X
تبلیغات

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

سامانه ملی مقالات تخصصی رشته حقوق

سامانه ملی مقالات تخصصی رشته حقوق
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نبي خداكرمي

مقدمه
پرسشي كه در اين مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد روشنگر اين است كهآيا آنگونه كه برخي از محققين ادعا كرده اند تقسيم بندي قتل عمد و قتل غير عمد در قرن پنزدهم ميلادي بوجود آمد و نيز تا پايان قرن دوازدهم عمدتاً به ميزان صدمه وارده توجه مي شد ؟ و شخص بزهكار به دليل آنكه وسيله ايراد صدمه بود مجازات مي گرديد ، يا اينكه از مدتها قبل در اديان الهي و ايران باستان عنصر رواني قتل اهميت داشت و انواع مختلف قتل عمدي و غير عمدي پيش بيني شده بود؟ و در نتيجه ، نوع قتل در مسئوليت كيفري و مجازات مرتكب قتل تأثير مهمي داشت.
با توجه به تحقيقات و بررسيهاي انجام شده بنظر ميرسد در اديان الهي ( زرتشت ، يهود ، مسيحيت و آيين مقدس اسلام ) و ايران باستان ،عنصر رواني جرم قتل اهميت زيادي داشته و بر مبناي آن انواع مختلف قتل پيش بيني شده است ، در نتيجه هوع قتل در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات مرتكب قتل تأثير فراواني دارد.
بخش اول – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين زرتشت
1-1)تاريخچه و منابع آيين زرتشت
آيين زرتشت يكي از اديان الهي و پديده هاي فرهنگي ايران باستان است كه بنا به تعاليم آن بر اساس گفتار نيك ، كردار نيك و پندار نيك مي باشد .
دين زرتشت در قرآن مجيد در رديف اديان يهود و مسيحيت تحت عنوان ، مجوس ذكر شده است ، خداوند در سوره مباركه حج مي فرمايد.
« ان الذين آمنوا و الذين هاودا و الصابئين و النصاري و المجوس و والذين اشركواان الله بفصل بينهم يوم القيمه»
ترجمه « مسلماًكساني كه ايمان آورده اند و يهود و صابئان و نصاري و مجوس و مشكران ، خداوند در ميان آنها روز قيامت داوري مي كند »
ملاحظه مي شود كه در قرآن واژه مجوس بكار رفته است مفسرين و علماي اسلامي در اين زمينه عقيد دارند ، منظور از مجوس قومي هستند كه به زرتشت گرونده و كتاب مقدسشان ، اوستا است اين قوم كتاب مقدس خود را در داستان استيلا ، اسكند بر ايران به كلي از دست دادند و حتي يك نسخه از آن نماند تا آنكه در زمان ملوك ساساني مجدد به رشته تحرير در آمد
آيين زرتشت يكي از ادياني است كه در قانون اساسي به رسمتي شناخته شده است ، اصل سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مقرر ميدارد .
ايرانيان زرتشتي ، كليمي ، مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته مي شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعمليات ديني بر طبق آيين خود عمل مي كنند و البته در امور جزائي كليه اشخاص اعم از تابعه يا مقيم تابع قانون مجازات اسلامي مي باشند.
برخي از محققان عقيده دارند زردشت به زبان سرياني نام حضرت ابراهيم است و يعضي گويند اين اسم به زبان پهلوي است.
صاحبنظران درباره تاريخ زندگي و ظهور زرتشت عقاد مختلفي دارند ، درباره عهد زرتشت اقوال مختلف است از شش هزار سال پيش از ميلاد تا قرن هفتم يا ششم پيش از ميلاد .
دين زرتشت براي راستگويي اهميت بسياري قائل است ، استفاده از سوگند براي اثبات گناه متهم يا بيگناهي او بود .
در ايران باستان ، اكثريت جمعيت كشور زرتشتي بوده اند استاد شهيد مرتضي مطهري مي فرمايد : قبل از پذيرش اسلام با آنكه پيروان ساير اديان در كشور ايران زندگي مي كردند ، اكثريت با زرتشتيان بوده است كه پيرو دين رسمي كشور بوده اند . در حال حاضر نيز عده كمي از مردم ايران در مناطق تهران ، يزد كرمان پيرو دين زرتشت هستند.
آيين زرتشت از جمله موضوعاتي است كه در اشعار شعراي گرانقدر ايراني نيز مورد توجه قرار گرفته است ، حافظ شيرازي مي فرمايد:
به باغ تازه كن آيين زرتشتي كنون كه لاله برافروخت آتش نمرود
دين زرتشت براي راستگويي اهميت بسياري قائل است استفاده از سوگند براي اثبات گناه متهم يا بيگناهي او بود .
2-1) منابع حقوقي آيين زرتشت
تعاليم زرتشت در كتاب « اوستا» بيان گرديده و داراي تفسير است . استاد علامه شادروان علي اكبر دهخدا مي نويسد « تفسيري بر اوستا نوشتند كه آنرا « زند» است سپس شرحي بر « زند» نوشتند و آنرا «پازند» ناميدند .
كتاب ونديداد قانون ضد ديوان به شمار مي آيد واژه « وستا» در لغت به معناي دانش است و «اوستا» كه در واقع حرف « الف » آن را معرفه نموده است به معناي دانش دين زرتشتي است اسناد دهخدا مي نويسد بعضي عقيده دارند وستا تفسير زند است وزند صحف ابراهيم بود.
اين كتاب داراي 21 نسك مي باشد كه جمعاً به سه بخش زير تقسيم گرديده است و هر بخش داراي 7 فصل مي باشد.
بخش اول گاتانيك باگاتايي كه به معرفي اصول دين زرتشت مي پردازد.
بخش دوم « مانتريك » كه به بيان نمازهاي لازمه براي زنده ها و مرده ها و جشن ها مي پردازد بخش سوم « داتيك»
استاد فقيد علي پاشا صالح در اين زمينه مي نويسد « استاد ممتاز ابراهيم پور داوود كه اوستا را به زبان فارسي امروز درآورده است چنين گويد كه از 21 نسك اوستاي قديم هفت نسك معرف به « داتيك» بوده كه ضمن مطالب ديگر از مسائل حقوق بحث نموده و فقط يك نسك از هفت نسك باقي مانده كه همان «ونديداد» است
«ونديدار» نزد پارسيان در حكم سفر لاويان نزد قوم يهود است و مشتمل است بر 22 فرگرد يا فصل و فقط فرگرد چهارم درباره عقود ، خلف عهد و بيداد و جزاي اعمال است.
3-1) مفهوم لغوي و اصطلاحي «ونديداد»
استاد دكتر موسي چوان در اين زمينه مي نويسد « مجموعه قوانين زرتشت در اصطلاح اوستا به نام « ونديداد » موسوم است واژه ونديداد از سه لفظ سانسكريت تركيب يافته كه به شرح زير است :
1-واژه « وي VI» به معناي « ضد دشمن » مي باشد.
2-واژه «ديو daevo» به معناي « ديو و عفريت» مي باشد.
3-واژه « داد يا داتم datem»به معناي « قانون » ميباشد.
اين سه لفظ مجموعاً «وي ديوداتم» يا ونديداد به معناي « قانون ضد ديو يا قانون ضد دشمن ديو» مي باشد واژه هاي دادگستري ، دادگاه نيز از ريشه واژه « داد datem» اقتباس گرديده است ،دادگستري محلي است كه قانون را گسترش مي دهد و دادگاه يعني محلي كه بر اساس قانون حكم صادر مي كند.
استاد دكتر پرويز صانعي در مورد « ونديداد »نوشته است « كتاب ونديداد كه در واقع مجموعه قوانين دين زرتشت در دوره ساساني است جرائم گوناگون را با تازيانه ، مجازات مي كند »
اكنون بمنظور بررسي عنصر رواني جرم قتل ، مجموعه قوانين زرتشت يا « ونديداد » را مورد بررسي قرار مي دهيم.
الف – بررسي عنصر رواني جرائم قتل ، ضرب و جرح در « ونديداد»
مطالعه و تحقيق در فرمانهاي ونديداد نشان مي دهد كه ايرانيان باستان به آزادي و حقوق فردي انسان احترام مي گذاشتند و وارد آوردن كمترين صدمه اي به تن آدمي را به شدت ناروا مي شمردند بحث جرائم عليه تماميت جسماني اشخاص از قبيل اواع ضرب و جرح و مجازات آن در بندهاي 17 تا 44 فرگرد چهارم ونديداد بيان شده است . شديدترين جرائم و مجازاتها در بندها ي42-40 ذكر شده كه ترجمه آن به شرح زير است .
بند 40 - اي آفريننده ، جهان جسماني واي مقدس بگو بدانم ، هرگاه شخصي به ديگري چنان ضربت وارد نمايد كه بيهوش شود كيفر وي چه خواهد بود.
اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : كيفر وي بود ضربه تازيانه اسپاسه و نود ضربه تازيانه سروشه خواهد بود
بند 41 – اين جرم هرگاه در مرتبه دوم ارتكاب شود كيفر وي چه خواهد بود.
اهورا مزداد پاسخ داد و گفت : اين جرم در مرتبه دوم به پشوتن تبديل مي شود و دويست ضربه تازيانه اسپاسه و دويست ضربه تازيانه سروشه را سزاوار خواهد بود.
بند 42- هرگاه كسي به ديگري چنان ضربت زند كه او را بيهوش نمايد كيفر وي چه خواهد بود اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : اين جرم به پشوتن و تبديل مي شود و دويست ضربه تازيانه اسپاسه و دويست ضربه تازيانه سروشه را سزاوارخواهد بود.
تا بررسي بندهاي 40 تا 42 فرگرد 4 ونديداد چنين بنظر مي رسد.
1-در بند 40« جرم ايراد صدمه منتهي به بيهوشي مجني عليه » پيش بيني دشه كه مجازات آن 18 ضربه شلاق است در صورتي كه شخصي محققاً مرتكب همين جرم شود به استناد بند 41 مرتكب به مججازات 400 ضربه شلاق محكوم مي گردد بعبارت ديگر تعدد و تكرار جرم كه در حقوق جزاي امروزي يكي از عوامل تشديد مجازات مي باشد در آن دوران پيش بيني شده بود
1-2- جرم مذكور در يند 40 عيناً در بند 42 تكرار شده در صورتيكه مجازات از 180 ضربه به 400ضربه افزايش يافته است راه حلي كه براي توجيه افزايش مجازات بنظر مي رسد اين است كه تفاوت مجازاتهاي مندرج در بندهاي مذكور ناشي از نوع جرم ارتكابي بر حسب عنصر رواني مورد نظر بوده بنحوي كه جرم مذكمور در بند40 ناشي از سهل انگاري فاحش وليكن جرم مذكور در بند 42 توام با سوء نيبت يا قصد مجرمانه متهم باشد.
1-در فرگرد چهارم ونديداد پيرامون جرم قتل صراحتاً مطالب مشاهده نميشود لذا بمنظور يافتن پاسخ ابتدا ابواب ديگر ونديداد سپس نظر نويسندگان كتابهاي تاريخي و حقوقي مورد بررسي قرار مي گيرد.
با بررسي كليه ابواب ونديداد ملاحظه مي شود در زير بند چهارم آمده است :
اگر مزدا پرستان كالبد مرده را با يك سال از كته يا دخمه « گور» بيرون نبرند سزاي آنان برابر سزاي كسي است كه مرد پارسايي را بكشد كه سزاي چنين كسي « مرگ ارزاين » يعني اعدام است .
با عنايت به نحوه انشاء مطلب فوق بنظر مي رسد قتل عمد براي مرتكب آن مجازات اعدام است لذا به منظور بررسي دقيق اهميت عنصر رواني رم قتل و تأثر آن در جرم انگاري با توصيف مجرمانه انواع قنا، مسئوليت جزايي و مجازات ، نظرات نويسندگان كتابهاي تاريخي و حقوقي در اين بررسي مورد تحقيق قرار ميگرد.
ب – نظر محققين در مورد عنصر رواني جرم قتل
گروهي از محققين عقيده دارند ونديداد مجموعه اي از قواعد رسمي است كه در آن جرم انگاري انواع قتل و تأثير آن در ميزان مجازات پيش بيني شده است .
يكي از محققين در اين زمينه مي نويسد : « گناهان در دين زرتشت به سه دسته تقسيم شده اند .
1-گناهاني كه جبران ناپذير بوده به هيچ وجه قابل بخشايش نيستند . اين گناهان عبارت بوده از قتل عمد ، سقط جنين – زنا – غلام بارگي هر كس حق داشت مرتكبين اين جرائم را در حين ارتكاب به قتل برساند.
2-گناهاني كه پادافره آنها توبه و استغفار است.
3-گناهانيكه كيفر آنها انجام كارهاي نيك يا نتبيهات بدني بوده است.
همچنين پروفسور كريستن سن چنين مي نويسد :« ونديداد مجموعه اي از قواعد رسمي است و مشتمل بر مسائل مربوط به نمدي و تجاوز و قتل كه نسبت به مخلوقات اهورائي ( مانند انسان – سگ – بيدستر ) مرتكب شوند»
از تحقيقات و بررسي هائي كه محققين در زمينه تاريخ ايران باستان به عمل آورده اند معلوم مي شود كه « جرم قتل » در اوستا از اهميت بالايي برخوردار بوده و تصميم قبلي قاتل در ارتكاب جرم تهيه وسيله ارتكاب جرم و نوع قتل ازتكابي در شدت و ضعف مجازاتها تأثير به سزايي داشته و مورد نظر بوده است .
طبق قانون اوستا قاضي مكلف بود در موقع رسيدگي اين نكات را روشن نمايد و سپس حكم صادر كند.
1-جرم از روي قصد و وجدان ارتكاب شده است يا نه ؟
2-از روي اجبار اين جرم مرتكب شده يا اختيار؟
3-اولين دفعه است كه مجرم مرتكب جرم شده يا سابقه تكرار جرم دارد؟
اعدام در مورد مرتكبين قتل و … اجرا مي گشت .
بر حسب مندرجات اوستا نطفه چهارماه و يك روز بعد از انعقاد عنوان جنين پيدا مي كند اگر كسي جنيني را سقط مي كرد گناهكار شمرده مي شدو مجازاتش مجازات قتل عمد بود
همچنين گروهي از محققين و حقوقدانان در نتيجه تحقيقات و مطالعات تاريخي و حقوقي خود اظهار داشته اند كه در دوران هخامنشيان و ساسانيان به عنصر رواني جرم قتل اهميت فراواني داده مي شده است و برحسب نوع قتل ارتكابي ، مسئوليت كيفري و مجازات قاتل تفاوت داشته است ، به نحوي كه در آن دوران طبق مقررات جاري ، مرتكب قتل عمدي به مجازات اعدام و مرتكب قتل خاطايي به مجازات شلاق محكوم مي شده است.
در ايران باستان پادشان هخامنشي و ساساني قوانين و فرامين خود را طبق اصول اوستايي بيان مي كردند فرمان داريوش در زمينه جرائم عليه تماميت جسماني قابل دقت است در كتبيه نقش رستم چنين آمده است.
« داريوش بزرگ مي گويد هر كس آزاري برساند مطابق آزاري كه رسانيده است تنبيه مي كنم و هرگز اتفاق نيفتاده است كه كسي آزاري كرده است تنبيه نشده باشد»
استاد دكتر صانعي در اين زمينه مرقوم فرموده است « حقوق ايران در دوره باستان جنبه مذهبي داشت ويل دورانت در تشريع مجازاتهاي دوره هخامنشي پس از تأييد اين مطلب كه « قانون كشتن اشخاص را در برابر بزه كوچك حتي بر شخص شاه ممنوه كرده بود ه، چنين مي نويسد خيانت به وطن و هتك ناموس و كشتن و … كيفر مرگ داشت در اينگونه حالات گناهكار را مجبور مي كردند زهر بنوشد يا او را به چهار ميخ مي كشيدند يا به دار مي آويختند و سنگسارش مي كردند … هر كس ديگري را به خطا مي كشت مجازاتش 90 ضربه تازيانه بود.»
4-1) بررسي جرائم در نامه تنسر
نامه تنسر يكي از اسناد مهم درباره اوضاع سياسي ، اجتماعي ، اداري و ديني ايران در دوره ساسانيان است و نشان دهنده آن است كه « در زمان ساسانيان حقوق و قضا رابطه بسيار نزديكي با دين داشته است . در اين نامه در زمينه جرائم و مجازاتها آمده است « بدان كه عقوبات بر سه گناه است»
يكي ميان بنده و خداي عزاسمه كه از دين برگردد و بدعتي احداث كند در شريعت
يكي ميان رغيب و پادشاه ، كه عصيان كند يا خيانت و غش ( كه تمرد و عصيان و خيانت و طغيان نمايد)
يكي ميان برادران دنيا كه (يكي ) بر ديگري ظلم نمايد»
با بررسي نامه فوق كه به عنوان يكي از اسناد دوره ساسانيان در مورد حقوق و قضا مي باشد ، ملاحظه مي شود يكي از جرايمي كه پيش بيني شده است ، جرائم ميان افراد جامعه است كه جرم قتل يكي از آن جرائم محسوب مي شود بنابراين جرائم قتل ، ايراد ضرب و جرح از جمله موضوعاتي بوده است كه در دستگاه قضايي ساسانيان مورد رسيدگي قرار مي گرفت . يكي ديگر از ويژگي هاي حقوقي دوره ساسانيان توجه به سن مجرمين بود كه تأثير مهمي در مسئوليت جزائي اشخاص داشت كودكان از مسئوليت جزايي معاف بوده و نوجوانان داراي مسئوليت تخفيف يافته بودند.
يكي از محققين در اين زمينه مي نويسد : « يكي از خصوصيات قانون جزاي دوره ساساني اين بوده كه بين سن مجرمين فرق گذارده است يعني مجازات اشخاص رشيد و سغار و همچنين بين صغار 7 و 8 ساله را با صغار از 8 تا 16 ساله تفاوت قائل شده است صغار 7 تا 8 ساله مسئوليت جزايي ندارند و از 8 تا 16 سال بمجازات خفيف تر ( تأديبي ) از آنچه براي اشخاص رشيد معين شده است مي رسند قيم و ولي در مواردي كه امر در اثر تقصير آنها باشد مسئول خسارات بوده و در بعضي موارد هم مجازات مي شدند . را مطالعه مطالب مذكور استنباط مي شود كودكان زير 8 سال از مسئوليت جزايي مبري بودند و نوجوانان تا 16 سالگي داراي مسئوليت جزايي تخفيف يافته بودند افراد بالاي 16 سال ، در صورت ارتكاب جرم ، از مسئوليت كيفري كامل برخوردار بودند ، و مجازات مي شدند بنابراين هر گاه شخصي مرتكب جرم قتل مي شد . در رسيدگي هاي قضايي ، قبل از هر چيز ، به سن مرتكب جرم توجه مي شد ، در صورتي كه از رشد جزايي برخوردار بود ، مقامات قضايي درباره مجازات او تصميم مي گرفتند . البته يكي از موضوعاتي كه در اعمال مجازاتها در نظر گرفته مي شد، «شخصيت مجرم » بود كه در قسمت بعدي توضيح داده مي شود.
5-1) رعايت « اصل فردي كردن مجازاتها»
يكي از اصول پيشرفته اي كه در حقوق جزاي ايران باستان جاري بوده « اصل فردي كردن مجازاتها است در دوران معاصر به منظور تنظيم سياست جنايي جهت اصلاح جامعه ، اشخاص بزهكار و پيشگيري از وقوع جرم اصل فردي كردن مجازاتها ، از اهميت زيادي برخوردار است.
در اين زمينه استاد دكتر صانعي مي فرمايند « امروزه فردي كردن مجازاتها يكي از هدفهاي اساسي حقوق جزارا تشكيل مي دهد »
بنابراين مجازات بعنوان واكنش اجتماعي با توجه به خصوصيات و تفاوتهاي جسماني ، رواني و اجتماعي اشخاص ، به نحو متفاوتي در مورد افراد بزهكار از جمله مرتكبين قتل اجرا مي شد در هنگام رسيدگي به جرم متهم ، كارهاي نيك و خدمات او را به حساب مي آوردند.
صاحب نظران حقوقي و تاريخي در اين زمينه مي نويسند : « در اعمال مجازاتها بر افراد مجرم توجه مي كردند يعني اگر شخصي مرتكب جرمي شده بود و اعمال و كارهاي نيكي نيز قبلاً داشته ، در هنگام صدور حكم آن كارهاي نيك را نيز در نظر مي گرفتند »
هرودوت در باره اين رسم حقوقي چنين مي نويسد « پادشاه شخصاً براي يك تقصير كسي را به مرگ محكم نمي كند و هيچيك از ايرانيان نبايستي بنده اي را بر اثر يك گناه به اشد مجازات برساند ( مگر ) بعد از آنكه فكر كرده كارهاي بد بزهكار را متعددتر و مهم تر از خدمات انجام شد او يابد و ديگر .
شادروان حسن پيرنيا( مشير الدوله ) درباره كيفيت صدور حكم مجازات اعدام در ايران باستان چنين مي نويسد : « اگر كسي در مرتبه اول مرتكب جنايتي شده بود حكم اعدام صادر نمي شد و اين قاعده در عال قديم از خصايص ايران است اگر كارهاي بد او برتري دارد مجازات مي شد .
نتيجه :
1-مجموع تحقيقات و بررسي ها نشان مي دهد كه در آيين زرتشت و ايران باستان « عنصر رواني جرم قتل « اهميت زيادي داشت.
2-بر مبناي عنصر رواني ، جرم انگاري با توصيف مجرمانه انواع قتل شامل « قتل عمد » و « قتل خطائي » پيش بيني شده و سياست جنائي بين مرتكبان جرائم عمدي و غير عمدي تفاوت قائل شده بود.
3-هر يك از انواع قتل ، مجازات جداگانه اي داشت ، به نحوي كه براي ارتكاب قتل عمدي توسط اشخاص مسئول ، مجازات اعدام و براي ارتكاب قتل غير عمدي 90 ضربه شلاق پيش بيني شده بود .
4-كودكان كمتر از 8 سال از مسئوليت جزائي مبري و از مجازات معاف بودند ، نوجوانان تا 16 سال داراي مسئوليت جزايي تخفيف يافته بودند و افراد بالاي سن 16 سال داراي مسئوليت جزائي كامل بودند .
5-در اعمال مجازاتها بسيارياز اصول پيشرفته حقوق جزاي معاصر از جمله بنام « فردي كردن مجازاتها» رعايت مي شد لذا شخصيت مرتكب جرم در اعمال مجازاتها نقش تعيين كننده اي داشت .
بخش دوم – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين يهود
1-2)منابع حقوقي آيين يهود
حضرت موسي (ع) يكي از پيامبران اولوالعزم است كه چندين قرن قبل از پيامبر اسلام (ص) از سوي خداوند متعال به پيامبري مبعوق شد و احكام شريعت حضرت موسي (ع) در كتابي بنام تورات بر او نازل شد كه به اني موضوع در آيات مختلف قرآن كريم تصريح شده است .
كتاب تورات پس از مدتي از بين رفته است ، امروزه براي پي بردن به احكام شريعت موسي (ع) از جمله بررسي عنصر رواني جرم قتل و تأثير آن در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات به كتابهاي عهد عتيق و « تلموذ» مراجعه مي شود كه توسط علماء يهود نوشته شده است.
پيروان آيين موسي (ع) « يهود» ناميده مي شوند ، مرحوم دهخدا به نقل از نفانس الفنون مي فرمايد : « ايشان هفتاد و يك فرقه اند »
كتاب تلموذ ، به اسارت ملت يهود به دست بخت النصر دوم اشاره مي نمايد و از او به نام رئيس جلادان نام مي برد و همين منبع يادآورد مي شود در تنظيم توراتي كه عرزاسوفر در تدوين آن بيشترين خدمت را كرده مجموعه قوانين حمورابي اثر داشته است . دانشمندان درباره اين مسئله كه كبيسه ها در زمان اسارت در بابل تأسيس يافته اند اتفاق نظر دارد.
از تلموذ يعني مهمترين كتاب تشكيلات دين يهود به خوبي مي توان استنباط كرد كه بعد از اسارت ملت يهود در بابل و حتي قبل از آن هم كتابي كه مستقيماً از موسي (ع) به ملت يهود رسيده باشد وجود نداشته و تورات تحقيقاً بعد از فتح بابل بدست كوروش كبير تنظيم گرديده است . در تنظيم اصول مقرر به كتاب تورات از اصول منشور حمورابي كه در آن زمان يكي از منابع مسلم علماي يهود بود نهايت درجه استفاده به عمل آمده است .
كتاب عهد عتيق داراي قسمتهاي مختلفي است كه مطالب اصلي احكام يهود در اشعار زير بيان گرديده است .
1- سفر بيدانس 2- سفر خروج 3- سفرلاويان 4- سفر اعداد
5- سفر تشنه
2-2) نخستين قتل ناحق در تاريخ بشر
كتاب « عهد عتيق» در مورد اولين قتل ناحق چنين مي نويسد « قائن (قابيل ) فرزند آدم (ع) هديه اي نزد خداوند آورد كه قبول نشد ولي هابيل برادر كوچكترش هديه اي نزد خداوند آورد و خداوند آن را پذيرفت قائن از اين واقعه به شدت ناراحت شد و سپس هابيل را در صحرا كشت .علامه فقيد سيد محمد حسين طباطبائي مفسر كبير قرآن ، اين واقعه را به بيان ديگر از تورات عربي به شرح زير عنوان مي كند.
« قائن از ميوه هاي زمين قرباني براي خداوند تقديم نمود هابيل هم از گوسفندان جوان و فربه تقديم نمود ، خداوند به هابيل و قرباني اش نظر افكند ولي به قائن و قرباني اش نگاه نكرد قائن سخت ناراحت شد ، اگر نيكي كني آيا بالا نمي روي ، و اگر نيكي نكني در گناه مستقر … قائن را برادرش هابيل سخن گفت و چنين اتفاق افتاد كه وقتي آن دو در مجلسي بودند قائن بر برادرش هابيل قيام كرده او را كشت .
با توجه به مطالب مذكور دو نكته به نظر مي رسد .
1-اولين قتل ارتكابي در تاريخ بشريت قتلي است كه توسط فرزند حضرت آدم ابوالبشر واقع شده است .
2-قتل مذكور از نوع قتل عمد همراه با تصميم قبلي بود كه قاتل در اثر ناراحتي و دشمني نسبت به برادرش وي را كشت .
3-2) ممنوعيت ارتكاب قتل به ناحق
كشتن انسانهاي بيگناه و ارتكاب قتل از جمله جرائمي است كه از ديدگاه شريعت موسي (ع) مورد نهي قرار گرفته و به عنوان عمل ممنوعي شناخته شده است.
در اين زمينه در سفر خروج آمده است « قتل مكن ، زنا مكن ، دزدي مكن ، بر همسايه خود شهادت دروغ مده ، به خانه همسايه خود طمع مورز…»
كشتن به ناحق هر شخصي ، در حكم كشتن همه انسانهاي جهان بيان شده و تلاش براي حيات نجات يك نفر از مرگ ، در حكم نجات جان همه اشخاص بيان شده است در كتاب تلموذ آمده است « ادم ابوالبشر در آغاز خلقت به صورت يك فرد تنها آفريده شد ، تا اين درس را به ما تعليم دهد ، كه هر كس جان انساني را تباه سازد و او را هلاك كند ، تورات در حق او چنين حكم مي كند كه گويي همه جهانيان را نابود كرده است و هر كس جان انساني را از نابودي نجات بخشد ، تورات درباره او چنين حكم كرده كه گويي همه جهانيان را نجات داده است . شما بگويي ( از آنجا كه مسئوليت اين قدر سنگين است ) پس چرا اين دردسر را براي خود بسازيم.
4-2) انواع جرم قتل بر حسب عنصر رواني
كتاب تورات انواع قتل را در « سفر اعداد » به اين شرح آورده است . اين شش شهر براي شما ملجا باشد (14) هر كه شخصي را سهواًكشته باشد و به آنجا فرار كند و اگر او را با آلت آهنين زد و مرد او قاتل است (17) و قاتل البته كشته شود و اگر او را با دست خود به سنگي زد كه از آن (18) كسي كشته شود بزند تا بميرد وقاتل البته كشته شود (19) و اگر او را به چوبدستي كه با آن كسي كشته شود ، بزند تا بميرد وقاتل است و قاتل البته كشته شود(20) ولي خون ،خود قاتل را بكشد هرگاه با او برخورد او را بكشد و اگر از روي بغض (21) او را با تيغ زد كه مرد آن زنده چون كه قاتل است البته كشته شود(22) هر كه شخصي را بكشد پس قاتل به گواهي شاهدان كشته شود، و هيچ فديه به عوض جان قاتل كه مستوجب قتل است مگيريد بلكه ا و البته كشته شود (30)
با دقت در نقل قول مذكور ملاحظه مي شود كه در كتاب عهد عتيق موضوعات زير پيش بيني شده است:
1-انواع قتل شامل الف – قتل عمدي و ب – قتل خطايي
2-مجازات قصاص براي ارتكاب قتل عمدي
3-ممنوعيت دريافت ديه در قتل عمدي
همچنين در اين مورد در كتاب تلموذ آمده است هنگامي كه وقوع قتل براي دادگاه ثابت شود ، يكي از اين دو مجازات را درباره شخص محكوم اجرا مي كنند تبعيد به شهر پناهگاه ( سفر اعداد فصل 35) در صورتي كه قتل سهواً و بر اثر تصادفي كه در نتيجه سهل انگاري و تقصير متهم است رخ نداده باشد و يا اجراي حكم اعدام در موردي كه آدم كشي عمدي بوده ، يا در نتيجه سهل انگاري با نيت جنايتكارانه اتفاق افتاده باشد
با دقت در مطالب مذكور استنباط ميشود:
1-بر اساس كتاب تلموذ به اعتبار عنصر رواني ، سه نوع قتل پيش بيني شده است كه عبارتند از :
الف : قتل عمدي
ب : قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه كه بار مرتكب آنها، مجازات اعدام پيش بيني شده است .
ج- قتل خطايي
اين قتل در اثر خطاي مرتكب و بدون سهل انگاري فاحش و همراه با نيت جنايتكارانه است كه براي مرتكب آن مجازات تبعيد پيش بيني شده است .
2-طبق كتاب تورات جرم قتل بر مبناي عنصر رواني به دو نوع تقسيم شده است كه عبارتند از
الف – قتل عمدي
ب – قتل خطايي
در قسمت بعدي بعضي از مصاديق مهم و برجسته هر يك از انواع قتل به عنوان نمونه از كتابهاي عهد عتيق و تلموذ بيان ميگردد.
5-2) مصاديق مهم قتل عمدي
هرگاه شخصي به يكي از روشهاي زير مرتكب قتل شده باشد در اين صورت قتل عمدي محسوب مي شود :
1-ايراد صدمه منتهي به مرگ با وسيله آهنين
2-ايراد صدمه منتهي به مرگ با پرتاب سنگ
3-ايراد صدمه منتهي به مرگ با چوبدستي كه غالباً كشنده باشد
4-ايراد صدمه منتهي به مرگ با تيغ يا شيء برنده
5-اداي شهادت دروغين منتهي به صدور حكم اعدام
6-سهل انگاري در نگهداري گاوي كه عادت به شاخ زدن دارد و در اثر شاخ زدن شخصي را كششته باشد ، در اين صورت گاو سنگسار مي شود و صاحبش نيز كشته مي شود.
6-2) مصاديق مهم قتل خطايي :
بعضي از موارد مهم و برجسته قتل خطايي به عنوان نمونه در زير بيان مي شود
1-قتل ناشي از ايراد صدمه غير عمدي منتهي به مرگ بدون دشمني قبلي
2-قتل ناشي از افتادن بام غلتان بر روي عابر
3-قتل ناشي از اصابت قطعه چوب كه در حين كار بر اثر ضربه به تير جدا شده است .
4-قتل ناشي ازاصابت آهن تيري كه در حين كار از دسته اش جدا شده است .
5-قتل ناشي از ضربات شلاق اضافي مأمور اجراي حكم
( حتي اگر مأمور اجراي شلاق يك ضربه زيادتر از حد لزوم بزند و محكوم عليه در اثر آن بميرد )
7-2) مصداق قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه :
همان طور كه در بحث انواع جرم قتل بر مبناي عنصر رواني بيان شد ، ملاحظه مي شود در آيين يهود به استناد كتاب تلموذ نوعي قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه پيش بيني شده كه براي مرتكب ، مجازات اعدام در نظر گرفته شده است با تحقيق در مصاديق قتل به نظر ميرسد « قتل دشمن از روي سهو» تنها موردي كه براي اين نوع قتل ذكرشده به شرح زير است :
ربي يوسه مي گويد « يك دشمن ( كه دشمن خود را ظاهراً از روي سهو كشته باشد ) اعدام مي شود . زيرا اون به عنوان شخصي كه علاقه به صدمه زدن به دشمن خود دارد شناخته شده است . ربي شيمعون مي گويد : دشمن ( اگر دشمن خود را كشته باشد )، گاهي تبعيد مي شود و گاهي نمي شود قاعده كلي چنين است هر گاه بتوان گفت كه او دشمن خود را عمداً كشته است تبعيد نمي شود ولي اگر بتوان گفت كه او از روي سهو مرتكب قتل شده است تبعيد مي گردد.
با عنايت به مطالب مذكرو به نظر مي رسد كه در زمينه مجازات مرتكب قتل در اثر سهل انگاري يا نيتجنايتكارانه ، دو نظريه وجود داشته است.
نظريه اول – هر گاه شخصي به دشمن خود صدمه زده و او را از روي سهو كشته باشد هر چند قصد كشتن وي را نداشته ولكن در اثر سهل انگاري يا نيت جنايتكارانه مرتكب قتل شده است به مجازات اعدام محكوم مي شود.
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک