جامعه اسلامي و حقوق ضعفاء
تمامي افراد جامعه به جهات فطري و رواني نيازمند زندگي اجتماعي و تعاملات پيش برنده در زندگي خود هستند . اما گاهي بعضي از خصوصيات مثبت در وجود عده اي از افراد جامعه منجر به اين ميشود كه افراد ديگر احساس نياز بيشتري به آنها كنند و توقعات بالاتري از ايشان داشته باشند بطور مثال كسيكه خداوند متعال در وجود او قدرت مديريت و ساماندهي بيشتري بوديعت گذاشته است مردم با مراجعه به چنين كسي ميزان نيازمندي خود به ايشان را نشان ميدهند . همينطـور در طرف مقابل گاهي بعضي از موانعي كه در مسير عادي زندگي افراد بوجود مي آيد مثل ناتوانيهاي جسمي و حركتي علاوه بر اينكه ميزان نيازمندي شخص مبتلا را به ديگران افزايش مي دهد مسئوليت ديگر افراد جامعه را نسبت به او نيز دو چندان مي كند و در زندگي اجتماعي كه نوع انسان ناگزير از آنست زماني روند كلي زندگي اجتماعي سامان مي يابد كه افراد توانا با جبران ناتواني نا توانان مسير ترقي و پيشرفت جامعه را هموار كنند .
از آنجا كه در تعاليم روحبخش و متعالي دين مبين اسلام هدف اصلي زندگي انسان سعادت ابدي و كسب رضاي الهي است وظايف متقابل انسانها در زندگي اجتماعي نيز رنگ و بوي ديگري بخود گرفته و بعنوان پله هايي جهت ترقي و تعالي بشر از آنها استفاده شده است و هر چه انجام اين وظايف مشكل تر و مستلزم تلاش و توجه بيشتري از طرف انجام دهنده آن باشد عامل را به هدف والاي خويش نزديكتر ميكند ‹‹ اَفْضَلُ الْاَعْمَالِ اَحَـزَّهَا ››يكي از مصاديق اين وظايف مشكل همان مسئوليت افراد جامعه نسبت به ناتوانان است.
(إِنَّ لِأَهْلِ الدِّينِ عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاءً بِالْعَهْدِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ الضُّعَفَاء1 )مهمتر اينكه در تعاليم الهي اسلام حتي خود افراد مبتلا به اين بلايا هم موجوداتي بي مسئوليت و مستحق ترحم فرض نشده اند بلكه مانند ديگر افراد جامعه داراي مسئوليت ، مختار وداراي زمينه تعالي و ترقي به عاليترين مراتب كمال انساني به آنها نگاه شده است و حتي ناتواني آنها بعنوان پله اي از ترقي و پيشرفت و يا زمينه ساز آن تلقي شده است . چنانكه در حديث شريف صادره از وجود مبارك پيامبر گرامي اسلام (ص) آ مده است .
(إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبا وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانا وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ 2)
به تحقيق كه بلا براي ظالم جنبه تأديب دارد و براي مؤمن آزمايش است و براي انبياء موجب ارتقاء درجه و براي اولياء موجب افزايش اعتبار و احترام است
نوشته حاضر با موضوع (جامعه اسلامي و حقوق ضعفاء)و به مناسبت روز ناشنوايان ، نابينايان ، معلولان و سالمندان تهيه شده است . و اميدواريم با توفيق الهي ، گامي هر چند كوچك در نكوداشت اين گروه از ولي نعمتان جامعه اسلامي برداريم .
موارد استعمال واژه ضعفاء
واژه ضعفاء در متون اسلامي اعم از آيات قران كريم و روايات اهل بيت عصمت و طهارت داراي معاني مختلفي است. در بعضي از موارد واژه ضعفاء بر فقرا و نيازمندان اطلاق شده است .
در بعضي از موارد اين واژه بر كم خردان و كساني كه قدرت تحليل چنداني ندارند و بهمين دليل در زندگي عبادي خود از گمراهان و گمراه كنندگان پيروي مي كنند و در عاقبت هم براي پيدا كردن راه نجات خود از همانها استمداد مي جويند نيز اطلاق شده است .
در آيات شريفه 21 از سوره ابراهيم و 47 از سوره غافر به اين افراد اشاره شده است .
(وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَميعاً فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحيصٍ 3)ترجمه:و همگي در برابر خداظاهر مي شوند پس ناتوانان به گردنكشان مي گويند : ما پيروان شما بوديم آيا چيزي از عذاب خدا را از ما دور مي كنيد ؟ مي گويند :اگر خداوند ما را هدايت كرده بود قطعا شما را هدايت مي كرديم چه بي تابي كنيم ، چه صبر نمائيم ، براي ما يكسان است ، ما را راه گريزي نيست .
(وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصيباً مِنَ النَّارِ)4
ترجمه:و آنگاه كه در آتش شروع به آوردن حجت مي كنند زير دستان به كساني كه گردنكش بودند مي گويند ما پيرو شما بوديم پس آيا مي توانيد پاره اي از اين آتش را از ما دفع كنيد؟
در مواردي هم واژه ضعفاء بر ناتوانان كه ناتوان از نرفتن به جهاد يا ناتوان از انجام مناسك هستند نيز اطلاق شده است كه مورد بحث اين نوشته است .آيه شريفه 91 از سوره توبه اشاره به اين افراد دارد :
(لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (91)5) ترجمه:بر ناتوانان و بر بيماران و بر كساني كه چيزي نمي يابند [تا در راه جهاد ]خرج كنند . در صورتي كه براي خدا و پيامبرش خير خواهي نمايند هيچ گناهي نيست بر نيكوكاران ايرادي نيست و خداوند آمرزنده و مهربان است . استعمالات ديگري هم در بعضي از روايات آمده كه بدليل رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي شود.
واژه هاي مورد استفاده در موضوع ناتوانان
در بيانات اسلامي طبق استقرار ناقصي كه نگارنده اين سطور انجام داده است واژه هاي متعددي براي دلالت بر ناتوانان بكار رفته است كه دانستن آنها مي تواند مسير تحقيق را براي اهل تحقيق در اين زمينه هموارتر نمايد از آن جمله مي توان به تعبيراتي همچون الضعفاء ، العاجزين ، المضطرين ، اهل البلاء ، الشيوخ ، الضرائر ، الضعيفات ، اصحاب الاثقال و المرضي اشاره كرد كه بعضا اجتماع تعدادي از اين واژه ها مي تواند دليل بر افتراق و افتراق آنها دليل بر اجتماع نيز باشد .
از آنجا كه هدف نكوداشت نا شنوايان ، نابينايان ، معلولان و سالمندان است بجا است كه ابتدا روي كلام را متوجه خود اين عزيزان كرد ه و چند كلمه اي هر چند مختصر و گذرا راجع به فلسفه بروز مشكلات در زندگي انسان و ارجمندي مقام صبر و صابران بيان كنيم . در حديث قدسي آمده است كه خداوند متعال مي فرمايد:(... وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ لَعِبَاداً لَا يَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِينِهِمْ إِلَّا بِالْفَاقَةِ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ السُّقْمِ فِي أَبْدَانِهِمْ فَأَبْلُوهُمْ بِالْفَاقَةِ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ السُّقْمِ فَيُصْلِحُ عَلَيْهِمْ أَمْرَ دِينِهِمْ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ أَمْرُ دِينِ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِين6)بعضي از بندگان مؤمن من هستند كه امر دين آنها اصلاح نمي شود مگر با تنگدستي ، مشكلات زندگي و امراضي كه بر بدنهاي آنها عارض مي شود لذا من آنها را با اين مشكلات امتحان مي كنم تا امر دين آنها اصلاح گردد و من داناترم به آنچه كه دين بندگان مؤمنم را اصلاح مي كند .
با توجه به اين حديث شريف و اعتقاد به مضمون آن انسان مبتلا به مشكلات مي تواند اولا خود را در جايگاه رفيع بندگان مؤمني قرار دهد كه اصلاح امر دين خود را در گرو مصالحي مي بيند كه خداوند بر اي آنها در نظر گرفته است . و ثانيا همه ناملايمات زندگي را امتحان الهي و پله اي براي ترقي و تقرب بيشتر به درگاه خداوند مي داند .مطلب ديگر اينكه صبر در مقابل بلاها و ناخشنوديهاي زندگي از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است و آيات و روايات بسياري دلالت بر اين موضوع دارند .
(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ (155)
وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ (46)7)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ
( إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ يُطِلُّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً وَ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ دُونَكُمَا صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونه8)در يك دسته بندي كلي حقوقي كه براي اين قشر از افراد جامعه بايد در نظر گرفته شود را به دو دسته مي توان تقسيم كرد :
دسته اول :حقوقي كه بر گردن حكومت اسلامي است و حكومت بدليل در اختيار داشتن شئون مختلف مالي و اداري در جامعه اسلامي و همچنين مسئوليتي كه در قبال تك تك افراد جامعه بر عهده دارد مؤظف به رعايت و پرداخت حقوق ناتوانان در جامعه نيز مي باشد .
و دسته دوم : حقوقي كه براي قشر ناتوان جامعه بر عهده آحاد ملت بعنوان وظيفه انساني اسلامي است و اصول اخلاقي و شرعي دين مبين اسلام فرد فرد جامعه اسلامي را مؤظف به رعايت آن مي داند .
در عهد نامه مالك اشتر كه منشور پر افتخار حكومت اسلامي است و ازضمير شريف و معصوم مولاي متقيان امير المومنين علي بن ابيطالب عليه آلاف التحيه و الثاء صادر گرديده و تا قيام قيامت همچون خورشيدي بر تارك قوانين جامعه بشري خواهد درخشيد حضرت وظايف حاكم اسلامي را چنين بيان مي فرمايند :
(ثُمَّ اللَّهَ اللَّهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لَا حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسِ وَ الْزَمْنَى)9
يكي از گروههايي كه در اين فراز از كلام حضرت حاكم اسلامي مؤظف به توجه ويژه نسبت به آنها مي شود اهل الزمنّي هستند .
كلمه الزمني جمع الزمانه است كه به معناي آفت و بلاست و لذا اهل الزمني كساني هستند كه گرفتار آفت و بلا مي باشند . سپس حضرت توجه مي دهند كه چه بسا در بين اين افراد كساني باشند به جهت عزت نفس سراغ حاكم نيايند و از او درخواستي نكنند اما حاكم بايد حق ايشان را بعدالت و انصاف رعايت نمايد.
(فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّا10)
بدانكه در اين طبقه از افراد جامعه هم كساني هستند كه براي برآورده كردن حاجت خود اقدام به سئوال مي كنند و هم كساني اند كه عفت نفسشان مانع از سئوال كردن است .
(وَ احْفَظِ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِم11)
بنابراين آنچه را كه خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن بپرداز .
(وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكَ وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِي الْإِسْلَامِ فِي كُلِّ بَلْد12)
و براي آنها سهمي از بيت المال و سهمي از محصول زمينهاي به غنيمت گرفته شده در هر شهر قرار بده ذيل اين فراز از فرمايش امير المومنين (ع)مي توان بعضي از وظايف حكومت اسلامي را در قبال ناتوانان جامعه متذكر شد هر چند بعضي از اين وظايف با ساختار امروزي حقوق متقابل مردم و حاكميت معنا پيدا مي كند اما حضرت با طرح عنوان كلي اختصاص بخشي از بيت المال به ايشان راهبرد جامعي را در پيش پاي حاكمان اسلامي تا هميشه تاريخ بشريت گذاشته اند .
بيمه
از جمله وظايفي كه در اين بخش مي توان بدان اشاره كرد بيمه و خدمات تأمين اجتماعي براي افراد ناتوان است . در ميان اين قشر از افراد جامعه مانند ديگر اقشار امكان وجود افراد متمولي كه خود قادر بر رفع نيازهاي مختلف خود مي باشند و همچنين افراد نيازمندي كه قادر به حل مشكلات خود كه بعضا فراتر و پر هزينه تر از مشكلات مردم عادي نيز هست نمي باشند . دور از انتظار نيست لذا وجود خدمات تأمين اجتماعي در ابعاد مختلف مي تواند بخشي از درد و رنج اينگونه افراد را كاهش دهد.
درمان
طول درمان براي اكثر افرادي كه دچار معلوليتهاي مختلف جسمي و حركتي مي باشند و همچنين عدم نتيجه گيري قطعي از بسياري از فعاليتهاي در ماني انجام شده در مورد اين افراد معمولا هم هزينه بر و هم مأيوس كننده است . علاوه بر اينكه در بعضي از موارد فعاليتهاي بهداشتي درماني انجام شده تنها نتيجه اي كه در بر دارد ادامه حيات همراه با درد و رنج فرد معلول است . با اين اوصاف در بسياري از موارد شخص معلول و خانواده او از عهده بسياري مخارج و هزينه ها بر نمي آيند بنابراين از وظايف حكومت اسلامي است كه از محل بيت المال اين هزينه ها را بپردازد .
مسكن
يكي از حقوق اوليه تمامي آحاد جامعه برخورداري آنها از مسكن مناسب مي باشد و ناتوانان جامعه از آنجا كه اكثرا از درامد كافي برخوردار نيسشتند بر حكومت اسلامي است كه در راه تأمين چنين نيازهايي گام اساسي بردارد .
اشتغال
يكي از نيازهاي روحي رواني همه افراد جامعه عزت نفس و خود اتكايي است كه بسياري از تعاملات محترمانه بين افراد جامعه بر اين اساس استوار است . افراد كم توان بشدت نيازمند تقويت روحي و خود اتكايي و عزت نفس مي باشند .كه يكي از امور مؤثر در اين راه دارا بودن شغل آبرومندانه و همراه با شخصيت اجتماعي مناسب است تا ضمن تأمين نيازهاي مادي اينگونه افراد خود را سربار جامعه احساس نكنند . در اين راستا و طبقه حكومت اسلامي است تا اشتغالات متناسب با وضعيت جسمي اين افراد را ايجاد نمايد و در اختيار آنان قرار دهد .
در بخش حقوقي كه ناتوانان بر گردن آحاد جامعه اسلامي دارند نيز مي توان به موارد ذيل اشاره كرد :
1-دعا براي رفع گرفتاري آنان
تأكيد اسلام به دعا براي رفع گرفتاري از همنوعان و همچنين وعده استجابت دعا براي غير، مخصوصا كساني كه گرفتار بلايي هستند اين وظيفه را ايجاب مي كند كه انسان در هنگام تذكر و حضور قلب كه يكي از مظّان استجابت دعا مي باشد رفع بلا و گرفتاري از تمام كساني را كه گرفتار مشكل و بليه اي هستند را از درگاه خداوند بخواهد .
2-برخورد محترمانه و دقت نظر جزئي ترين تعاملاتي كه افراد جامعه با ناتوانان دارند نيز از نظر شرع مقدس اسلام و اصول اخلاقي اين دين ترقي بدور نمانده است .
تا جايي كه در روايت شريف آمده است :( لَا تُدِيمُوا النَّظَرَ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ الْمَجْذُومِينَ فَإِنَّ ذَلِكَ يَحْزُنُهُمْ 13)
نگاه خود را به كساني كه گرفتار بلايي هستند طولاني نكنيد چرا كه اين كار موجب ناراحتي آنان مي شود .
حتي در صورتي كه ديدن بلا و گرفتاري شخص مبتلا موجب تذكر انسان و يادآوري نعمتهاي خدا و بدنبال آن موجب حمد و ستايش خداوند مي شود باز هم سفارش شده است كه طوري خداوند را ستايش و حمد كنيد كه فرد مبتلا متوجه نشود چون چه بسا حمد و ستايش شما هم اورا محزون و ناراحت كند.
(إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ يَحْزُنُهُمْ) 14
وقتي گرفتاران بلا را مي بينيد خدا را ستايش كنيد اما ستايش كردن خود را به گوش آنان نرسانيد زيرا اينكار آنان را محزون و ناراحت مي كند .
3-كمك كردن
افراد ناتوان با وجود اينكه در بعضي موارد نيازمند كمك ديگران هستند اما برخورد همراه با ترحم افراد بسيار نگرانند و توقع دارند . افراد جامعه قبل از توجه به يك جنبه ناتواني آنان به توانائيهاي مختلف و بسيار آنان توجه شود و كمكي كه انجام مي دهند همراه با ترحم نباشد . بعيد هم نيست كه يكي از مصاديق صدقه همراه با ‹‹من و الاذي››كه در آيات و روايات از آن نهي شده است همين برخورد ترحم آميز و تحقير آميز با ناتوانان باشد .
4-حمد و ستايش خداوند هنگام مواجهه با اهل بلا
همانگونه كه در بخش برخورد محترمانه اشاره شد جزء اصول اخلاقي اسلام اينست كه هنگام ديدن گرفتاران بلا خداوند را ستايش كنيد .در جاي ديگر معصومين عليهم السلام راه كار عملي انجام اين دستور را در ضمن آموزش دعايي مخصوص بيان فرموده اند و آن دعا اينست :
(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَل)15
پي نوشت ها:
1-كافي / ج2/ص239
2-جامع الاخبار /ص114
3-آيه 21 ابراهيم
4-آيه 47 غافر
5-آيه 91 توبه
6-الكافي / ج2 / ص60
7-آيه155 بقره
8-آيه 46 انفال
9-الكافي / ج 3 / ص340
10-مستدرك / ج 13 / ص 167
11-نهج البلاغه / ص436
12-مستدرك / ج13 / ص 167
13-بحار / ج72 / ص 15
14-الكافي / ج 2/ ص 98
15- الكافي / ج2 / ص97