امام خميني و مفهوم شهروندي
غلامرضا بهروز لك
در سنت اسلامي از مفهوم شهروندي با تعابير مختلفي چون «راع» ياد شده است. حديث شريف نبوي «کلکم راع و کلکم مسوول عن رعيته» نمونه بارزي از چنين کاربردي است. تعبير از راعي و رعيت در سنت اسلامي ريشه در انديشه مسووليت حاکم در رسيدگي به امور مردم و پرورش آنها براي نيل به سعادت دارد. «رعي» در اين مفهوم به معناي پرورش دادن است. اين تشبيه که ريشه در استعاره چوپاني و رمه دارد، از آن جهت براي حاکم و مردم به کار رفته است تا چنين دغدغهاي را نشان دهد. اما به تدريج در تاريخ اسلام با ظهور انحرافات و بازگشت برخي از سنتهاي عصر جاهلي، حاکمان جبار و ظالمي پيدا شدند که نگاه آنها به مردم ديگر همچون کساني نبود که ميبايست آنها را در راه خير و فضيلت پرورش ميدادند، بلکه آنان را همچون بندگان و خدم و حشمي تلقي ميکردند که جزو اموال و مستملکات ايشان به شماره ميرفت. چنين انحرافي سبب شد تا با ناديده گرفتن استعاره چوپاني و پرورش براي حاکم، رعيت مفهومي مطيع، فاقد حقوق و محروم تلقي شود و در نتيجه، مفهومي منفي بيابد. تجربه دنياي مدرن و تلاش انسان مدرن براي رهايي از قيد و بند حاکمان ظالم و مستبد که گاه به نام دين استبداد و ظلم ميکردند، مفهوم جديدي را به نام «شهروند» برجسته ساخت. البته شهروند ريشه در سنت فکري يونان باستان داشته است، اما دنياي مدرن با محور قرار دادن انسان و نفي هرگونه حاکميت غير بشري تلاش نمود تا حقوق طبيعي بشر را در عرصه زندگي سياسي - اجتماعي احيا نموده و با تلقي انسانها به عنوان شهرونداني آزاد و برابر به شيوه خود عزت و کرامت انسان شهروند را فراهم نمايد. هرچند دنياي مدرن غربي با شعار انسان محوري تلاش نمود تا کرامت انساني را تامين نمايد، اما تجربه جند صدساله حاکميت تفکر مدرن غربي نشان داد که چنين شعاري عملا با بريدن انسان از عالم قدسي و محور قرار گرفتن زندگي اين جهاني به اسارت انساني در عالم مادي انجاميده و عزت و کرامت واقعي انساني را در دام هوسهاي زودگذر دنيوي به مخاطره انداخته است.
جايگاه شهروندي در مکتب سياسي امام خميني (ره)
شهروندي را ميتوان به عنوان نمودي از نقش مردم در نظام سياسي يکي از شاخصههاي مهم مکتب سياسي امام خميني (ره) دانست. در نگاهي کلان به مکتب سياسي امام خميني، هرچند اصالت اسلامي و محوريت حاکميت الهي و به تبع آن ولايت معصومين (ع) و در دوره غيبت ولايت فقيه صاحب شرايط در کانون گفتمان امام خميني (ره) قرار دارد، اما برخلاف نظريههاي دوران کلاسيک اسلامي حتي نظريههايي که بر ولايت عامه و مطلق فقها تاکيد کردهاند، مردم نيز نقشي اساسي در اين مکتب يافتهاند. گزارههاي بسياري را در انديشه و عمل سياسي امام خميني (ره) ميتوان ارائه نمود که مردم به صورت جدي در نظام سياسي اسلامي مطرح هستند.
![]()
در شناسايي مکتب سياسي امام خميني (ره) ميتوان اصول کلان آن را مطرح کرد. در مکتب سياسي امام خميني (ره) نشانههايي چون اسلام، جمهوريت، حکومت
اسلامي و ولايت فقيه مرکزيت دارند. «ولايت فقيه» را به عنوان نظام سياسي مطلوب شيعي در عصر
غيبت ميتوان در سراسر نوشتهها و آثار امام خميني (ره) يافت. تلقيهاي صورت گرفته از انديشه
و نظريه سياسي امام خميني (ره) نيز حاکي از اهميت کانوني ولايت فقيه در نظريه
سياسي امام خميني (ره) است.
مبناي شهروندي
در بستر فرهنگ ديني، مبناي شهروندي در
گفتمان امام خميني (ره) مبتني بر «اسلام ناب محمدي» است. ايشان در تميز اسلام واقعي مورد تاييد
خود با اسلام آمريکايي از اين تعبير استفاده کردند. از اين رو هرگونه مبناي
شهروندي در جامعه اسلامي ميبايست مبتني بر اسلام اصيل باشد. در قرائت امام خميني
(ره) از اسلام
ناب ديانت و سياست با هم آميختهاند. هرچند در تعابير مختلف امام خميني بر نقش
مردم نيز در نظام اسلامي تاکيد شده است، اما محوريت اصلي مشروعيت الهي حاکم ميباشد.
بحث اصلي ايشان در کتاب ولايت فقيه
اثبات انتقال تمامي اختيارات حکومتي امام معصوم (ع) به فقيه در دوران غيبت است. از
ديدگاه امام خميني (ره) بر اساس الگوي اسلام ناب محمدي مشروعيت حکومت منشا الهي
دارد. ايشان در تنفيذ حکم رياست جمهوري شهيد رجايي بر اين نکته تاکيد کردند که
«... و چون مشروعيت آن بايد با نصب فقيه ولي امر باشد، اينجانب راي ملت را تنفيذ و
ايشان را به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب نمودم.» همچنين در دوره غيبت
تاييد ولي فقيه مايز ميان طاغوت و اسلام اعلام شده است. از اين رو معيار حکومت
اسلامي تطابق با شريعت اسلامي دانسته شده است.
نوع شهروندي
نوع شهروندي در انديشه سياسي امام
خميني (ره) نيز از
نوع شهروندي فعال متعهد است. در دنياي مدرن عمدتا بر فرهنگ سياسي فعال تاکيد ميشود
که در فرهنگ مدني اغلب با فرهنگهاي تبعي محدود تعديل ميشود. اما در تفکر امام
خميني (ره) مشارکت فعال به صورت الگوي غربي کافي نيست و افراد علاوه بر حق مشارکت
فعال، يک وظيفه و تکليف ديني نيز براي حضور فعال دارند. اين امر موجب ميشود تا
فرهنگ مشارکتي فعال متعهدانه نيز باشد. مروري بر آرا و ديدگاههاي سياسي امام
خميني (ره) نشان ميدهد که از نظر وي هر فرد مسلمان ميبايست به صورت فعال و تعيين
کننده در صحنه حضور داشته باشد.
اما برخلاف فرهنگ تبعي اين امر بدان
جهت نيست که صرفا افراد بر اساس وفاداري به نخبگان در عرصه سياسي حضور مييابند. بلکه يک باور فراگير ديني است که تک
تک افراد جامعه را ملزم ميکند که در عرصه سياسي حضور يابند. تكليفگرايي بدينسان موجب حضور فعال،
اما متعهدانه فرد در عرصه زندگي سياسي ميگردد. امام خميني (ره) در تاکيد بر چنين
تعهد و تکليفي است که اظهار ميدارند: «ما مکلف هستيم که اسلام را حفظ کنيم. اين
تکليف از واجبات مهم است؛ حتي از نماز و روزه واجبتر است. همين تکليف است که ايجاب ميکند خونها
در انجام آن ريخته شود.»
غايت شهروندي
غايت شهروندي در نگرش امام خميني
سعادت و تکامل بشري است که در پيوستن انسان به عالم قدسي حاصل ميشود. لذا غايت
نهايي خداوند است. هر چند مقصدهايي چون عدالت نيز مطرح است، اما عدالت غايت قصوي
نيست. «همه اينها مقدمه اين است که يک آرامشي در اين بلاد پيدا بشود و دنبال اين
آرامش يک سير روحي پيدا بشود، يک هدايت به سوي خدا پيدا بشود. آن چيزي که اساس است
سير الي الله است، توجه به خداست، همه عبادات براي اوست، همه زحمات انبيا از آدم
تا خاتم براي اين معنا هست که سير الي الله باشد.»
چنانکه اشاره شد شهروندي يکي از
مفاهيم سياسي است که در انديشه سياسي امام خميني (ره) جايگاه مهمي دارد. شهروندي
دنياي مدرن غالبا با شهروندي ليبرال و فردمحور پيوند خورده است. برخلاف تفکر غربي
شهروندي در سنت اسلامي با پيوندهاي اجتماعي امت اسلامي تقويت شده است. از اين جهت
از منظري کلان، شهروندي در تفکر اسلامي با بعد جمعي حيات آدمي پيوند خورده و در
نتيجه طبق تعاليم اسلامي فرد مسلمان تعهد جدي در قبال جامعه و امت اسلامي دارد.
چنين خصلتي سبب شده است كه شهروندي و عضويت در جامعه اسلامي از سنخ شهرونديهاي
عميق و متعهدانه باشد. اما به رغم تعهدات جمعي فرد مسلمان، در سنت اسلامي، او از
حقوق و امتيازات شهروندي نيز برخوردار است. کلياتي از حقوق شهروندي در سنت اسلامي
مورد بحث قرار گرفته است.
در انديشه امام خميني (ره) که در بستر
انديشه اسلامي و با الهام از سنت تفکر عقلاني شيعي شکل گرفته است، شهروندي
متعهدانه اسلامي با حقوق شهروندي خاصي همراه گشته است. چنين حقوقي مبتني بر کرامت
انساني بوده و مانع از شکستن حرمت وي ميشود. البته بر خلاف الگوي شهروندي اتميزه
شده در سنت فردگرايي ليبرال، فرد مسلمان اين حقوق را با تعهدات اجتماعي همراه
ساخته است. از اين جهت در انديشه سياسي امام خميني (ره) الگوي شهروندي را ميتوان
از گونه الگوهاي شهروندي فعال و متعهدانه تعريف و طبقهبندي نمود که غايت اصلي آن
زمينهسازي سعادت انساني و نيل وي به مقام کريم قرب الهي است. از اين جهت شهروندي،
تعهد اجتماعي و کرامت ابعاد مختلفي از حقوق افراد را در جامعه اسلامي رقم ميزند.
منبع: روزنامه اعتماد ملي