ازدواج، خانواده و زندگي، سن ازدواج«قسمت پنجم»
مهري
زينهاري
بلوغ، يك پديده طبيعي است كه زمان آن در همه كس و همه جا يكسان نيست.
از مطالعه حالات انسانها در نقاط مختلف جهان، اين حقيقت به دست ميآيد كه معمولاً
دختران و پسراني كه در نقاط گرمسير زندگي ميكنند و با شرايط رشد و نمو آن مناطق
پرورش مييابند، زودتر از جواناني كه در نقاط سردسير زندگي ميكنند به حد بلوغ
ميرسند.
مطالعه تاريخ زندگي اعراب در عربستان كه يك منطقه گرم و سوزان ميباشد
ميتواند شاهدي بر اين واقعيت باشد.
البته براي استقلال در امر ازدواج، تنها رسيدن به سن بلوغ جنسي كافي
نيست، بلكه علاوه بر آن، دختر و پسر بايد «رشيد» باشند، يعني بتوانند مصلحت خود را
تشخيص دهند تا اراده آنان در امر ازدواج، يك ركن اساسي به شمار آيد.
معناي رشد
انسان همانند ساير موجودات زنده، پيوسته در حال تغيير است و اين تغيير
طبيعي و همگاني به صورت افزايش در قد، وزن و پيدايش عادتها و مهارتها و بطور كلي
تغيير در رفتار در جنبههاي اجتماعي، اقتصادي و عاطفي، به تدريج ظاهر ميشود و اين
همان چيزي است كه در روانشناسي رشد مورد بحث و گفتگو قرار ميگيرد.
بلوغ، يك پديده طبيعي است كه زمان آن در همه كس و همه جا يكسان نيست.
رشد عبارت است از دقت و زيركي و مواظبت براي سود بردن در معاملات و
حفظ و نگهداري مال از اتلاف و صرف كردن آن در مواردي كه عقلا به كار ميبرند.
رشد، توانايي و قدرت فكري فرد در امور اقتصادي و اجتماعي است.
حضرت امام خميني(ره) «رشد» را اينگونه معنا كردهاند:
«رشد عبارت است از دقت و زيركي و مواظبت براي سود بردن در معاملات و
حفظ و نگهداري مال از اتلاف و صرف كردن آن در مواردي كه عقلا به كار ميبرند.»(1)
با اين بيان ميتوان رشد در دختران را اينگونه معنا كرد:
«توان در اداره زندگي و تربيت فرزند و قبول مسؤوليت مادري و حسن روابط
اجتماعي.»
بنابر اين ممكن است كودكي به سن بلوغ رسيده باشد و نسبت به تكاليف
عبادي مثل نماز و روزه، مسؤول باشد، ولي توان انجام فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي
را نداشته باشد. در اين صورت چنين فردي «بالغ» هست ولي رشيد نيست.
سن آماده شدن يك دختر براي ازدواج، بستگي به درك عقلي و بلوغ رواني او
دارد؛ امكان دارد دختري در سن چهارده سالگي و حتي كمتر قوه درك و مسؤوليت پذيري
خانوادگي را داشته باشد و بتواند خانوادهاي را اداره كند و فرزندان خوبي تربيت
كند اما، يك زن سي ساله از اداره خانه و درك
مسؤوليت بازماند. پس آنچه كه در ازدواج مطرح است، آمادگي دختر و پسر
است، خواه به سن قانوني!! رسيده باشند يا نرسيده باشند.
در قانون مدني سابق، سن ازدواج براي دختر را 15 سال و براي پسر 18 سال
تعيين كرده بودند و ازدواج پسران و دختران، قبل از اين سن ـ مگر در موارد استثنايي
ـ ممنوع بود.
عدم توجه به اوضاع جغرافيايي و منطقهاي، عادات و عرفيات و تحول وضع
جوانان در دنياي امروز، مشكلاتي را در عمل به وجود خواهد آورد. در عصري كه روابط
دختر و پسر آسانتر شده و با تغذيه بهتر و آموزش جديد و استفاده بيشتر و گستردهتر
از وسايل ارتباط جمعي، نوجوانان زودتر از گذشته به رشد فكري و بلوغ جنسي ميرسند،
بالا بردن سن ازدواج، به دشواري قابل توجيه است.
«زماني كه در بريتانيا حداقل سن ازدواج پسر را بيست و يك سال و حداقل
سن نامزد احراز نخستوزيري را هيجده سال تصويب كرده بودند، مردم آن كشور اعتراض
كردند كه آيا مردي كه ميتواند در سن هيجده سالگي نخست وزير شود و مملكتي را اداره
كند، براي ازدواج كردن بايد سه سال صبر كند؟ قانونگذاران پاسخي داده بودند كه
بيشتر به شوخي شباهت دارد؛ آنها گفته بودند: «گاهي اداره يك زن از اداره يك كشور
مشكلتر است.»!(2)
از طرف ديگر بالا بردن سن ازدواج و محدود كردن دختران و پسران جوان كه
گرفتار غريزه سركش نياز جنسي خود هستند، عاملي براي آلوده شدن آنها و شيوع فساد و
فحشا در جامعه است. پسري كه قبل از هيجده يا بيست سالگي از ديدگاه قانون مجاز به
تشكيل خانواده نباشد و دختري كه تحت فشار روحي و احساسي قرار گرفته و نتواند
آزادانه ازدواج مشروع كند، بايد منتظر پيامدهاي منفي و نامطلوب جنسي، رواني و
اجتماعي آن بود.
خلاصه اينكه سن مناسب ازدواج، بلوغ جسمي و رشد فكري است كه اسلام حد
بلوغ جسمي را بيان كرده ولي حد رشد فكري را معين نكرده بلكه تشخيص آن را در اختيار
خود دختر و پسر و اولياي آنها قرار داده است.
طرفداران بالا بردن سنّ ازدواج ميگويند:
1 ـ پسران و دختران قبل از هيجده و پانزده سالگي صلاحيت تشكيل خانواده
را نداشته و قدرت تحمل مشقات و مسؤوليتهاي سنگين خانوادگي را ندارند.
2 ـ ازدواجهاي زودرس عامل مهم وقوع جرم است.
3 ـ زناني كه از خانه شوهر فرار كرده و از آن متنفّر ميشوند، اكثرا
زناني هستند كه در سن كمتر از سن قانوني به خانه شوهر رفتهاند.
در پاسخ بايد گفت: درست است كه ازدواجهاي بيموقع و زودرس، يعني
ازدواجهايي كه توأم با رشد كافي جسمي و فكري نبوده و با آمادگي كامل براي زناشويي
صورت نگرفته باشد، چه بسا موجب خيانت، بيمهري، اختلافات خانوادگي و انواع جرمها
شود؛ ولي دختر و پسري كه رشد و آمادگي كافي پيدا كرده و از نظر جسمي و روحي آمادگي
كامل براي زناشويي دارند، هيچ دليلي نميتواند مجوّز بالا بردن سن ازدواج آنها
باشد.
همين مسأله نادرست بودن ازدواج زودرس و بروز بيمهري و بيعلاقگي در
كلامي از امام(ع) مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. مردي
معمولاً دختران و پسراني كه در نقاط گرمسير زندگي ميكنند و با شرايط
رشد و نمو آن مناطق پرورش مييابند، زودتر از جواناني كه در نقاط سردسير زندگي
ميكنند به حد بلوغ ميرسند.
به امام صادق(ع) يا امام موسي كاظم(ع) عرض كرد: «ما فرزندان خود را در
خردسالي همسر ميدهيم.» حضرت فرمود: «اگر در خردسالي ازدواج كنند به آساني الفت
نميگيرند.»(3)
سن مناسب ازدواج دختران
در تعبير رسول خدا(ص)
رسول خدا(ص) ميفرمايد:
دختران باكره مانند ميوههاي روي درختانند اگر بموقع چيده نشوند، اشعه
آفتاب آنها را فاسد ميكند و وزش باد آنها را پراكنده ميسازد؛ همچنين دختران وقتي
به حدّ بلوغ رسيدند و مانند زنان، در خويشتن تمايل جنسي احساس كردند، دارويي جز
ازدواج ندارند و اگر همسر نگيرند، از فساد ايمن نيستند، چرا كه بشرند و بشر از خطا
و لغزش مصون نيست.»(4)
سن آماده شدن يك دختر براي ازدواج، بستگي به درك عقلي و بلوغ رواني او
دارد.
در اين حديث، حضرت(ص) تشبيه بسيار لطيف و دقيقي فرموده است. همانطور
كه ميوه نه در زماني كه كال و نارس است، بايد چيده شود و نه زماني كه بپوسد و فاسد
شود، دختري كه نتواند شوهر را درك كند و از وظايف همسرداري عاجز باشد و نتواند
قبول مسؤوليت كند، ميوه كال و نارسي است كه هنوز بايد روي درخت (خانه پدر) بماند تا گذشت زمان او را رسيده
و شيرين كند و باز اگر دختري نشاط و طراوت جواني را از دست بدهد و ازدواج نكند، در
حقيقت همان ميوه روي درخت ماندهاي است كه هر چه بيشتر بماند بر افسردگي و
پژمردگيش افزوده ميشود.
خانم ... از اهواز براي ما مينويسد:
«هفده ساله بودم. كارداني، هنرمندي و مديريت من زبانزد همه بود. پس از برگشتن از مدرسه
و انجام تكاليف خود به كمك مادرم ميشتافتم ... نزديك به پايان دوره متوسطه بودم
كه خواستگاراني به منزل ما رفت و آمد ميكردند، اما همه آنها با يك پاسخ روبرو
ميشدند: «نه، دختر ما هنوز كم سن است، ما آمادگي نداريم و ...» چند سالي همينطور گذشت تا اينكه برادرم شهيد شد، شهادت او آنچنان پدر
و مادرم را داغدار كرد كه از آينده من غافل
در عصري كه روابط دختر و پسر آسانتر شده و با تغذيه بهتر و آموزش جديد
و استفاده بيشتر و گستردهتر از وسايل ارتباط جمعي، نوجوانان زودتر از گذشته به رشد
فكري و بلوغ جنسي ميرسند، بالا بردن سن ازدواج، به دشواري قابل توجيه است.
شدند. سن من بالا رفته و اضطراب و افسردگيهايم افزايش يافته است،
آيندهام نامعلوم است؛ اكنون كه 27 سال دارم، كمتر كسي به خواستگاريم ميآيد،
احساس ميكنم كه نياز به پشتوانه روحي و همسري دارم كه به او محبت كنم و از او
محبت ببينم ... از شما ميخواهم به پدران و مادران سفارش كنيد تا نيازهاي روحي ـ
رواني فرزندانشان را دريابند و از سختگيريها و پندارهاي نادرست پرهيز كنند.»
تفاوتهاي سني دختر و پسر در ازدواج
آيا بين تفاوت سني زن و شوهر و موفقيت آنها در امور زندگي و زناشويي
ارتباطي وجود دارد؟
از آنجا كه زمان بلوغ دختر و پسر متفاوت است، رسيدن به سن آمادگي براي
ازدواج نيز در آنها همزمان نخواهد بود. به علاوه چون پايان تمايل جنسي زن زودتر از
مرد فرا ميرسد، به نظر ميرسد كه با تفاوت سني 5 تا 6 سال بين زن و مرد، ميتوان
مطمئن بود كه سن يائسگي زن تا حدودي با فروكش كردن تمايلات جنسي مرد مصادف ميشود
و ضريب موفقيت اين زن و شوهر در امر همسرداري و حاكم كردن روح فداكاري و صفا بيشتر
خواهد بود.
اگر تفاوت سني زن و مرد زياد باشد و سن مرد خيلي بيشتر از سن زن باشد،
ممكن است با همسر خود همچون دخترش رفتار كند و همسر جوان هم چه بسا شوهرش را به
جاي پدر خود بگيرد و در نتيجه رابطه بين آنها دوستانه و مودتآميز نباشد. نقطه
مقابل اينكه اگر سن زن خيلي بيشتر از مرد باشد، شايد در برخورد با همسر جوانتر از
خودش، بيشتر نقش مادر يا پرستار را ايفا كند نه نقش يك همسر را و در هر دو صورت
ناآشنايي و عدم پختگي يكي از آنها ممكن است ديگري را بيحوصله كند و بيتفاوتي يكي
ميتواند
خشم و دلزدگي ديگري را برانگيزد؛ زيرا بين اين زن و شوهر، توازن و
تعادل روحي و جنسي ضعيف است و قادر به درك نيازهاي يكديگر نيستند.
پاورقيها:
1 ـ تحريرالوسيله.
2 ـ بهشت خانواده، سيد جواد مصطفوي، ج2 ص66.
3 ـ كافي، ج5، ص398.
4 ـ همان مدرك، ص337 ـ وسايل الشيعه، ج14 ص39.
منابع:
1. تحريرالوسيله
2. بهشت خانواده,سيد جواد مصطفوي,jeld=2,safhe=66
3. كافي,jeld=5,safhe=398
4. كافي,jeld=5,safhe=337
5. وسايل الشيعه,jeld=14,safhe=39
نشريه :پيام زن
صفحه : 58-60
زبان : فارسي
پياپي :32
سال :1373
ماه :آبان