان را در صحنة جنگ منع فرمود. پس به همين دليل جزيه از آنها برداشته شد.»
ـ حضرت علي (ع)پس از اتمام جنگ جمل، خطاب به لشگر خود فرمود: «آنانكه
به جنگ پشت كرده اند و رو به گريز نهاده اند نكشيد و به مجروحان حمله نكنيد و لباس
از كسي برمگيريد و به زني حمله نكنيد.»
ـ «پيامبر (ص) براي تبليغ اسلام، خالد بن وليد را به سوي قبيلة «بني
المصطلق» فرستاد. بين خالد و قبيله «بني المصطلق» و قبيلة «بني مخزوم» در گذشته
اختلافات شديد وجود داشت. اين قبيله در زمان پيامبر(ص) از ايشان اطاعت نموده و
نوشته اي (صلحنامه) از آن حضرت گرفته بودند. هنگاميكه خالد به افراد «بني جذيمه»
از قبيله «بني المصطلق» رسيد، امر كرد تامنادي اذان بخواند. آنگاه او و سايرين
نماز گزاردند سپس به سربازان خود دستور داد تا به آنان حمله كنند. لذا برخي مجروح
و يا كشته شدند. افراد «بني جذيمه» نوشته اي كه از پيامبر(ص) داشتند نزد آن حضرت
برده و از اعمال خالد به ايشان شكايت كردند. آن حضرت روبه قبله نموده، فرمود: خدايا از
آنچه خالد انجام داده است، نزد تو بيزاري ميجويم سپس دستور داد تا خالد آنچه را
كه از آنان ربوده بود، بياورد. سپس به حضرت علي(ع) فرمود: اي علي، نزد «بني جذيمه» برو و اعمال خالد را جبران كرده، آنانرا راضي
ساز. سپس دو
پاي خويش را جلو آورده و فرمود: احكام قضاوت جاهليت را زير پاي گذار. علي (ع) نيز
نزد آن قبيله رفت و مطابق احكام الهي با آنان رفتارنمود و بازگشت. پيامبر(ص) از
ايشان پرسيد: يا علي، بگو كه با آنان چگونه رفتار كردي؟ آن حضرت فرمود: به خانواده
مقتولين، خونبهاي مقتول را پرداختم، به ازاي هر جنيني كه سقط شده بود مبلغي و به
ازاي هر مالي كه از بين رفته بود مالي به آنان پرداختم. آنگاه از اموالي كه در نزد
من باقي مانده بود، مبلغي را به جهت شكسته شدن ظرفهاي آبخوري سگها و چهارپايان
آنها به ايشان دادم و مابقي آن را به زنان بخشيدم، چرا كه از اين حمله ترسيده
بودند و به كودكان عطا كردم، زيرا فرياد زده و گريسته بودند.»
ـ حضرت علي(ع) فرمود: «. . . به من خبر رسيده است كه مردي از لشكريان متجاوز معاويه ( به فرماندهي
سفيان بن عوف غامدي) بر زني مسلمان و زني در ذمه اسلام وارد ميشده وخلخال و
دستبند و گردنبند و گوشوارة او را به زور ميستانده، آن زن هيچ مانعي براي اينكار
جز گريه و زاري و ترحم خواهي نميديده است. بدينگونه آن سپاه با اموال بسيار بازگشتند، در حالي كه هيچيك از ايشان
زخمي نديد و خوني از ايشان نريخت. اگر مسلماني (در اين مورد) از تأسف بميرد، نبايد
سرزنش شود، بلكه سزاوار مسلمان است كه از چنين غصه اي بميرد.. .»
2- حمايت از زنان آسيب ديده بواسطه مناقشات مسلحانه
ـ صفيه كه از اسراي جنگي مسلمين بود خطاب به پيامبر(ص) گفت: «خدا
همسرانت را بيوه گرداند كه زنانمان را بيوه ساختي و خدا پسرانت را يتيم گرداند كه
پسر ما را محروم از پدر ساختي. مسلمانان كه تندي و پرخاش صفيه را ديدند به سوي او
رفتند تا با او برخورد نمايند. آن حضرت فرمود مزاحم او نشويد و به او كاري نداشته
باشيد مسلمانان نيز چنين كردند. همگان از حلم و بردباري رسول خدا(ص) متعجب شدند.
ـ «در ميان قريش شاعري بود با نام «ابوغره» كه آنان را با اشعارش بر
جنگيدن تشويق مينمود. در يكي از جنگها هفتاد نفر از قريش به اسارت در آمدند كه او
نيز يكي از آنها بود. هنگامي كه فدية افراد را تعيين كردند «ابوغره» گفت: اي
ابوالقاسم! همانطور كه ميداني من مردي فقير هستم پس بر دخترانم منتي بگذار و از
من فديه مگير. پيامبر(ص) فرمود: تو را بدون فديه آزاد ميكنم به شرط آنكه ديگر باعث تحريك افراد براي
جنگ نشوي. او گفت: نه، هرگز، به خدا قسم. پس با او عهد بست كه ديگر برنگردد.»
ـ امام باقر(ع) فرمود: «حضرت علي(ع) زني را ديدند كه مشك آبي بر دوش
داشت. مشك را
از او گرفتند و تا منزل بردند و از وضعيت زندگيش نيز سؤالاتي پرسيدند. زن گفت: علي
بن ابي طالب همسرم را به جنگ فرستاد. در يكي از جنگها همسرم كشته شد و فرزندان
يتيم را برايم گذاشت. من هم چيزي ندارم. مجبور شدم كه كارهاي مردم را انجام دهم،
تا پول درآورم. حضرت كه به منزل رفتند شب آرامش نداشتند و به محض دميدن سپيده،
سبدي از طعام برداشته و به طرف منزل زن براه افتادند، درب را كوبيدند. زن پرسيد:
چه كسي است؟ حضرت فرمود: من همان كسي هستم كه ديروز مشك آب را برايت حمل كردم. درب
را باز كن، براي فرزندانت چيزهايي آورده ام. زن گفت: خدا از تو راضي باشد و خودش
بين ما و علي حكم كند (حق ما را از او بگيرد). حضرت داخل منزل شدند و گفتند: من
ميخواهم براي ثواب كاري انجام دهم شما بگوييد كه چه كنم. آيا خمير درست كرده و
نان بپزم يا با فرزندان بازي كنم…؟
زن پاسخ داد: من در پختن نان واردتر و بر آن تواناترم. اما كاري كه تو
بايد انجام دهي اين است كه بچه ها را سرگرم كني تا من نان را آماده كنم. پس آن زن
آرد را برداشت و خمير درست كرد و گوشت را نيز پخت و حضرت از گوشت و خرما و بقية
مواد لقمه درست كرده، در دهان بچه ها ميگذاشت و هر بار كه بچه ها چيزي از آن را
ميخوردند حضرت ميفرمود: فرزندانم! علي را حلال كنيد، از اينكه وضعتان چنين است.
وقتي خمير آماده شد زن گفت: اي بندة خدا تنور را روشن كن. حضرت نيز اين كار را
كرده و داغي شعلة آتش را به صورت رساند در حالي كه ميگفت: بچش! اين جزاي كسي است كه زنان بيوه و يتيمان و مردم فقير و محتاج را
فراموش ميكند. در اين هنگام زني كه آن حضرت را ميشناخت ايشان را ديد و به زن
گفت: واي بر تو او اميرالمؤمنين است.
وقتي زن متوجه شد گفت: «شرمم باد از تو يا اميرالمؤمنين». حضرت
فرمودند: «من بايد شرم كنم به دليل كوتاهي در امور شما.»
3- حمايت از زنان مظلوم و ستمديده
ـ «چرا در
راه خدا و به خاطر مردان و زنان و كودكان ناتواني كه ميگويند: اي پروردگار! ما را
از اين قرية ستمكاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددكاري قرار ده، نميجنگيد؟»
ـ عمار ياسر گويد: زمان حكومت علي(ع) نزد آن حضرت بودم كه ندايي از
مسجد كوفه برخاست. . . حضرت علي(ع) رو به من كرده فرمود:
« عمار! برخيز و برو از ظلم (اين) مرد نسبت به آن زن جلوگيري كن. من از
آنجا خارج شدم و مردي را ديدم كه زمام شتري را در دست گرفته است و روبروي او زني
است كه ميگويد: اين شتر مال من است. مرد هم در مقابل ميگويد: شتر مال من است.
من خطاب به آن مرد گفتم: اميرالمؤمنين (ع) تو را نهي كرده است از اينكه به اين زن
ستم كني. آن مرد گفت: علي به من كاري نداشته باشد و برود گناه خودش را از كشتن
مسلمانان در جنگ جمل، پاك نمايد. حالا ميخواهد شتر مرا از من بگيرد و به اين زن
دروغگو بدهد؟ عمار گويد: نزد علي (ع) رفته و آنچه پيش آمده بود براي آن حضرت باز
گفتم. علي (ع) از جا برخاست و نزد آن زن و مرد رفت و با خشم و غضب به مرد گفت: اي
واي بر تو(كه به اين زن ظلم ميكني) شتر اين زن را به او بازگردان.»
4- حمايت از دختران بي سرپرست
ـ پيامبر اكرم(ص) فرمود: «آنكه در كار بيوه و يتيم بكوشد، چون مجاهد
راه خدا يا نمازگزار شب يا روزه دار روز است.»
5-حمايت از خدمتكاران زن
- «حضرت علي (ع) فرمود: «من و پيامبر (ص) چند درهم برداشته، براي خريد
لباس به بازار رفتيم. در بين راه كنيزي را ديديم كه نشسته و گريه ميكند. پيامبر(ص)
به او فرمود: چه اتفاقي افتاده؟او گفت: اي رسول خدا، اهل خانه من براي خريد، چهار
درهم به من داده بودند حال من پول را گم كرده ام و جرأت بازگشت به خانه را ندارم.
پيامبر چهاردهم به او دادند و گفتند: به خانه بازگرد. (پس از خريد بازار) در مسير
بازگشت دوباره آن كنيز را ديديم كه در راه نشسته است. پيامبر به او فرمود: چرا به
خانه نرفتي؟ او گفت: دير شده و ميترسم مرا تنبيه كنند. پيامبر فرمود: راه را به
من نشان بده تا با هم نزد اهل خانه ات برويم. سپس حركت كردند تا به منزلي رسيدند.
پيامبر سلام داد ولي پاسخي نشنيد. دوباره سلام داد، اهل منزل پاسخ سلام او را
دادند و گفتند: درود و رحمت خدا بر تو باد. آن حضرت پرسيد: چرا دفعة اول كه سؤال
كردم پاسخ نداديد؟ گفتند: دوست داشتيم صداي تو را در سلام دادن، مكرر بشنويم.
آنگاه پيامبر به آنها فرمود: اين كنيز دير كرده است او را مؤاخذه نكنيد. آنان
گفتند: اي رسول خدا به مباركي قدم شما، اين كنيز را در راه خدا آزاد كرديم.
پيامبر(ص) فرمود: «خدا را سپاس ميگويم.»
- حضرت امير(ع) از كنار خرما فروشان ميگذشتند كه كنيزي گريان را ديدند،
فرمودند: چرا گريه
ميكني؟ پاسخ داد: مولايم يك درهم به من داد تا با آن خرما بخرم. حال كه
خريده و برايش برده ام قبول ندارد و گفته كه آن را پس بدهم، اما اين مرد قبول
نميكند. حضرت فرمود: اي بندة خدا اين زن كنيزي است كه تقصيري ندارد. پول او را به
او بازگردان و خرما را پس بگير. مرد برخاست و مشتي به ايشان زد. مردم گفتند: ايشان
حضرت علي بودند. ناگهان مرد به نفس زدن افتاد و رنگش زرد شد. خرما را گرفت و پول
را پس داد. پس گفت: يا اميرالمؤمنين از من راضي باشيد. حضرت فرمود: اگر كارهايت را
درست انجام دهي ما از تو راضي خواهيم بود.
6- حمايت از زنان نيازمند (فاميل و بيگانه)
ـ حضرت علي(ع) فرمود: «هر كه امور فردي از مردان و زنان با ايمان را
عهده دار گردد من ضامن او ميشوم كه از كفر و فقر در امان باشد.»
ـ امام صادق(ع) فرمود: «هر كه دو دختر يا دو خواهر يا دو عمه يا دو
خاله اش را سرپرستي نمايد، خداوند او را از عذاب قيامت در امان ميدارد.»
7- حمايت از زنان سالمند
ـ «پروردگارت
مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد، هر گاه تا تو زنده هستي
هر دو يا يكي از آن دو سالخورده شوند، آنان را ميازار و به درشتي خطاب مكن و با
آنان به اكرام سخن بگوي. در برابرشان از روي مهرباني سر تواضع فرود آور و بگو: اي
پروردگار من همچنان كه مرا در خردي پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.»
ـ امام صادق(ع) فرمود: «سالمندان خود را بزرگ داشته، احترام گذاريد و
صلة رحم كرده، با بستگان خود ارتباط داشته باشيد.»
8- حمايت از زنان آسيب ديده عاطفي
ـ امام باقر(ع) فرمود: «حضرت موسي (ع) از خداوند پرسيد: اجر آن كسي كه
مادر عزادار را تسليت دهد چيست؟ خداوند پاسخ داد: در روزي كه سايه اي جز ساية رحمت
من نيست (قيامت) او را در ساية رحمت خود قرار ميدهم و از علي(ع) نيز نقل شده كه
فرمود: هر كه زن فرزند مرده را تسليت دهد خداوند در روزي كه سايه اي جز سايه رحمت
او نيست، فرد تسلي دهنده را در ساية رحمت خود قرار ميدهد.»
9- مجازات خشونت جنسي عليه زنان
- از امام باقر (ع) در مورد مجازات مردي كه به زني تجاوز به عنف نموده
است سؤال شد. آن حضرت فرمود: «مجازات آن مرد چه مجرد بوده و چه متأهل، مرگ است.»
اكنون پس از بررسي ديدگاه اسلام نسبت به مسئله خشونت عليه زنان
ميتوان به بررسي تفاوت نگرش حاكم بر اسناد بين المللي با اين ديدگاه پرداخت.
مطالعه تطبيقي مسئله خشونت عليه زنان
الف) تفاوت در اهداف محو خشونت
ماده 112
سند علت ارادة جمعي براي نفي خشونت عليه زنان را چنين عنوان ميكند: «خشونت
عليه زنان مانعي در برابر دستيابي به اهداف برابري، توسعه و صلح است.»
1- در تطبيق و مقايسه ديدگاه اسلامي با مطلب مذكور بايد توجه داشت كه
اسلام اهداف اساسي براي انسانها را برابري ذكر نميكند، بلكه بر عدالت تأكيد دارد.
زيرا هر چند جنس زن و مرد در هويت انساني خويش يكسانند، ولي در ويژگيهاي جسماني و
رواني خويش داراي تفاوتهايي ميباشند كه بدليل همين تفاوتها، گاه نياز به قوانين
متفاوتي دارند. قوانين برابر براي شرايط نابرابر، ناعادلانه بوده و قوانين اسلامي
آن را نميپذيرد.
2- ماده 112
سند پكن اهداف اساسي زندگي زنان را علاوه بر برابري، توسعه ذكر كرده
است. در نقد اين معيار، سخن بسيار ميتوان گفت. اين موضوع كه مقصود از توسعه چيست؟
چگونه است كه كشورهاي سرمايه دار غربي عليرغم انحطاط اخلاقي و معنوي حاكم بر جوامع
خويش توسعه يافته تلقي ميگردند و ساير كشورها، در حال توسعه نام مييابد كه در
حقيقت الگوي مطلوب كشورهاي در حال توسعه، غرب توسعه يافته و چند كشور مرفه
اقتصادي، معرفي ميگردد. در اين نوشتار امكان نقد مفهوم و جايگاه توسعه وجود ندارد
تنها به همين بسنده ميشود كه با مفاهيم امروزين جهان، در دنيايي كه اصل بر رفاه و
لذت افراد در دنيا ميباشد، توسعه مفهومي جز رفاه اقتصادي ندارد. حال آنكه در اسلام
انسان موجودي جاودانه معرفي شده كه دنيا فقط بخشي از زندگي او را تشكيل ميدهد و
ابزاري براي رسيدن به حيات طيبه اخروي ميباشد. لذا هدف زندگي زنان تعالي ميباشد
و نه توسعه. هر چند نظام اقتصادي، اجتماعي اسلام ميكوشد تا آسايش دنيوي را نيز
براي زنان فراهم نمايد و البته اين امر هدف نبوده بلكه تنها مقدمه اي است برا ي
رسيدن به سعادت ابدي و جاويد.
چنانكه مشخص شد در نظام اعتقادي اسلام اهداف انساني، برابري و توسعه
نبوده بلكه عدالت و تعالي است. اكنون ساير موارد تعارض بحث خشونت عليه زنان در
اسناد بين المللي با نظام فكري اسلام مورد بررسي قرار ميگيرد.
ب) تفاوت در ارائه علل خشونت
در راهنماي آموزشي و بين المللي «اقدام محلي، تغيير جهاني» تفاوت بين
زن و مرد در ارث و نيز عدم استقلال اقتصادي زنان، از زمينه هاي خشونت عليه آنان
برشمرده شده است و اين همان مسأله است كه اسلام را به سبب آن در مظانّ اتهام قرار
ميدهند.
در اسلام ميزان ارث زن و مرد در بعضي از موارد يكسان ميباشد مثل
سهميه ارث والدين از فرزند و در اكثر موارد ميزان ارث زنان كمتر از مردان است،
ليكن به لحاظ نظام هماهنگ و تفكر سيستمي كه بر قوانين اسلام حاكم است، ملاحظه ميشود
كه اگر در مواردي به ظاهر تفاوت و نقصيه در يكسو وارد است ليكن در جايي ديگر
بگونهاي حكيمانه نه تنها آن نقصيه جبران شده بلكه در يك نظام كلي تقسيم اموال به
گونه اي است كه هر انساني به بهترين صورت از مالكيت بهرهمندي دارد.
در نظام اقتصاد اسلامي زن از دو نوع مالكيت برخوردار است: 1- مالكيت
مستقل كه قرآن ميفرمايد: «للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن» و
اين مالكيتي است كه به لحاظ كسب و كار و يا درآمدهاي حاصله از ارث اوست.
2- مالكيت وابسته كه اين بخش با پذيرش مسئوليت مادري و همسري براي او
تدارك ميشود و زن از ابتداي ورود به زندگي زناشويي بر اساس حقوق و وظايف متقابل
از بهره مندي هاي اقتصادي از قبيل: مهريه، نفقه، اجرت شير و. . . . برخوردار ميگردد. هيچكدام از اين قوانين
نه تنها زمينه ساز خشونت عليه زنان در خانواده اسلامي نميگردد، بلكه ره آورد چنين
تقسيمي آنست كه زن هم مالك ملك شخصي خويش است و هم سهميه اي در مال شوهر دارد كه
به صورت دين بايستي به او بپردازد و هيچگاه از او ساقط نميگردد، مگر با تحقق نشوز
و حاصل چنين سيستمي در عين تحقق عدالت، وابستگي هميشگي اجزاء خانواده است. مطابق
قوانين اسلام وظيفه شوهر است كه نفقه همسر خويش را بپردازد و در اين پرداخت نفقه
حق رفتاري كه به كرامت انساني و عزت نفس زن كوچكترين خدشه اي وارد آيد، ندارد.
علاوه بر آن در سند پكن ارتباط جنسي شوهر با زن، در صورتي كه زن رضايت
نداشته باشد، تجاوز در چارچوب ازدواج و از مصاديق خشونت عليه زنان محسوب شده حال
آنكه در اسلام، تمكين زن در صورت عدم مانع شرعي يا عقلي، واجب است. اين امر سبب
وابستگي مرد به زن و در عمل معمولاً مانع ميگردد تا مرد در پي نياز خويش به فراتر
از همسر خود بينديشد.
بنابراين اگر زنان متأهل در مخارج زندگي به شوهر خويش و مردان در نياز
جنسي خود به زنان خويش وابستگي دارند. اين امر در فرهنگي كه همه اعضاي خانواده را
پيكر واحدي ميداند كه به هم عشق ميورزند و به يكديگر نيازمند ميباشند، سبب وحدت
و يكپارچگي بيشتر ميگردد.
در غرب بدليل حاكميت اصالت فردي ميكوشند تا افراد به استقلال دست
يابند. استقلال كودكان، زنان و مردان در كانون خانواده محصولي جز سردي روابط عاطفي
و تزلزل كانون خانواده در پي نخواهد داشت چنانكه غرب شاهد آن است.
ج ) تفاوت در راهكارهاي محو خشونت
1- كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و نيز سند پكن تأكيد بر تساوي زن و مرد
در مجازات جرائم نموده است.
در بررسي قوانين جزائي اسلام مشاهده ميشود علاوه بر آنكه در صورت
ارتكاب جرم مساوي، زنان و مردان يكسان مجازات گردند، در برخي موارد عليرغم جرم
يكسان زن و مرد، در مجازات زنان تخفيف هايي قرار داده شده، از جمله آنكه مجازات زن
مرتد، خفيف تر از مرد مرتد ميباشد، و يا در مجازات زني كه مرتكب زناي محصنه شده
است مادامي كه زن باردار است يا فرزند او به شير مادر نياز دارد يا براي مراقبت از
كودك وجود مادر ضروري ميباشد، مجازات او به تعويق ميافتد.
2- در اسلام زنان از حضور در برخي موقعيتهاي اجتماعي خشونت زا باز داشته
شده اند از جمله آنكه: بر زنان جهاد واجب نيست. حال آنكه در قوانين حمايتي بين
المللي اين تعارض وجود دارد كه از طرفي به جهت رعايت تساوي جنسيتي در مشاغل،
خواستار اشتغال در پست هاي نظامي توسط زنان ميشوند و از جانبي ديگر خشونت عليه زنان
را محكوم مينمايند. حال آنكه زنان بدليل ظرافت جسماني خويش در جنگ آسيب پذيرترند
و نيز به دليل آنكه بهره جنسي از آنان مورد طمع مردان دشمن قرار ميگيرد در معرض
خشونت مضاعف قرار ميگيرند.
3- در موارد بسياري زنان جهت شهادت در دادگاه احضار نميشوند. پر واضح است
كه شهادت در دادگاه همواره به نفع يك طرف و بر عليه طرف ديگر خواهد بود و در نتيجه
چه بسا زن از طرف فردي كه شهادت بر عليه او خواهد بود در معرض تهديد قرار ميگيرد.
4- از جمله زمينه هاي بروز خشونت عليه زنان، خشونت در محل كار و خشونت
بدليل موقعيت هاي شغلي ميباشد علاوه بر آنكه مسئوليت دوگانه اشتغال خارج از خانه
و رسيدگي به امور خانه و فرزندان، سبب فشار مضاعف بر زنان شده و اين گرانباري نقش
او را فرسوده خواهد ساخت.
اسلام مشاركت زن و مرد را يكسان در اين مسئوليت دوگانه نپذيرفته است؛
چرا كه عواطف شديد مادري نقش زن را در مسئوليت هاي خانگي پررنگ تر مينمايد و در
عمل تساوي نقش منتفي ميشود. علاوه بر آنكه توان جسماني مرد براي پذيرفتن مسئوليت
هاي دشوار بيرون از خانه تناسب بيشتر دارد لذا با مسئول نمودن مردان نسبت به
پرداخت نفقه، زنان را از برخي زمينه هاي ايجاد خشونت دور نموده است. اگر چه حضور
اجتماعي زنان را منع ننموده و براي فعاليتي مناسب با روحيات خاص و همسوي با وظايف،
ممنوعيتي ايجاد نكرده است.
5- اعلاميه هاي مكرر بين المللي كوشيده تا دردهاي موجود جامعه زنان را
حتي المقدور درمان نمايد. ليكن صرفنظر از ارزيابي ميزان تأثير درمانهاي ارائه شده،
بايد يادآوري كرد كه اديان به موضوع پيشگيري قبل از درمان، بيشتر پرداخته است، كه
اين موضوع در سياستگذاريهاي بين المللي كمتر مورد توجه است. به عنوان نمونه اجراي
برخي احكام و قوانين ديني سبب ميگردد تا زنان از خشونت جنسي در اجتماع مصون و
محفوظ بمانند؛ از جمله رعايت حجاب توسط زنان و پرهيز از نگاههاي آلوده توسط مردان،
غيرت مطلوب مردان نسبت به همسرانشان كه در حقيقت كمك شوهران به مصونيت زنان از
آزار جنسي در اجتماع ميباشد.(لازم به ذكر است كه در روايات، مردان از غيرت بي جا
شديداً نهي شدهاند) علاوه بر آن منع اكيد روابط جنسي آزاد (زنا) و ضابطه مند
ساختن ارضاي نيازهاي جنسي بوسيلة ازدواج (دائم يا موقت) از جمله عوامل بازدارنده
خشونت جنسي عليه زنان در جامعه ميباشد.
علاوه بر آن رعايت حريم خلوت و وضع احكامي چون استيذان لزوم اجازة
پسران و مردان محرم هنگام ورود به اتاق زن در اوقاتي كه امكان دارد زن پوشش مناسب
نداشته باشد، سبب مصونيت زن از خشونت جنسي توسط محارم ميشود.
6- توصيه هاي مكرر ديني به ياد خدا و رعايت تقواي الهي در روابط با زنان
سبب ميشود تا مسلمانان به دليل انگيزه هاي قوي ديني، رفتار با زنان را بر مبناي
عدالت قرار دهند، آنچه كه توصيه هاي مبتني بر تفكر سكولار در مجامع بين المللي
فاقد آن ميباشد.
در توصيه هاي آنان سعي ميشود تا با وضع قوانين بشري و با قدرت
نيروهاي انتظامي و پليس، مانع برخورد خشونت آميز عليه زنان گردند و براي آنكه زنان
گرفتار خشونت خانگي نگردند، خانه را از حوزة خصوصي بدر آورده و پليس را تا زواياي
پنهان كانون خانواده داخل مينمايند. حال آنكه در اسلام با تذكر مكرر به نظارت
دائمي خداوند بر رفتارها در خلوت و جلوت، بهترين ابزار منع خشونت عليه زنان ايجاد
ميگردد. ترس از پليس، با اطمينان به عدم اطلاع او از برخي كج رفتاري ها، منعي از
ظلم به زنان ايجاد نخواهد كرد ولي خوف از خداوند با يقين به علم خداوند نسبت به
تمام رفتارها، مانع ستم به آنان خواهد شد.
دـ گسترة موضوع خشونت و زنان
1- در آيات و روايات علاوه بر آنكه مردان از خشونت عليه زنان نهي شده
اند، زنان نيز از خشونت عليه يكديگر باز داشته شده اند. در بيان خشونت نيز فقط به
خشونت در رفتار اكتفا نكرده و خشونت در گفتار نيز مورد توجه قرار گرفته است: «يا
ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم. . . .و لا نساء من نساء عسي ان يكّن خيرا
منهّن و لاتلمزوا انفسكم و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاثم الفسوق بعدالايمان و من
لم يتب فاولئك هم الظالمون.»
«اي كسانيكه ايمان آورده ايد مبادا گروهي از زنان گروه ديگر را مسخره
كنند. شايد آن مسخره شوندگان بهتر از آنها باشند، از هم عيب جويي نكنيد و يكديگر
را به القاب زشت نخوانيد. چه عنوان ناپسندي است فسق پس از ايمان آوردن! و كساني كه
توبه نميكنند خود ستمكارانند.»
2- بدليل حاكميت تفكرات اومانيستي بر مصوبات بين المللي آنچه همواره مورد
تأكيد قرار گرفته است موضوع حق افراد است لذا در قالب اعلاميه هاي مختلف به حقوق
افراد نسبت به ديگران اشاره شده حال آنكه در قوانين اسلامي علاوه بر ذكر حقوق
افراد، تكاليف آنان نسبت به ديگران نيز گوشزد شده است. هر چند ذكر حقوق هر فرد بر
ديگري به طور ضمني تكليف طرف مقابل را نسبت به او مطرح مينمايد ولي از آنجا كه
مصوبات بين المللي قاصر از بيان حقوق همه افراد ميباشد لذا از بيان برخي حقوق و
بعضي تكاليف فروگذاري كرده است. در شرح اين مطلب ميتوان به موضوع مورد بحث اشاره
نمود. در موضوع خشونت، خشونت عليه زنان و نيز خشونت عليه كودكان بسيار مطرح شده و
به حقوق زنان و كودكان در اين زمينه تصريح شده است ولي از آنجا كه اسناد بين
المللي «تكليف مدار» نميباشد به تكليف زنان در خوشرفتاري با همسر و يا تكليف
كودكان در احترام به والدين اشاره اي ننموده است و نيز از آنجا كه سندي با نام
حقوق مردان و يا حقوق والدين مطرح نشده نميتوان در ضمن اين نوع اعلاميه ها به
تكليف زنان با عنوان همسر يا دختر استناد كرد. حال آنكه در اسلام علاوه بر نهي از
خشونت رفتاري و گفتاري ديگران با زنان، بانوان جامعه نيز از خشونت با همسر، فرزند
و والدين بازداشته شدهاند.
1- نفي خشونت زنان عليه شوهر
امام رضا(ع) در وصف همسر (زن) بد فرموده اند: زن فرياد زن، لجوج، بدگو
كه زياد را كم ميداند و آن را نميپذيرد.
پيامبر (ص) به
علي(ع) فرمود: اي علي چهار چيز كمر انسان را ميشكند از آن جمله است زني كه همسرش
از او مراقبت كرده و پشتيبان اوست اما وي به همسرش خيانت ميكند.
پيامبر(ص) فرمود: آگاه باشيد هر گاه زني با شوهرش مدارا نداشته باشد و
از او چيزي بخواهد كه قادر بر بدست آوردن آن نباشد خداوند از چنين زني حسنه اي
قبول نميكند و خدا را در حالي ملاقات ميكند كه از او خشمگين است.
2- نفي خشونت زنان عليه فرزند
الف ـ جنين
از جمله خشونتهايي كه در طول تاريخ در ميان برخي زنان رايج بوده، سقط
جنين است كه در حقيقت، اعمال خشونت نسبت به انساني است كه مقدمات حيات انساني خود
را در شكم مادر ميگذارند. حال آنكه مصوبات بين المللي بر اساس ديدگاههاي مبتني بر
اصالت فرد همواره خواستار حمايت از سقط جنين زناني است كه ناخواسته باردار شده اند.
به عنوان نمونه در ماده 106 سند پكن در بخش «D» بيان كرده از جمله اقداماتي كه توسط دولتها
با حمايت نهادهاي بين المللي بايد انجام پذيرد عبارت است از: «بررسي و بازنگري
قوانيني كه متضمن اقدامات جزائي عليه زناني است كه به سقط جنين غير قانوني دست
زدهاند». در راهنماي آموزشي بين المللي «اقدام محلي، تغيير جهاني» در بحث «حق
انساني زنان در امور باروري و امور جنسي» ميگويد: «برخي از جوامع دولتي و مذهبي
قبول نداشتند كه زنان ميتوانند براي خاتمه دادن به بارداريهاي ناخواسته تصميم
بگيرند. . . اما موضوع حق استقلال و اختيار زنان برتن خويش، زنگ خطر را براي
بسياري از تشكيلات مذهبي و سياسي به صدا در آورد.»
در اين بحث عنوان شده كه سقط جنين حق زنان ميباشد. حق زنان براي سقط
جنين با عناويني چون: «حقوق جنسي و باروري مبتني بر تماميت جسماني» و يا با عنوان
«استقلال فردي، توانايي تصميم گيري براي خود» عنوان شده است.
در شرح تقابل ديدگاه اسلام نسبت به اين موضوع با آنچه سازمان ملل
عنوان ميكند بايد گفت: سقط جنين جرمي عظيم است كه مرتكب آن، مستحق مجازات است.
چرا كه هيچ كس حق ندارد در پي منافع فردي خود، حيات را از ديگري سلب نمايد. اگر در
فرهنگ اصالت حس، در غرب حيات محسوس انسانها از بدو تولد مورد توجه قرار ميگيرد و
حقوق كودكان نيز از آن زمان تا لحظه مرگ در اين دنيا، لحاظ ميشود. در نگرش اسلامي
حيات انسان در دوران جنيني، و بالاتر از آن، حتي قبل از تشكيل نطفه نيز مورد توجه
قرار ميگيرد. لذا توصيه ميشود در انتخاب همسر معيارهايي را در نظر بگيريد كه به
ايجاد نسل سالم و صالحي منجر ميگردد، در كيفيت ارتباط جنسي با همسر و نيز در
تغذيه و نوع رفتار مادر در دوران بارداري هم، اموري مورد توجه قرار گيرد كه موجب
تولد نوزادي سالم و صالح شود. پرواضح است كه در اين نگرش سلب حيات از جنين، جرم
محسوب ميشود. چرا كه
موجوديت انسان از زمان پيوند دو سلول جنسي اوليه آغاز ميگردد و از بين بردن آن در
هر مرحله، نابودي مرحله اي از انسانيت به شمار ميآيد كه در مسير فعليت و بروز
هويت انساني قرار گرفته است.
در روايات به همين معنا اشاره شده كه: نطفه آغاز خلقت انسان است. لذا
از بين بردن آن حرام است.
- اسحاق بن عمار گويد: «به امام كاظم (ع) گفتم: زن از باردار شدن
ميترسد، دوايي ميآشامد و آنچه را كه در شكمش دارد بيرون مياندازد (حكمش چيست؟) حضرت
فرمود: خير، اين كار جايز نيست. عمار گويد: عرض كردم: آنچه كه زن از شكمش بيرون
مياندازد، نطفه است. امام (ع) فرمود: آغاز خلقت انسان از نطفه است.»
علاوه بر آن روايات در پاسخ به كوته فكري گذشته و حال بشر كه ـ حيات
انسان را محدود به تولد تا مرگ ميداند و قتل را به كشتن انسان در اين دوران اطلاق
ميكندـ به سيستم قضايي اسلام اشاره مينمايد كه: هر چند ظاهراً سقط جنين در زماني
كه روح در او دميده نشده مانند صدمه رساندن به جسد بي روح ميت است، ولي في الواقع
اين دو با هم متفاوت ميباشند. لذا ديه جنين را به وارث ميدهند و ديه ميت مثله
شده را به مصرف ميت رسانده براي او حج به جا آورده و صدقه ميدهند. حكمت اين تفاوت
در حديث چنين بيان شده كه منافع جنين براي آينده است. حال آنكه منافع ميت گذشته
است. در حقيقت جنين مقدمه انسان بالفعل است. حال آنكه ميت حيات دنيوي خود را پشت
سرگذارده است.
- اباالحسن (ع) فرمود: «اگر زني را بزنند كه سقط جنين كند، قبل از آنكه
روح در آن دميده شده باشد، ديه آن جنين صد دينار است كه به وارثان جنين ميرسد، در
حاليكه ديه جنازه اي كه سرش را بريده و شكمش را پاره كرده اند به وارثانش نميرسد،
راوي گويد عرض كردم: فرق بين آن دو چيست؟ آن حضرت فرمود: جنين چيزي است كه سودش به آينده برميگردد، در حاليكه جنازه چيزي است
كه گذشته، نفعش تمام شده است، پس وقتي كه پس از مرگ او، جسدش را قطع عضو كردند،
ديه بايد به خود او پرداخت شود و نه به غير او. كه با آن پول براي فرد ميت حج و يا
كارهاي نيك ديگري مانند پرداخت صدقه، انجام ميشود.»
اهميت حفظ حيات جنين به آن حد است كه بخشي از بيعت پيامبر (ص) با زنان
عصر خويش مبني بر آن بوده كه زنان ميبايست بيعت كنند كه فرزند خويش را از بين
نبرند و قرآن كريم اين بيعت و مفاد آن را صريحاً بيان ميكند كه: «يا ايها النبي
اذا جاءك المؤمنات يبايعنك علي ان لايشركن بالله شيئاً و لايسرقن و لايزنين و
لايقتلن اولادهن.
. .»
«اي پيامبر زنان با ايمان با تو بيعت كردند بر اينكه چيزي را با خداوند
شريك نسازند، سرقت نكنند و زنا ننمايند و فرزندان خود را نكشند. ..»
آنچه در عصر پيامبر(ص) وجود داشته قتل برخي نوزادان دختر توسط مردان و
قتل جنين توسط زنان بوده است و در اين بيعت ها پيامبر(ص) از زنان تعهد ميگرفتند
كه به سقط جنين اقدام ننمايند.
بدليل آنكه سقط جنين جرم محسوب ميگردد و براي اين عمل در شريعت
اسلام، مجازات مالي محسوب شده و متناسب با اين امر كه جنين در چه مرحله اي از حيات
است عامل سقط بايد ديه بپردازد. در برخي از اسناد سازمان ملل عنوان ميشود: يكي از
علل موجه سقط جنين آن است كه مادر با توجه به شرايط زندگي خود احساس ميكند فرزند
او در صورت تولد دچار فقر و مشكلات خواهد شد.
خداوند در برخورد با اين امر ميفرمايد كه: «لاتقتلوا اولادكم خشية
املاق نحن نرزقهم و اياكم»فرزندان خود را از ترس فقر نكشيد. ما رزق و روزي شما و آنان را عطا خواهيم نمود.
لذا در جهان بيني اسلامي رازق همگان خداوند قادر است. هر چند با
محاسبة شرايط اقتصادي و اجتماعي ميتواند با وسايل مشروع، از بارداري خويش جلوگيري
نمايد ولي در صورتي كه باردار شد حق آنكه حيات فرزند در شكم خويش را معدوم سازد
ندارد. چرا كه
جنين، انسان مستقلي است كه از حقوق ويژه خود برخوردار است.
ب ـ كودك
در بررسي موضوع انواع خشونت زنان عليه فرزندان ميتوان به موارد ديگر
نيز اشاره نمود از جمله:
ـ خداوند در قرآن ميفرمايد: «و لايحل لهن ان يكتمن ما خلق الله في
ارحامهن»حرام است كه زنان باردار هنگام طلاق وجود جنين خود را پنهان سازند.
يكي از علل حرمت اين امر آن است كه چه بسا پدر كودك از وجود فرزند خود
مطلع نگردد و در نتيجه كودك از حمايت عاطفي و مالي پدر خود محروم گردد.
ـ امام حسن عسگري (ع) نيز در اشاره به برخي خشونت هاي زنان نسبت به
فرزندان ميفرمايد:
«از نشانه هاي بارز رحمت الهي آن است كه از آنجا كه نوزاد قدرت بر
انجام كارهاي شخصي خويش را ندارد خداوند توانايي رسيدگي به فرزندان را به مادران
عطا نموده و قلب آنان را سرشار از مهر و محبت نسبت به فرزند خود نموده تا سرپرستي
و تربيت او را بر عهده گيرند. اگر قساوت، قلب مادري را فرا گرفت تربيت و سرپرستي
فرزند چنين مادري با ساير مؤمنين خواهد بود.
ـ نوع ديگري از خشونت زنان نسبت به فرزندان را ميتوان به نقش زنان در
ايجاد فرزندان نامشروع ذكر كرد كه انشاءالله در بخش بعدي به اين موضوع اشاره خواهد
شد.
(ادامه دارد)
منبع:كتاب زنان؛شماره 13