این روزها دیگر دیده نشدن دغدغه هیچ کسی نیست چرا که در هر لحظه زندگی، بدون اینکه ببینیم در حال دیده شدن و زیر ذره بین بودن هستیم. اگر روزی فقط یک آقای دوربینی در ایران داشتیم امروز اما همگی بی آنکه بخواهیم همه جا در مقابل دوربین‌ها قرار داریم از لحظه‌ای که ازخانه بیرون می‌آییم تا لحظه‌ای که به چاردیواری خود برمی گردیم.
ما لحظه به لحظه زیر ذره بینیم ورصد می‌شویم فرقی هم نمی‌کند کجا باشیم. در دفتر کاریا دانشگاه و مدرسه، بازار و حتی مسجد، فلان خیابان و میدان یا حتی پارک و بانک. راهرو و آسانسور فلان برج دولتی یا خصوصی، اداری یا مسکونی یا کنج اتاقی که خیال می‌کنیم یک چاردیواری حریم ما را از دیگران جدا کرده است. درست در همان لحظاتی که در تنهایی خود غرق هستیم و فارغ البال در پیاده روی شهری غریب گام برمی داریم و یا در بزرگراهی بی انتها پدال گاز را می‌فشاریم یا بر رو نیمکت پارکی و صندلی انتظارسازمانی و بانکی و یا آسانسور فلان سازمان اداری، دور ازگوش و چشم نامحرمی درباب مشکلات فردی و اجتماعی و شاید سیاسی با رفیقی مباحثه و شاید شکوه میکنیم چشم‌هایی مارا می‌پایند و گوش‌هایی ما را می‌شنوند تا در عصر انهدام نسل موشها همچنان دیوار موش داشته باشد و موش هم گوش. فرقی هم نمی‌کند چه جایگاه و شخصیتی و مقام و منصبی داریم. از این جهت عدالت برقرار است و به همه به یک اندازه زل زده می‌شود و بجای ثبت عکس مان در خاطره آب برکه در حافظه‌هایی از جنس مگابایت ثبت می‌شویم.
ازهمه اینها که فارغ شده باشیم بازهم بعید نیست در موقعیتی حساس در خیابان گرفتار دوربین مخفی فلان کانال تلویزیون که پشت شمشادها کمین کرده است بیفتیم و یا در بیابان و جاده‌ای دورافتاده اسیر کمین شبکه دوربین‌های پلیس شویم.
بله، انسان عصر فناوری‌های نوین ارتباطاتیم و هرچقدر هم که در کنج انزوای فردی خود خزیده باشیم مارا حصارهایی از جنس شیشه احاطه کرده اند. حصارهایی که از جنس شیشه‌های رفلکس هستند و جنس آن برای آنکه ما را می‌پاید شیشه است و برای ما تنها افتادگان عصرتکنولوژی آینه.
درباب کارکردها و مزایای لشکر دوربین‌های شهر بسیار سخن رفته است وبا طرح مباحثی ازقبیل حفظ و تامین امنیت اجتماعی و فردی، حفاظت از منافع شخصی و سازمانی و تامین امنیت ملی، نظارت مستمر بر عملکرد سازمانها و انسانها و اجرای بهینه برنامه‌های مدیریت شهری به اندازه کافی توجیه فنی و فرهنگی و اجتماعی پشت ماجرای نصب هر کدام از اینگونه دوربین‌ها قرار داده شده است.
اما در این میانه آنچه که بی مصرف مانده است، تعاریف و مفاهیم قانونی از جنس حقوق فردی و اجتماعی، حریم و حق عمومی و خصوصی انسانهاست و آنچه که غریب و بلاتکلیف افتاده است اصطلاحاتی از قبیل فضای خصوصی و حائل محرم و نامحرم و ضرب المثل‌هایی پر کاربرد و آهنگین مانند”چهار دیواری اختیاری» و انچه که بی متولی و بی پاسخ است تهدیدی است که از سوی لشکرچشم‌های شیشه‌ای متوجه جوامع سنتی شده است.
در این بین گونه‌ای دیگر از به هم ریختگی حدود و ثغور حریم‌های خصوصی و عمومی را فضای مجازی و ارتباطات و تعاملات موجود، بخصوص شبکه‌های اجتماعی شکل یافته در قالب این فضا بوجود آورده است. علیرغم حجم چند میلیونی کاربران و اعضای شبکه‌های اجتماعی مجازی و اینترنتی از قبیل فیس بوک و... این پدیده نیز به لحاظ تغییر و واژگونه سازی محدوده حریم‌های فردی و عمومی و بلاتکلیفی در رد یا تایید این شبکه‌ها و همچنین خلا‌های قانونی دست کمی از لشکر چشم‌های شیشه‌ای فضای واقعی ندارد.
با وجود گذشت سالها ازفراگیرشدن کاربرد انواع تجهیزات و فناوری‌های دیداری و شنیداری ارتباطاتی، اطلاعاتی و امنیتی و شبکه‌های اجتماعی متاثر از این گونه فناوری‌ها خلا‌های قانونی قوانین مربوطه اما بار کهنه و قدیمی بودن و ابتلا به سنت و تاریخ و دوران ماقبل فناوری را یدک می‌کشند.
انقلاب در ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی که به اصطلاح به بهانه تسهیل زندگی مشروعیت یافته است سوالات و اما و اگرهای بسیاری را در ساختار جدید جوامع انسانی بوجود آورده است. سوال محوری این است که مرزهای حقوق خصوصی و عمومی کدام است؟
این میزان از همپوشانی‌ها و اورلب‌های حریم‌های خصوصی و عمومی که تا پیش از این وجود خارجی نداشته است را در قالب مفاهیم حقوقی و فقهی چگونه می‌توان تفسیر و تاویل کرد؟ یا اصلا بعبارتی آیا دیگر حریمی به نام حریم خصوصی معنا و مفهوم دارد؟
متولی واقعی حقوق عمومی متاثر از فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی کیست و در شرایط کنونی آیا دولت صلاحیت و توانایی تولیت حقوق عمومی را دارند و از عهده اجرای چنین حقی بر می‌آیند؟

منبع:سایت باشگاه اندیشه